+ نوشته شده توسط پوهنیار فهیم "کوشا"استاد دیپارتمنت تاریخ در یکشنبه 1388/06/15 و ساعت 12:7 |

 

 

+ نوشته شده توسط پوهنیار فهیم "کوشا"استاد دیپارتمنت تاریخ در یکشنبه 1388/06/15 و ساعت 12:6 |

 

کتاب فوق را یعنی تشکل سرحدات و واحد های اداری افغانستان در مسیر تاریخ را از اینجا دانلود کنید.

http://hep.glp.net/c/document_library/get_file?folderId=76573&name=DLFE-6334.pdf

 

+ نوشته شده توسط پوهنیار فهیم "کوشا"استاد دیپارتمنت تاریخ در چهارشنبه 1388/06/11 و ساعت 9:18 |

بسم تعالی

                                   آموزش یعنی چه ؟

مقدمه:

اصطلاح آموزش در ذات خود ابزاری است که انسانها به وسیله آن به زنده گی حرفه ای خویش شکل و صورت میدهند. و آینده تابناک و درخشان را مطابق به میل و آرزوی خویش عیار میکنند و بر اساس داشتن شعور بر آن مسلط میشوند.

همانا هیچ لحظه ی از زنده گی انسانها خالی از آموزش نمی باشد، و هیچ انسان را در نمی یابیم که در زنده گی خویش یاد نگرفته باشد و یا یاد نداده باشد. البته زیبایی زنده گی هم در این است که انسان ها مدام در حال یاد دادن و یاد گرفتن هستند، دراین صورت میتوان یاد دادن و یاد گرفتن را واژه زنده بودن نام گذاری نمود. چون هر قدر یاد دادن ها و یاد گرفتن ها بهتر صورت بگیرد، زنده بودن و زنده گی با معنی و لذت بخش میگردد.

طوریکه تجربه جهان متمدن به اثبات رسانیده است که انسان هر قدر بهتر تربیت و پرورش شود و آموزش را پیشه نماید به همان اندازه زمینه های بیشتر همچون: منفعت، کامگاری، سعادت، ترقی، انکشاف، بهزیستی، و بقای نسل را نصیب میگردد. و فرا تر از آن برای جامعه ی خود عضو فعال و کار آمد تلقی میگردد. و همه به همچون اشخاص آموزش دیده ضرورت داشته و ارج میگذارند.

 

پیشنه ی موضوع : آموزش

دانشمندان بزرگ تعلیم و تربیت را عقیده بر این است که آموزش تنها وسیله ای است که انسان در اختیار دارد و به کمک آن میتواند به زنده گی روزانه و حرفه ای خویش طوریکه در مقدمه تذکر داده شد رنگ مثبت بدهد و توسط آن آینده را بسازد.

طوریکه ما وشما را نیز عقیده بر این است  که بدون آموزش انسانها بدون سر نوشت و آینده هستند. و در جا های که به آموزش کمتر توجه صورت گرفته شده، دیده شده است که از کاروان تمدن بشریت خیلی ها فاصله داشته و همیشه در رنج، تنگدستی، فقر و گرسنگی بسر میبرد. و عقب مانده گی کشور ما نیز به موضوع فوق ارتباط دارد.

بدین منظور روان شناسان برای آنکه امر آموزش با موفقت انجام یابد مراحل پنج گانه ای ذیل را برای آن در نظر گرفته اند:

1-  مرحله اول: تعیین هدف های آموزشی

هدف های آموزشی ممکن است کلی و یا خاص باشد. این هدف ها به هر شکلی که است، باید بدون توجه به نژاد، رنگ، پوست، جنسیت، مذهب، و یا طبقه اجتماعی خاص دنبال شود. بلکه انسان و جامعه انسانی در بر گیرد.

2- آشنایی با توانمندی ها و علایق شاگردان:

در این مرحله طرح آموزشی سنجش آن عده از آماده گی ها و دست آورد های است که شاگردان در آغاز آن دارا میباشد، این سنجیش به صورت آزمون و یا تجارب معلم میتواند فراهم و آنجام شود. همچنان معلم باید تمام آماده گی های قبلی شاگردان را از قبیل : نیاز ها، ارزشها، علاقه ها و عواطف را در نظر گیرد. آموخته ها و آماده گی های شاگردان به معلم این کمک را میرساند که برفع کمبود ها و نقایص که شاگردانرا از پیشرفت درس باز میدارد بپردازد.

3-  مرحله سوم انتخاب و تنظیم موضوع درسی مناسب:

مطلوب ترین برنامه های درسی آنهای هستند که با علاقه و شرکت فعال شاگردان برای دست یافتن به اهداف درسی اجراء شود. بدین معنی که برنامه ها هر چه فراگیر تر و بیشتر مناسب حال و امکانات بدنی و روانی شاگردان باشد مناسب تر است.

4- مرحله چهارم اجراآت مناسب یادگیری در صنف:

در چهارمین مرحله طرح آموزشی معلم نه تنها باید به ساختار و مفاهیم بلکه به حالت های عاطفی علاقه ها و ارزش های مواد آموزشی توجه لازم به خرچ دهد، هنگام درس معلم ممکن است با عدم رضایت شاگردان مواجه شود. و امر آموزش دچار وقفه گردد. در چنین وضع معلم باید نخست علت آنرا جستجو نموده، سپس به خونسردی و خوشرویی و احساس تفاهم با شاگردان همکاری کند.

که در حقیقت یک طرح درس خوب باید هم دارای حسن اجراء و آماده رفع مشکلات و دشواری های درسی باشد.

5- مرحله پنجم این مرحله را به نتیجه مقاله میتوان سهیم ساخت و مورد مطالعه قرار داد.

نتیجه :

 بنابر مطالب مقاله هذا نخست باید گفت   اگر آموزش در هر جامعه متوقف گردد، پس زنده گی نیز متوقف میگردد. و رسالتاً میتوان گفت تا زمانیکه یک برنامه ی درست و علماً تنطیم شده ی آموزشی در حیات روزمره بخصوص در نهاد تحصیلی و تدریسی و علمی هر جامعه طرح ریزی نگردد، هیچگاهی ساکان آن جامعه نمی توانند از یک آینده تابناک و درخشان و پیشرفته سخن به زبان آورند.

ثانیاً از مقاله فوق میتوان چنین نتیجه گرفت، که آموزش یکی از رمز های با اهمیت اجتماعی است که بر اساس آن متیوان از زنده گی لذت برد. و اکنون جامعه ی وجود ندارد که در تداوم و استمرار خود وابسته به آموزش نباشد. و قابل تذکر است که برای رسیدن به این ارمان باید بینش و تفکر سالم داشته باشیم، و خویشرا شریک و همکار جامعه متمدن جهانی بدانیم. بجاست که با راستکاری و صداقت عمل نماییم ، مردم و وطن خویشرا دوست داشته باشیم.

طوریکه به بدنه ی مقاله از اهداف پنجگانه آموزش یاد آوری شد، البته از چهار هدف آن تذکر به عمل آمد و مرحله پنجم آنرا تحت عنوان نتیجه گیری مقاله این چنین مورد مطالعه قرار میدهیم:

مرحله پنجم ، مرحله نهایی طرح آموزشی ارزش دادن به نتایج است که بدین وسیله تمامی نواقصات و کمبودات تدریس و یاد گیری مشخص میشود.

آزمون های مکرر به هر صورت و شکلی که باشد شاگردان را متوجه نواقص شان میسازد. و از اهمیت خاص بر خوردار است از نتیجه ارزیابی مشخص میشود. که شاگردان مفاهیم و ساختار های آموزشی را بخوبی آموخته است و یا خیر.

آزمون های روزانه و سوالات کوتاه، چهار جوابه، و  یا کلی و مشرح به هر شکلی که باشد شاگردان را به همکاری و فعالیت بیشتر وادار میکند.

بناءً : معلم باید تا میتواند درسرا دلپذیر تر و با روحیه شادی و نشاط ارائه کند، تا از هر گونه بیزاری ،  خسته گی و عدم علایق شاگردان جلو گیری شود.

ضرورت به انتشار مطلب دارد.

+ نوشته شده توسط پوهنیار فهیم "کوشا"استاد دیپارتمنت تاریخ در یکشنبه 1388/06/08 و ساعت 12:4 |

بسم تعالی

 

نگرشی مختصر بر وضع باستانی افغانستان در دوره ماقبل التاریخ

          مقدمه :

            افغانستان یک کشور باستانی در براعظم آسیا میباشد . در این کشور دو میلیون سال قبل از امروز مردم زنده گی داشتند. یعنی از شروع عصر سنگ در این منطقه زنده گی وجود داشت. مدنیت مردم افغانستان در زمان های بسیار کهن بعد از حفریات باستان شناسی تثبیت گردیده است.

           در این منطقه مدنیت های پرافتخار وشگوفان بوجود آمده وانکشاف نموده است. مدنیت پر افتخار افغانستان قدیم عبارتند از :

ازمدنیت های چون سیستان , کویته , قندهار« مندیگک» مدنیت اوستایی , مدنیت باختری , مدنیت کوشانی که نتنها درآسیا بلکه درتمام جهان شهرت بسزا دارد .

          هنر قدیم افغانستان که مربوط مدنیت های فوق الذکر میباشد. درساختن افزارکار و سایل تولید اهمیت بزرگ داشت . وسایل که توسط هنرمندان قدیم افغانستان ساخته میشد فوق العاده با اهمیت و با ارزش میباشد.

         تاریخ ومدنیت قدیم افغانستان تا این اواخراز انظارمردم پنهان بود. دراوایل قرن بیست میلادی اولین گروه مورخان که شامل هیاءت آلمانی بود وارد افغانستا ن شده وبعد از سیاحت علمی درگوشه وکنارافغانستان معلومات درباره تاریخ کهن افغانستان جمع آوری نمودند.

        بعد ازهیات گروه مذکورگروه باستانشناسان فرانسوی تحت رهبری ( فوشه ) وارد افغانستان شد . این هیات چندین منطقه باستانی را سروی ومطالعه نمود.

 

         درسال 1922 میلادی اولین گروه دانشمندان باستان شناسی اتحاد شوری وقت بعد انقلاب کبیر اکتوبر درزمان امیر امان الله خان به افغانستان رسیدند و به تحقیقات باستان شناسی شروع نمودند. که عبارت بودند از :

             ( م . گ  ویچسلوف , و گودو تسف ) هیات شوروی بعد از مطالعات باستان شناسی کتابی را بنام        ( افغانستان باستان) به نشر رسانیدند .

بعداز سال 1950 م باستان شناسان کشورهای مختلف جهان وارد افغانستان شده به حفریات باستان شناسی شروع نمودند. از آنجمله یکی هم ( ک . سکان ) امریکایی بود که درسال 1954 م درمغاره قره کمر سمنگان حفریات خود را شروع کرد.

            درسال1959 م انسان شناس وباستان شناس دیگرامریکایی بنام ( ل . دوبری ) که دردره کور آق کپرک بلخ امروزی آثارعصر سنگ را کشف کرد . وتا سال های ( 1962 م – 1965 م ) حفریات خود را ادامه داد . درسال 1965 م باستان شناس ایتالیاوی تحت رهبری ( س . م پوگلینری ) به حفریات خود درافغانستان آغاز نمودند .

           درسال 1969 م هیات دیگر باستان شناسان اتحاد شوروی وقت. تحت رهبری ( ا. ت. گروگلیکووا) و    ( و. و سریاندی ) حفریات خود را طلا تپه ولایت جوزجان و ( دلیر جین و دلورجین ) صفحات شمال افغانستان شروع کردند. ودرنتیجه آثارخیلی زیادی را ازعصر سنگ الی دوره کوشانی ها کشف نموده اند . اینها کتابی را نیزدراین زمینه نوشتند.

           علاوتاً سریانیدی کتابی دیگری بنام ( زارعین قدیم افغانستان ) درسال1977 م نوشت و نشر نمود.

         در قسمت اهمیت اثار تاریخی وفرهنگی باید گفت که : آثارتاریخی وفرهنگی بهترین نماینده تاریخ کهن و تمدن باستانی چندین هزار ساله سرزمین با اعظمت ما افغانستان میباشد.

چناچه اگرعلم تاریخ شناخت ومبارزات گوناگون انسان هارا تجلی میدهد . باستان شناس نیز شناخت مستقیم و مشاهده عینی آن چیز ها است . که میخواهند تاریخ وطن بیانگرآن باشد.

 

نگرشی مختصر بر وضع باستانی افغانستان در دوره ماقبل التاریخ

 

1   -  عصر سنگ قدیم :

          عصر سنگ قدیم در عهد چهارم جیولوجیکی یعنی سینوزوییک شروع میشود. که همین دوره مزبور را به شش دوره بخاطر سهولت مطالعه زمان گذشته به شش دوره تقسیم کرده اند. البته در دوره اخیر یعنی مگدالین مادر شاهی بمیان آمد. یعنی زنها حقوق زیاد اقتصادی را بدست آوردند. همچنان کار شرایط لازم را برای تکامل نوع انسان کنونی مهیا ساخت و در همین دوره موجودات زیاد تر رشد میکنند.

         حفریاتیکه درنقاط مختلف افغانستان توسط باستان شناسان کشورهای مختلف جهان صورت گرفته است . آثارزیاد عصرسنگ قدیم رابدست آورده اند. که ما با ارایه چند. مثال آنهارا توضیح میکنیم.

            حفریاتیکه توسط لویس دوبری باستا ن شناس امریکایی درصفحات شمال افغانستان صورت گرفته زیاده از یکصد زیستگاه های قبایل شکاری عصر سنگ قدیم رادرسلسله جبال هندوکش کشف نموده است. همچنان درغار قره کمر ولایت سمنگان نیز چندین زیستگاه های قبایل شکاری عصر سنگ قدیم کشف گردیده است . دراین زیستگاه ها افزار ووسایل زیادی بدست آمده است که عبارت اند از: نوکلیوس (سنگهای کلان چقماقی ) که از آن برای افزار سازی , پارچه های کوچکی جدا میساختند. قبایل این عصرغالیاً به منظور افزار سازی از سنگ های چقماقی سفید استفاده میکردند.

         مناطق دیگری که ازآنجا ها آثارعصر سنگ قدیم بدست آمده عبارت اند از:

 دره چماقی سیاه ریگ , تاشگذر , اوچتپه , نایب آباد , دره کورآق کپروک , غارمار ,غارمرده گوسفند, دشت ناورغزنی وغیره را از این جا ها غالباً نوکلیس ها وسایل تراشیدنی و آلات و افزار سنگی کارد مانند. بدست آمده است.

2     - افغانستان درعصر سنگ میانه ( میزولیتیک ) :

          میزو لیتیک کلمه یونانی بوده که میزو به معنی میانه ولیتیک به معنی سنگ تشکیل گردیده است.

دردوره اخیر سنگ قدیم اقلیم گرم شد. و هوا تغیر خورد یخچال های نیم کره شمالی زمین ذوب گردید و درروی زمین تحول بزرگ طبیعی به میان آمد دریا ها , جهیل ها وبحر ها از یخ جدا شده و شکل جدیدی را بخود گرفتند. عصر سنگ میانه از 14 هزار سال ق. م  شروع شده وتا هزاره ق. م داوم کرده است.

درعصرسنگ میانه آلات و افزار جدیدی اختراع شد . که بنام مکرولیتیک ها یاد میشد. میکرو لیتیک از کلمه های یونانی ( میکرو) بمعنی خورد و لیتوس بمعنی ( سنگ ) تشکیل گردیده است.

        شکل میکرولیتیک ها اکثراً سه کنجه و یا چهار کنجه و یا نیم دایره بود. ازمیکرولیتیک ها درساختن افزار همچون تیر استفاده میشد. که درشکار برده میشد. و درتولیدات قبایل ابتدایی آن عصر تحول خیلی بزرگی را بمیان آورد. شکارانفرادی نیز درهمین وقت شروع شد. باانکشاف طرز جدید شکارازیک طرف محصولات زیاد شد. از طرف دیگرانسان ها امکان پیدا کردند. که تعداد از حیوانات را اهلی نمایند. به این اساس اهلی نموده حیوانات که نمونه ابتدایی مالداری انسان ها است . پیداشد. اولین حیوان اهلی شده سگ محترم میباشد. زیاد شدن محصولات شکار , امکان داد که انسان ها از جمع نمودن میوه تا اندازه یی صرف نظر کنند. وبه تولیدات جدید ابتدایی زارعت شروع نمایند . دهقانی و مالداری درهمه جا دریک وقت شروع نشده است . دهقانی ومالداری اولترازهمه درآسیای نزدیک بمیان آمد . که این وقت عصر سنگ میانه بود.

         از مکرولیتیک های که در عصر سنگ میانه استفاده میشد. آلات افزار خیلی خوب و ساده میساختند. استخوان و یا چوب را شگاف کرده تیغ سنگی را درآن میماندند. و همچون تیر یا کارد از آن استفاده میکردند.

 انسان های این عصر غالبا به مناطق مختلفه نقل مکان میکردند. وزیستگاه های شانرا زیادتر درمغاره ها میساختند . زیرا مبنی درحفریات بسیاری از مناطق زیستگاه های این عصر درمغاره ها یافت شده است.

         مثلا : زیستگاه های غارمرده گوسفند. و غارمار در ولایت بلخ .

انسان های عصر سنگ میانه مرده های خود رادریک جای مخصوص به نام قبرستان ویا هدیره دفن میکردند. ودربالای مرده خاک تپه علحیده میساختند.که تاامروز هم به همان شکل بنام قبر یار میگردد. مرده ها را در حالت قات شده ویا بسته شده دفن میکردند. و بعضی افزار ووسایل کاررا یکجا با آنها میماندند.

مناطق باستانی دیگرافغانستان که در آنجا ها آثار سنگ میانه کشف گردیده عبارتند از : دره چقماق , تاشقورغان , تاشگذر , اوچتپه ,نایب آباد , دره کور, اق کپروک وغیره .

3- افغانستان درعصر سنگ جدید:( درعصر نیولیتیک )

         نیولیتیک از کلمه  یونانی نیو به معنی (جدید) و لیتک به معنی (سنگ) بوجود آمده که بنام ( عصرسنگ جدید ) شهرت یافته است . درعصرسنگ جدید درساحه افزار سازی اصول جدید تخنیکی بوجود میاید. که عبارت ازصیقل سنگ بریدن سنگ وغیره میباشد. دراین عصر اصول افزار سازی قبل مانند شکستاندن دو طرفه وتراش کردن سنگ نیز دوام داشت. دراین عصر تبرهای سنگی نیز یافت شده و توسط آن درختان جنگل را صاف نموده و از چوب آن برای ساختن خانه استفاده میکردند. انسان ها علاوه ازخود برای حیوانان نیززیستگاه های مخصوص میساختند. هکذا ظروف سفالی نیز دراین عصر ساخته میشد.

          چنانچه در یک کوزه مربوط عصر سنگ جدید، که بدست آمده که نشانه پنجه زن بر آن دیده شده است. و این مطلب این را میرساند که ظروف سازی اولین بار توسط زنان اختراع و به کار گرفته  شده است. ظروف را در این عصر با نقاشی مزین میساختند. هر قبیله برای خود نقاشی مخصوص داشت . که توسط آن میتوان حدود وساحه قبایل آنوقت را معلوم نمود.

         مناطق که مربوط عصر سنگ جدید میباشد. ودر افغانستان کشف گردیده است. عبارتنداز : دشت ناوردرولایت غزنی , دره کور , تاشقورغان , ایبک , قره کمر , دره مکده , آق کپرک دربلخ , غار مرده گوسفند , وسایل که ازاین منطقه کشف گردیده از تمام جهات با افزار ووسایل که از آسیای میانه بدست آمده شباهت تام دارند. آثارباستانی که از شهرهای چون شبرغان , اندخوی , جرقدوق , خمیاب , بندر کلفت و آقچه بدست آمده نشان دهنده 15 زیستگاه های قبایل عصر سنگ جدید میباشد. که از این زیستگاه ها تقریبآ 700 عدد افزار سنگی بدست آمده است.

            قبلاً اکثر دانشمندان باستان شناسی به این عقیده بودند که قبایل عصر سنگ جدید درافغانستان کدام پیشه خاص زراعتی و یا مالداری نداشتند و نتنها به جمع آوری میوه ها مشغول بودند. ولی بعد از حفریات درمناطق فوق الذکر تثبیت گردیدکه دراوایل هزاره 4 قبل ازمیلاد قبایل افغانستان پیشه زراعتی و مالداری داشتند. زیرا که ازاین مناطق وسایل زیادی زراعتی ومالداری بدست آمده است.

        افزار سنگ جدید که از نقاط مختلف افغانستان بدست آمده است.

غالبا نوکلیوس ها وسایل تراشیدنی سنگی و آلات کارد مانند سنگ میباشند. همچنان حفریاتیکه درحوزه پنجوایی قندهار صورتب گرفته سه منطقه باستانی را کشف نموده اند. که عبارت انداز :

(شمشیر غار, سیاه غار , ده مورایی ) از ده مورایی هیکل رب النوع مادراز گل پخته بنام ( مغ بانو ) کشف گردیده است. که عبارت از آله حاصل بود . این هیکل مربوط عصر سنگ جدید میباشد. که کلتورمردم افغانستان را به خوبی روشن میسازد. 

 

4- افغانستان درعصر سنگ و مس ( اینو لیتیک ) :

          با پیدا شدن آلات و افزار مس عصر جدید یعنی عصر اینو لتیک شروع میشود . این کلمه از دو زبان گرفته شد ه است . و معنی اش عصر سنگ ومس میباشد. اینو کلمه لاتینی به معنی مس و لیتوس کلمه یونانی به معنی سنگ میباشد . یک عده دانشمندان کلمه دیگر یونانی را نیز بنام کلکولتیک به این معنی استعمال میکنند. که معنی آن با اینو لتیک یکی بوده و معنی عصرسنگ و مس را افاده میکند. این دو کلمه نشان دهنده آنست که درافزار سازی علاوه از چوب و سنگ یک ماده جدید دیگر شامل شده که عبارت از فلز میباشد . لیکن باز هم سنگ افزار و آلات سنگی درحیات قبایل آن دوره اهمیت خود را از دست نداد.

         عصر سنگ و مس هزاره 4 و 3 ق از م را در بر میگیرد . اساس معیشت قبایل عصر اینولتیک روی زراعت و مالداری استوار بود .

           در این عصرآلات و افزاریکه ازمس ساخته میشد. خیلی ابتدایی و ساده بود . دراین عصر انسانها مس را سنگ دانسته و از آن به اصول ساختن افزار و آلات سنگی استفاده میکردند . لیکن دراخیر هزاره چهارم ق ازم انسانها فهمیدند که این سنگ زرد توسط حرارت ذوب میشود . و بعد دوباره سخت میگردد . ازاین وقت به بعد به فلز بودن مس پی بردند . و عصر مفرغ شروع میشود . اینولتیک با عصر سنگ و مس دارای پنج خصوصیت بود که ساحه خیلی زیادی را درکره ارض اشغال کرده بود .

1-             زراعت توسط کلنگ ها .

2-بوجود آمدن آلات و افزار مس .

3-خانه های بزرگ برای قبایل بزرگ جامعه ابتدایی.

4- ساختن مجسمه های زنها ازگل که درباره مادر شاهی شهادت میدهد.

5 – توجود آمدن ظروف گلی که رسم های منظم رنگه هندسی داشتند.

         عصر اینو لیتیک  ابتدایی درماوراء النهر و مصر بوجود آمده و هزاره 4 ق از م را دربر میگیرد . دراین عصر درممالک مذکور انکشاف بزرگ اجتماعی رونما گردید . به این معنی که درآنجا ها اساس غلامی بوجود آمد . پنج خصوصیاتیکه دربالا از آن نام گرفتیم علاوه ازبسیاری ممالک آسیایی واروپایی درافغانستان نیز مشاهده شده است که اینک قرار شرح ذیل تمدن و کلتوراین عصر افغانستان را که بعد از حفریات باستان شناسان کشور های مختلف در افغانستان صورت گرفته تشریح منماییم .

افغانستان در عصر ِمفرغ (برنج)

        عصر مفرغ هزاره 2 ق از م را دربر میگیرد. دراین عصردوره غلامی آغازمیشود . ودربعضی سرزمین ها انکشاف بیشترمنماید . درافغانستان نیز این دوره به انکشاف قابل ملاحظه ای نایل میگردد. دراین دوره زراعت از مالداری جدا میشود.

انتقال زندگی شکار و ماهیگیری به مالداری یکی از تحولات بزرگ اجتماعی تاریخی بوده که درابتدای عصر سنگ رخ داد . مالداری آهسته آهسته اساس تولیدات قبایل سرزمین ها را تشکیل داده وقبایل مالدارازقبایل زراعت پیشه جدا شدند. جداشدن قبایل مالدار ازقبایل   زراعت پیشه را فرید ریگ عالم انگلیسی تقسیمات دومی بزرگ کار نامیده است.

         درقبایل مالدار کارزیاد را مردان به عهده گرفتند. که بالاخره جامعه را به دوره پدرشاهی کشانید. کارزنان بدرجه دوم قرار گرفت . و زن ها حقوق زیاد خود را از دست دادند. و مادرشاهی از بین رفت. نسبت به تقسیم کار بعضی از قبایل ثروت مندتر شدند. که درنتیجه جنگ های قبیلوی برای بدست آوردن ثروت شروع شد.

        دراین عصر انواع مختلف حیوانات مانند گاو، گوسفند، خوک ، اسب ، وغیره اهلی گردیدند. نسبت مساعد بودن اقلیم درافغانستان چراگاهای وسیع برای تربیه حیوانات موجود بود. از همین سبب پیروزی های بزرگی درزمینه تربیه حیوانات نصیب مردمان قدیم افغانستان گردید. باانکشاف مالداری بالاخره ازقوه حیوانی درزراعت استفاده بیشتر به عمل آمد. وتولیدات زراعتی بهبود یافت بعد از اینکه درزراعت ازقوه حیوانی استفاده شروع شد. قبله نیز بوجود آمد. درحالیکه قبلآ درزراعت از کلنگ ها استفاده میشد. قلبه برای اولین بار     درمصر و بین النهرین دراواخر هزاره 4 ق ازم بوجود آمد و بعد ازآن درکشور های دیگراز آنجمله درافغانستان نیز رونق یافت.

        دراواخرعصر مفرغ کوره های ابتدایی ذوب فلز بوجود آمد. درداخل این کوره ها فلزات را ذوب و از آن آلات افزار مختلفه کار میساختند. قالب های زیاد گلی و سنگی ذوب فلزات مربوط این عصر کشف شده است.

       این قالب ها برای تبر سازی وافزار دیگر استعمال میشد. مفرغ برای اولین بار درماوراءلنهر پیداشد. و آهسته آهسته درنقاط دیگرمورد استعمال قرار گرفت مفرغ را از آمیختن مس وقلعی بدست میآورند. درصورت عدم موجودیت قلعی برای آوردن این منظور ازسرب وجست نیز استفاده میکردند.

        آثار عصر مفرغ درافغانستان عموما درجنوب ،جنوب غرب ،صفحات شمال وشمال شرق کشف گردیده است. آثاریکه درمندیگک تا سیستان و سایر مناطق جنوبی افغانستان کشف گردیده نتنها مربوط عصر سنگ و مس میباشد . بلکه عصر مفرغ را دربر دارد . همچنان درصفحات شمال افغانستان آثار عصرمفرغ به اندازه کافی کشف گردیده است.

 

         آثارعصرمفرغ درصفحات شمال افغانستان:

            در صفحات شمال کشور به تعداد زیاد آثار عصر مفرغ کشف گردیده است که نمایان گر تمدن و کلتور مردم آنوقت میباشد. ما ، درذیل بصورت عمومی ازمناطق صحبت به عمل می آوریم که در آنجا ها حفریات زیادی صورت گرفته و آثار پر ارزش از آن کشف شده است . که عبارت اند از :

         1-دولت آباد میمنه :

 درکناردریای شرین تگاب بین میمنه و اند خوی موقعیت دارد . این منطقه دارای چراگاه های مناسبی برای تربیه حیوانات میباشد. از این جا پنج تپه باستانی عصر مفرغ کشف گردیده است. طوریکه معلوم میشود . مردمان عصر مفرغ دراین منطقه به احتمال قوی در2 هزار سال ق از م مستقر شده اند. ازاین منطقه آثاری چون ظروف مشروب خوری – ظروف غذا خوری – ظروف میوه خوری – چاینک بولدار – کاسه چقورشوربا خوری – خم وخمچه وغیره یافت شده است.

       تماما ظروف بدست آمده به جزء از ظروف غذا خوری درکار گاه کلالی تهیه شده و دارای رنگ سرخ بوده و خوب پخته شده که بعضی از آنها از داخل و خارج دارای لعاب سفید رنگ میباشد. علاوه از ظروف سفالی آسیاب دستی ، دسته ها ی هاون وغیره ابزار سنگ ، چقماق نیز از این منطقه بدست آمده است.

         ازمطالعه تپه های باستانی دولت آباد میتوان چنین نتیجه گرفت که باشندگان این محل که درهزاره 2 سال ق ازم دراین جا اقامت داشتند. زراعت پیشه بوده و زراعت آنها متکی به سیستم آبیاری ازدریای شرین تگاب بود. و به تربیه حیوانات نیز اشتغال داشتند. آنها قصبه های کوچکی ازخود داشتند. که دارای اطاق های اعمار شده از خشت . خام و بعضا دارای دیوار های احاطوی نیز بوده اند. تمام ظروف سفالی آنها به جزء از ظروف آشپزخانه درکارگاه چرخ کلالی تهیه گردیده که دارای کیفیت عالی و درداش های مخصوص کلالی پخته شده اند.

2    – فاروق آباد :

         ساحه فاروق آباد درشمال قریه فاروق فعلی در ( ولایت بلخ ) موقعیت دارد . از قبر های کشف شده این محل تعداد زیاد ظروف سفالی بدست آمده که بعضی از آنها به اشکال اساسی ظروف سفالی مطابقت دارد .که آ نها دارای اشکال گوناگون میوه خوری یا گلدان ، جام یا قدح ، چاینک ها کاسه ها و دیگر ظروف که بطور مطلق مطابقت با مجموع ظروف سفالی عصرمفرغ دارد . یافت شده است .

          هکذا یک تعداد ظروف پهن مانند ، قابهای پست وکوتاه نیز از این جا بدست آمده است. دراین منطقه ظروف سفالی درکار گاه چرخ کلالی تهیه شده که گل آن سخت و دارای رنگ سرخ میباشد. میوه خوری ها و جام های مخصوص نیزازاین جا کشف شده است. که تا حال علامات حک شده را حفظ کرده اند. همچنان ازاین جا برمه ، ظروف میده کردن غله دسته هاون و غیره آلات و افزار سنگی ، مفرغی و مس کشف گردیده است. ازبین خاکهای قبور این جا یک تعداد مهره های سنگی و پارچه های مسی پیدا گردیده که امکان دارد پاره های ظروف ویا دستبند باشند. توجه خاص رادراین جا آیینه مسی به خود جلب میکند. که دارای قطر تقریبی 9 الی 10 سانتی متر بوده ودارای سطح نسبتا منحنی میباشد. که ثبت کننده موارد زیاد استعمال زیاد آیینه  میباشد. قبوربالای زمین طبیعی کنده شده ودارای شکل مستطیل بوده و از شمال به جنوب افتاده است. هکذا ازاین تپه اجاقی نیزکشف  گردیده است. که مربوط به تیپ کوره دوطبقه ایست. طوریکه آتشدان درتحت قرارداشته و آتش از مدخل معین داخل نقطه بالایی میشود و دربالای آن ظرفی را که غذا درآن پخته میشود میگذاشتند.

3     – دشلی :

           دشلی در30 کیلو متری شمال شهر آقچه درکنار دریای آمو موقعیت دارد . دراین قسمت میتوان آبدات سه دوره تاریخی ر امشاهده کرد . قسمت شمالی این ساحه را آبدات عصرمفرغ قسمت جنوبی آنرا دوره هخامنشی ودرقسمت جنوب شرقی شهر قدیم دوره یونان وباختری موقعیت دارد.

ساختمان های عصر مفرغ

           درعصرمفرغ عموما از دو نوع ساختمان ها استفاده میشد. که عبارت اند از :

1 – ساختمان های ابتدایی که ساحه کمی ر ادربر دارد . و آنقدر مستحکم نمیباشد.

2- ساختمان های بزرگ و مستحکم که اکثرا اشخاص متمول و ثروتمند. درآن زندگی میکردند. دربین آبدات عصر مفرغ این منطقه میتوان دو دسته آنرا نام برد. دسته اول آن عبارت است . از ( دشلی 1-6 ) و دشلی ( 9 -14 ) که درغرب منطقه موقعیت دارد . دسته دوم که درشرق موقعیت دارد. ( دشلی 7 -8 ) و دشلی ( 14 – 17 ) را دربر میگیرد . گروهیکه درغرب منطقه موقعیت دارد. مورد کاوش قرار نگرفته اما با درنظر گرفتن آثاریکه درسطح تپه های موصوف مشاهده رسید . میتوان آنها را به اواخر عصر مفرغ نسبت داد.

        آبدات اشلی : 1 – قلعه های است . مستطیل شکل به اندازه ( 85 – 99 ) متر دارای دیوار های مختلف ( 3 _ 4 ) متر درزوایای قلعه برج های ازخشت های خام بشکل ماهرانه اعمار گردیده است . گرچه قلعه دشلی 1 – آنقدر بزرگ نیست اما به اندازه کافی یک آبده مستحکم بودن مستطیل شکل با برج های استحکاماتی و فن معماری خود نمایانگر مستحکم بودن قلعه درآن عصرمیباشد.

       اطاق های نشیمن که درداخل قلعه دشلی 1 تا حفریات شده اند. نشان میدهد که درکیفیت ساختمان بطور معمول ازخشت های قالبی مستطیل شکل به اندازه 45 – 24 و از10 -12 متر استفاده شده است. فرش اطاقها ازچند قشر زخیم گل تشکیل شده است. زیر دروازه ها عموما خشت کاری شده و به طور استثنایی بعضی از آنها سنگ کاری نیز شده است.

قلعه دشلی 1 – عبارت از یک قلعه مظامی بوده که تمام ساختمان های آن نشان دهنده حالت تدافعی میباشد. برج ها و جا های مخفی شدن درمقابل دشمن این ادعا را تایید. میکند. این قلعه حای بود وباش یک یا چند  فامیل بزرگ بوده است. همین اکنون نیز درصفحات شمال کشور قلعه های اشخاص با نفوذو ثروتمند .مانند قلعه اشلی 1 – ساخته شده و ثروت مندان در آن زند ه گی میکند. آبده دیگرکه مورو کاوش قرارگرفته عبارت از دشلی 13 میباشد. که فکر میشود درآغاز قصر باشکوه بوده است . تقریبا درتمام اطاقهای دشلی 13 دونوع اجاق دیده میشود . اجاقهای دیواری و اجاقهای درصحن اطاق که برای پخت و پز از آن استفاده میشد. ازدشلی 1 ظروف مختلف النوع نیز کشف گردیده است.

     برای اولین مرتبه درباختر درنیجه حفریات وسیع و منظم درتپه دشلی 3 ساختمان بخصوص قصرمذهبی کشف گردیده که محل اجتماعی بزرگی بوده است. درساختمان بزرگ دشلی 3 اطاقی به نظر رسیده است. که از ذغال و استخوان های حیوانات که درجای دیگرسوختانده شده برگردیده است. همچنان از مشاهده اجاق سه طبقه یی که دروسط دیوار جنوبی قرار دارد چنین استنباط میگردد. که آتش رول بزرگی را درمراسم مذهبی وقت ایفا نموده است.

       ازمدارک دست داشته معلوم است. که از نگاه مهندسی دو قاعده اصلی ساختمان درمیتود پلان گذاری عصر مفرغ باختروجود داشته است. دراساس یکی دایره و دراساس دیگر مربع و مستطیل گنجانیده شده است. این نوع آمیزش  تصادفی نبوده بلکه شواهد آنرا در دوره بعدی یعنی ساختمان های با شکوه دوره هخامنشی باخترمیتوان مشاهده کرد. کشف این ساختمان های که دارای خصوصیت مشخص میباشد. و جود مکتب های خاص معماری با شکوه باختری را ثابت میسازد. سنن که هزاران سال بطور ثابت دوام داشته است. دردوره دشلی 3 ظروف سازی انکشاف بیشتر مینماید. چناچه از این دوره ظروف گوناگون با نقاشی مختلف بطورزیاد بدست آمده است.

اهداف موضوع :

همانطوریکه در مقدمه مقاله علمی- تحقیقی هذا تذکر به عمل آمد که افغانستان یک کشور باستانی در براعظم آسیا میباشد . در این کشور دو میلیون سال قبل از امروز مردم زنده گی داشتند. البته مصداق قول ما تحقیقات علمی باستان شناسان با استفاده از وسایل تکنالوجیکی مانند رادیو اکتیف 14 وغیره میباشد.

هدف عمده من در این مقاله باستانی بودن افغانستان میباشد، طوریکه به همه بهتر معلوم است، که افغانستان یک کشور باستانی بوده، به محتوای گفتار مورخان، اسناد تاریخی و جغرافیایی قدامت تاریخی، نام و نشان، و دیگر خصوصیات اجتماعی، فرهنگی مردمان منسوب به دولت باستانی افغانستان( آریانا و خراسان زمین) خیلی طولانی و قدیمی است که تقریباً بیشتر از 5000 سال قبل از میلاد به عمق زمان تاریخی پیش میرود.

البته به اساس کرونولوژی ( علم ازمنه) علم تاریخ به دو بخش عمده، به دوره های چون ماقبل التاریخ و دوره تاریخی تقسیم میگردد. بدینمنظور وقتیکه در پهلوی اسم کشور عزیزمان کلمه ( باستانی) را افزود مینماییم، در مورد باید دلایل حاوی آثار کتبی و اسناد باستانی داشته باشیم. از اینکه آثار کتبی تاریخی کشور کمتر از زمانه های قدیمی در دسترس ما قرار دارد. اما آثار باستانی( آبده های تاریخی ) زیادی در بسیاری مناطق کشور که مهد های مدنیت را تشکیل نموده بودند، موجود است. که بالاثر حفریات و تحقیقات باستان شناسان کشور های چون روسیه وقت، فرانسه، امریکایها، افغانی وغیره بدست آمده و از باستانی بودن وطن عزیزمان بخوبی شهادت میدهد.

تحقیقات باستان شناسی بصورت رسمی و بر اساسات اصولی و علمی در افغانستان از سال 1922م شروع شده و به مدت چهل سال دوام کرد. در این مدت چهل سال در نقاط متعددی از قبیل مناطق چون: هده، بگرام، بامیان، سیستان، فاروق آباد، ایبک، قره کمر، قندوز، بلخ، غزنی، گردیز، تپه مرنجان، خیرخانه، مندیگک، شمشیر غار، نادعلی، قلعه بست در هرات، لشکرگاه، آی خانم، کویته، طلاتپه، و خیلی جا های دیگر کاوش و حفریات به عمل آمده است. که نتایج آن به صورت مقاله ها و راپور های مقدماتی و کتب در خود افغانستان و در شماره های مجله شرق و غرب منتشره روم و مخصوصاً در سلسله خاطرات هیئت باستان شناسی فرانسوی چاپ گردیده است.

منابع و مآخذ

1-بادغیسی، مرتضی. باستان شناسی افغانستان، کابل: مطبعه میوند، 1365هجری شمشی.

2 - « حبیبی »،  عبدالحی، جغرافیای تاریخی افغانستان، ( کابل:  بنگاه انتشارات میوند،1384 ش .

3 -  « حبیبی »، عبدالحی، تاریخ مختصر افغانستان،( پشاور: ناشر دانش کتابخانه.

-                     4عظیمی، عبدالعزیز. 1386هـ - ش.  بلخ در سده های تاریخ، شهر مزار شریف، انتشارات رسالت، .

5-« غبار»، میر غلام محمد، افغانستان در مسیر تاریخ ، ( ویرجینای ایالات متحده امریکا: امریکن اسپیدی،1366 ش ).

6- غبار، میر غلام محمد. 1386هـ ش.  جغرافیای تاریخی افغانستان، کابل: چهار راهی صدارت، ناشر بنگاه انتشارات میوند.

7- « کهزاد »، احمد علی،تاریخ افغانستان، ( کابل: بنگاه انتشارات میوند،1384 ش .

 

 

+ نوشته شده توسط پوهنیار فهیم "کوشا"استاد دیپارتمنت تاریخ در یکشنبه 1388/06/08 و ساعت 12:2 |

(تحقیق پیرامون آثار باستانی  و قدامت طلا تپه، واقع در ولایت جوزجان)

مقدمه:

طوریکه به همه بهتر معلوم است، که افغانستان یک کشور باستانی بوده، به محتوای گفتار مورخان، اسناد تاریخی و جغرافیایی قدامت تاریخی، نام و نشان، و دیگر خصوصیات اجتماعی، فرهنگی مردمان منسوب به دولت باستانی افغانستان( آریانا و خراسان زمین) خیلی طولانی و قدیمی است که تقریباً بیشتر از 5000 سال به عمق زمان تاریخی پیش میرود.

البته به اساس کرونولوژی ( علم ازمنه) علم تاریخ به دو بخش عمده، به دوره های چون ماقبل التاریخ و دوره تاریخی تقسیم میگردد. بدینمنظور وقتیکه در پهلوی اسم کشور عزیزمان کلمه ( باستانی) را افزود مینماییم، در مورد باید دلایل حاوی آثار کتبی و اسناد باستانی داشته باشیم. از اینکه آثار کتبی تاریخی کشور کمتر از زمانه های قدیمی در دسترس ما قرار دارد. اما آثار باستانی( آبده های تاریخی ) زیادی در بسیاری مناطق کشور که مهد های مدنیت را تشکیل نموده بودند، موجود است. که بالاثر حفریات و تحقیقات باستان شناسان کشور های چون روسیه وقت، فرانسه، امریکایی، افغانیها وغیره بدست آمده و از باستانی بودن وطن عزیزمان بخوبی شهادت میدهد.

تحقیقات باستان شناسی بصورت رسمی و بر اساسات اصولی و علمی در افغانستان از سال 1922م شروع شده و به مدت چهل سال دوام کرد. در این مدت چهل سال در نقاط متعددی از قبیل مناطق چون: هده، بگرام، بامیان، سیستان، فاروق آباد، ایبک، قره کمر، قندوز، بلخ، غزنی، گردیز، تپه مرنجان، خیرخانه، مندیگک، شمشیر غار، نادعلی، قلعه بست در هرات، لشکرگاه، آی خانم، کویته، طلاتپه، و خیلی جا های دیگر کاوش و حفریات به عمل آمده است. که نتایج آن به صورت مقاله ها و راپور های مقدماتی و کتب، در خود افغانستان و در شماره های مجله شرق و غرب منتشره روم و مخصوصاً در سلسله خاطرات هیئت باستان شناسی فرانسوی چاپ گردیده است.

بناءً از جمله مناطق باستانی کشور تحقیق در مورد( آثار باستانی و قدامت طلاتپه در ولایت جوزجان) را با استفاده از منابع و مآخذ معتبر علمی مورد تحقیق قرار داده، نتایج آن به طور مقاله علمی- تحقیقی به رشته تحریر در آورده شد.

البته آثار مکشوفه از طلا تپه که متعلق به قرن اول قبل از میلاد و قرن اول میلادی میباشد. نه تنها برای افغانستان، بلکه برای تمام جهانیان اهمیت بسزایی دارد. و در مورد تاریخ این دو قرن روشنی زیادی می اندازد.

کار محقیقان و باستانشناسان افغان- شوروی وقت در صفحات شمال کشور در سال 1969م صورت گرفته است. که آثار ظریف گونه گون باستانی را کشف و به دست آورده اند. که شاهد رشد مدنیت در صفحات شمال کشور میباشد. البته در سال 1971م کار حفریات در طلا تپه ی جوزجان ادامه پیدا کرد و در سال 1974م مکشوفات دوره ی یونان و باختری تصویر بی نظیری از رشد فرهنگی و مدنیت شمال افغانستان به جهان عرضه داشت. که تحقیقات طلا تپه نمادی از مراحل بعدی تاریخ ( یونان و باختری) را به ما خوبتر معرفی میدارد.

با وجود تشابهات و دریافت تاثیرات متقابل مدنیت های ایران، بین النهرین، هند، یونان در جریان شش هزار سال تاریخ این سر زمین، میتوان شاهد خصوصیات محلی و مختص به ساحه ی افغانستان امروزی در معماری، آثار هنری دستی و همچنان اشیای مورد استفاده ی روزمره بود. که نظیر آن در هیچ یک از کلتور نقاط و مدنیتهای نامبرده مشاهده نگردیده مگر در یونان مشاهده شده است. چون تبادل افکار و آمیزش فرهنگ بین یونان و باختر در مسیر زمان صورت گرفته است.

 خلاصه اینکه دانستن و آگاهی از هر نقطه باستانی وآثار باستانی کشور عزیزمان افغانستان برای هر شخص این کشور از حیث افتخارات و باستانی بودنش با عث فخر و مباهات بوده، و میباشد. چون مطالب تدوین شده ی این مقاله علمی- تحقیقی در مورد آثار باستانی و قدامت طلا تپه ی جوزجان میباشد تا جای امکان در حین تحقیقات کتابخانه ای، کوشش به عمل آمد که برای دیگران سودمند واقع گردد.

در اخیر از همکاری و رهنمایی استاد محترم پوهندوی عبدالعزیز « عظیمی» استاد و آمر دیپارتمنت تاریخ فاکولته ادبیات و علوم بشری پوهنتون بلخ اظهار امتنان نموده از خداوند توانا طول عمر با سعادت و موفقیت های مزیدی در امور محوله ی شان تمنا داریم.

با عرض سپاس بیکران!

تقریظ:

همانطوریکه تاریخ تمدن را مورد مطالعه قرار دهیم پدیده ی را در می یابیم که مقام انسانیت را به خود کمایی مینماید.  فلهذا گفته میتوانیم که  انسان موجودیست متفکر، و عاقلانه جهت بهزیستی و بقای نسل خویش در روی کره زمین از بدو خلقت تا به حال بنابر خواست خالق اش در سر میسنجد، و کوشش مینماید، تا در بین تمام موجودات مقام برتریت خویشرا که اشرف المخلوقات است حفظ نماید. و برای نسل های بعدی خویش جاده تمدن را هموار نموده کار نامه ها و افتخارات خود را در دل تاریخ پیوسته با خاطرات گونه گون رقم زده از خود به یادگار گذارد.

بدین ملحوظ گفته میتوانیم پدیده ی انسان به مرور زمان در بعضی از نقاط کره زمین، از آن جمله در کشور باستانی عزیزمان افغانستان از خود آبده ها، کتیبه ها و علایم فرهنگی فراوانی را از دوران ماقبل التاریخ و دوره های تاریخی از نگاه کرونولوژی  به جا گذاشته است. که باعث فخر و مباهات همه گان میباشد. التبه ادعای ما را گهواره های تمدن و مکان های باستانی تشکیل میدهد.  البته در کشور افغانستان مکان های باستانی زیادی وجود دارد، بجا خواهد بود که محترم پوهنیار فهیم « کوشا » و محترم استاد سید اکبر « سادات » جهت معلومات بیشتر تحقیق پیرامون مکان باستانی بنام (  مکان باستانی طلا تپه)  واقع در  شش کیلو متری شهر شبرغان ولایت جوزجان  نموده اند، که در این ناحیه حفریات زیادی توسط باستان شناسان امریکایی، فرانسوی و بخصوص هیئت باستان شناسان اتحاد جماهیر شوری وقت، در سال 1987م صورت گرفته است، که این تیم توانیست از شش قبر مربوط آن ساحه به تعداد 21618 پارچه اثر طلایی، نقره یی و مفرغی را به دست آورد.

آثار مذکور تماماً از لحاظ علمی و هنری حایز ارزش فوق العاده بوده و تحقیق پیرامون این گنجینه ی عظیم ما را در شناسایی نهاد آیدیالوژیک و صورت بندی اجتماعی و اقتصادی  نیاکان مان بویژه کوشانیان و سلسله های بعدی کمک به سزایی مینماید.

طوریکه پیشینه ی  این گنجینه به سدهٔ یکم پیش از میلاد می‌رسد. آثار ‌ بدست آمده شامل سکه‌ها، گردن‌بندهای تزئین شده با سنگ‌های گرانبها، کمربندها، مدال‌ها و تاج‌ها میباشد.

گنجینۀ مذکور اساساً در اثر حفریات مشترک افغان ـ شوروی، تحت رهبری ویکتور ساریانیدی، باستان شناس اتحاد شوروی سابق، درنوامبر سال  ١٩٧٨م   صورت گرفت، بدست آمد. و نام طلا تپه را ، بلندی های طلایی نیز نامیدند.

بناءً با درنظرداشت اهمیت مساله میتوان اذعان کرد، اینکه نوشته هذا  ارزش علمی وموثریت ویژه خود را داشته، باید اظهارنمود، مقاله هذا  تحت عنوان (تحقیق پیرامون آثار باستانی  و قدامت طلا تپه، واقع در ولایت جوزجان  )قابلیت نشر را به جریده علمی پوهنتون جوزجان  دارد. و در زمینه موفقیت های مزید برای  نگارنده های  گرامی تمنا دارم.

(تحقیق پیرامون آثار باستانی  و قدامت طلا تپه، واقع در ولایت جوزجان)

از حیث موقعیت منطقه باستانی طلا تپه، تقریباً به استقامت ( 5 ) کیلومتری شهر شبرغان مرکز ولایت جوزجان در صفحات شمال کشور واقع است.

کاوشهای باستان شناسی در اینجا توسط هیئت اتحاد جماهیر شوری وقت، در سال 1987م صورت گرفته است. که این تیم توانیست از شش قبر مربوط آن ساحه به تعداد 21618 پارچه اثر طلایی، نقره یی، مفرغی و غیره به دست آورند.

آثار مذکور تماماً از لحاظ علمی، فرهنگی و هنری حایز ارزش فوق العاده بوده و تحقیق پیرامون این گنجینه ی عظیم ما را در شناسایی نهاد آیدیالوژیک و صورت بندی اجتماعی و اقتصادی نیاکان ما، کوشانیان و سلسله های بعدی و ارتباطات با دولت یونان و باختر کمک به سزایی مینماید.

آثار مکشوفه از طلا تپه که متعلق به قرن اول قبل از میلاد و قرن اول میلادی میباشد. نه تنها برای افغانستان، بلکه برای تمام جهان اهمیت بسزایی دارد. و در مورد تاریخ این دو قرن روشنی زیادی می اندازد. طلا تپه از 1969م به این طرف تحت مطالعه باستان شناسان قرار گرفته است.

در تحقیقاتیکه بین سالهای 1969م الی 1977م در این محل حفریات صورت گرفته، واضح گردیده که طلا تپه مربوط به اواخر عصر مفرغ و اوایل عصر آهن میباشد. همچنان مبنی بر شواهد به اثبات رسیده که از جمله شکل ساختمان این ناحیه  طبقه ی تالاری طلا تپه به دوران هخامنشی مربوط بوده است.

به طور عموم به منظور شناخت بهتر پلان ساختمانی و دوره های تاریخی طلا تپه در سال 1987م حفریات اساسی صورت گرفت. و در نتیجه دانسته شد که قسمت وسطی طلا تپه را قلعه مستطیل شکل احتوا نموده که سمت افتاده گی آن  شمالاً و جنوباً میباشد. در چهار کنج قلعه و هم در وسط آن دیوار های احاطوی برج های مدور و در وسط دیوار احاطوی شمالی دروازه ی بزرگی قرار داده شده بود. که هنوز حفریات در مورد آن تکمیل نگردیده است. و از بدو اعمار این قلعه تا آخرین مرحله هیئت تحقیقاتی  در این قلعه سه مرحله ساختمانی را تشخیص کرده اند . که به ترتیب طلا تپه یک – طلا تپه دو و طلا تپه سه نام گذاری شده است.

البته طلا تپه یک شکل قلعه بزرگ را دارا بوده و مربوط اواخر هزاره دوم قبل از میلاد میباشد.

در مقابل دروازه دخولی در وسط این ساختمان اطاق قرار داشت که امکان مذهبی بودن قلعه را بیشتر میسازد.

طلا تپه دوم به قرون 9-6 ق از م تعلق دارد، تغییرات کلی در قلعه دیده میشود طوریکه تعداد اطاق های نشیمن در قلعه زیاد گردیده و دهلیز بین اطاق ها شمالاً و جنوباً ساخته شده، که طول آن به 17 متر میرسد. نوعیت خشت ها در طلا تپه یک و طلا تپه دوم یکسان میباشد.

طبقه طلا تپه سوم مربوط دوره ی هخامنشی ها میباشد. وشکل قبور طلا تپه مستطیل شکل بوده، چهار قبرآن شمالاً و جنوباً و دوی دیگری آن شرقاً و غرباً حفر شده است. آنان مرده ها را در تابوت های چوبی که توسط آهن و میخ های آهنی محکم میشد، دفن میکردند. تابوت ها سر پوش نداشته بلکه توسط رو پوش تکه یی که با تزئینات طلایی و نقره یی مزین میشدند پوشانیده میشد.

همچنان مرده ها را با بهترین زیورات آراسته و با لباس شاهانه ایشان اگر مربوط خانواده شاهی میبودند با تزئینات طلایی از قبیل دوکمه ها، ستاره ها، و دیگر تزئینات نگیندار و بدون نگین مزین میبود، در تابوت گذاشته دفن میکردند.

چنانچه در تابوت های زن ها پودر دانی، سرمه دانی و سنگ سرمه و در تابوت مرد ها پل ریش، اسلحه از قبیل کارد، خنجر، نوکچه های تیر امثال آنها را میگذاشتند.  

از قبرستان های طلا تپه آثار زیادی طلایی، نقره یی و فلزی پر قیمت بدست آمده که مربوط دروه ی کوشانیان میباشد.  به جا خواهد بود که بالاثر موجودیت این همه آثار باستانی، ما کلمه باستانی را در پهلوی اسم افغانستان علاوه میکینم. و البته فعلاً در موزیم کابل یک تعداد از آثار آن  موجود است. چون کشف قبر های طلا تپه به نوبه ی خود در قطار دیگر نقاط کشور که مانند مدنیت مندیگک در ولایت قندهار، مدنیت سیستان در جنوبغرب کشور، مدنیت آی خانم در شمالشرق کشور در ناحیه تخارستان، مدنیت باختر در ناحیه بلخ باستان، مدنیت کویته در شهر  کویته، وغیره در معرفی کلتور درخشان و مدنیت عالی مردمان افغانستان باستان کمک به سزایی نموده و زوایایی تاریخ درخشان افغانستان در ردیف عالی ترین و قدیمی ترین مدنیت های مشهور جهان هم پایه معرفی نموده، افتخارات فرهنگی- اجتماعی نیاکان ما را در دل تاریخ با خط زرین رقم زده مصداق قول ما میباشد.

 طلاتپه نام یک ناحیه ی  باستانی در نزدیکی شهر شبرغان در شمال افغانستان است که کاوش آن در سال ۱۹۷۹ میلادی توسط گروهی از باستان‌شناسان افغان و شوروی وقت  به سرپرستی ویکتور سیریانیدی صورت گرفت.

گنجینه ی طلاتپه مشتمل بر بیش از بيست هزار آثار طلا، پارچه‌های زیور و سکه‌های بجای‌مانده از دوره‌های کوشانیان ، یونانیان، هخامنشیان و اشکانیان است. و از شش گور (پنج زن و یک مرد) که ثروت سرشاری از جواهرات گرانبها را در خود جای داده بودند بدست آمده است. پیشینهٔ این گنجینه به سدهٔ یکم پیش از میلاد می‌رسد. آثار  بدست آمده شامل سکه‌ها، گردن‌بندهای تزئین شده با سنگ‌های گرانبها، کمربندها، مدال‌ها و تاج‌ها میباشد. که تصاویر یکتعداد از آنها را در زیر مشاهده مینماید.

مردی با سرنیزه، گور سوم

کمربند زرین، گور چهارم

تندیس بچه‌ای سوار بر ماهی، در گور دوم

    انگشتر، گور دوم

تاجی از گور ششم متعلق به یک زن

دست‌بند، گور دوم

با تصدیق نمودن از اظهارات کارکنان اطلاعات و فرهنگ کشور در مورد گنجینه های باستانی چنین میتوان گفت:

چه چیز می تواند شیرین‌ترازاین باشد، که در اوج ناامیدی بخشی از گنجینه ی با ارزشتان را که فکر می‌کردید از میان رفته، در گوشه ای، صحیح و سالم بیابید؟

همانا در سال ٢٠٠٤م، مصادف بر  1382 هـ ش  به دستور حامد کرزی، رییس جمهور افغانستان، یک گنجینه بسیار جالب طلایی را که ٢٠٠٠ سال قدامت تاریخی دارد، به جهانیان معرفی گردد. آنهم آثار طلا تپه ی جوزجان بود. باستان شناسان و موزیم شناسان از سراسر جهان،هنوز نگران این امر بودند که شاید این آثار گرانبها مفقود و یا تخریب گردیده باشند. علت این نگرانی این بود که تقریبا هیچ کس در طی ٢٥ سال آغاز و ادامۀ جنگ و آشوب ، در موردآثار مذکور چیزی نه شنیده بود. ولی سپاس فراوان بر کوشش های شجاعانۀ کار مندان موزیم ملی کابل که توانستند این آثار بی مانند و گرنبای را از گزند زمان ، درامان نگهدارند.

گنجینه ی مذکور خیلی زیاد و در  بر گیرنده ی  بیش از ٢٠٠٠٠ اثر مختلف طلایی، نقره یی و مفرغی هست که اساساً در اثر یک حفریات مشترک افغان ـ شوروی وقت، تحت رهبری ویکتور سیریانیدی، باستان شناس اتحاد شوروی سابق، درنوامبر سال ١٩٧٨م بدست آمد.

البته در طی 25 سال اخیر از اجرای این حفریات، شایعاتی وجود داشت که آثار طلایی یادشده در بین افغانها و شوروی های وقت مفقود شده باشند.

چون آثار بدست آمده از این حفریات خیلی زیاد بودند. یکی از این حدس و گمان کردنها این بود که شاید شوروی های سابق که در دسامبر ١٩٧٩ م به افغانستان هجوم بردند، ده سال بعد، هنگام بازگشت خود به کشور شان، این آثار گران بها را باخود برده باشند ویا هم قدرتمندان افغانی آنرا پیدا کرده به فروش رسانیده باشند؟  یک حدس دیگر هم این بود که شاید طلا های مذکور(که همه طلا و فیروزه کارشده اند) بطور معجزه آسا، دریک جای مخفی  نگهداری شده باشند. جایی که هیچ کس در مورد آن چیزی نمیدانست.

ویکتور سیریانیدی که گروهی از پژوهشگران شوروی وقت و همکاران باستان شناس افغانی خود را در حفریات آثار فوق در طلا تپه، رهبری می نمود، این آثار باور نکردنی را در سال ١٩٧٨ م کشف و از دل خاک برون آورد.

باستان شناسان مذکور در منطقه برای مدت ده سال مشغول حفریات و کاوش بودند. و در فبروری سال ١٩٧٩ م باستان شناسان مذکور شش عدد قبری را که در آنها بقایای یی یک مرد و شش زن به چشم می خورد، کشف نمودند.مرده گان داخل این قبر ها، شهزاده ها و یا دیگر شخصیت های عالی مقام در دوران سلطنت باشکوه کوشانی ها بودند. قبر های مذکور هم در مورد سرمایه های قابل ملاحظۀ مرده گان و هم ویژه گی های های چندین فرهنگی ای که آن ها  در آنوقت، در مسیر راه مهم تجارتی ابریشم برخورد نموده بودند، روشنی می اندازند.

قابل یاد آوریست، زمانیکه باستان شناسان فوق الذکر خود را برای ترک ساحه مذکور آماده می ساختند، قبر شماره هفتم را نیز پیدا کردند. ولی ایشان فرصت نیافتند که به حفر این قبر به پردازند.
ولی باستان شناسان مذکور توانسته بودند، تا آثار طلایی بدست آمده از شش قبر یاد شده را به کابل انتقال دهند. در کابل آین آثار از سوی باستان شناسان شامل حفریات، به موزیم ملی افغانستان تحویل داده شدند. اینکه در قبر هفتم چه چیز هایی وجود داشت، ما هرگز دربارۀ آن چیزی را نمیدانیم. این قبر اندکی بعد از اینکه باستان شناسان منطقۀ طلا تپه را ترک گفتند، دیگر خبری از آن بدست وزارت اطلاعات و فرهنگ وجود ندارد.

هر چند، گنجینه های بدست آمده از شش قبر اولی در امان ماندند، ولی متاسفانه نه برای مدت چندان درازی. موزیم ملی کابل یکی از جمله ساختمان هایی بود که در طی سال های جنگ و هرج و مرجی که بعد از عودت سربازان اتحاد شوروی وقت به کشورشان،در افغانستان شروع شد، تخریب و پراگنده  گردیدند.

در وقت زمامداری رییس جمهور داکتر نجیب الله قبل از اینکه قشون اتحاد شوروی در سال ١٩٨٩ م از این کشور خارج گردند، توانست این آثار را به یک مکان مصوون تر، دقیقاً به زیر زمینی قصر ریاست جمهوری انتقال داده شده بود. این نقل و انتقال درست به ترتیبی صورت گرفت که تقریباً هیچ کس در مورد آن چیزی نمیدانست. 

بالاخره تحول جدید زمانی بوجود آمد که حامد کرزی در سال ٢٠٠٢م، رییس جمهور کشور گردید. در این دوران بطور ناگهان این واقعیت بر جسته گردید که تعدادی از کار مندان باوجدان و وظیفه شناس موزیم ملی افغانستان از بخشی داشته های تاریخی و فرهنگی کشور خویش ، از جمله آثار طلا تپه، حراست بعمل آورده اند. یعنی کارمندان موزیم آنها را پنهان کرده بودند. در حقیقت با روشن شدن اولین جرقه‌های جنگ در افغانستان در حدود بیست و پنج سال پیش، مدیر و کارکنان این موزه به ابتکار خود پروژه پنهان کردن و نجات بخشی آثار را شروع کردند.برای پنهان کردن بخشی از این گنجینه، آنها مقابل قفسه ها و ویترین های موزه دیوارهای جدیدی احداث کردند و با تغییر در وضعیت معماری داخلی، از این آثار محافظت کردند. همچنین تعداد زیادی از اشياء و مجسمه‌های طلایی را با قرار دادن درون گاوصندوق از خطر تخریب و یا غارت نجات دادند.

همچنین میتوانید تصویری از یک تعداد آثار و  کارکنان موزیم ملی  را در اینجا ببینید!

 

این هم بعضی از عکسهای این آثار:



          در اخیر میتوان گفت که این داستان دل انگیز خیلی چیز ها را میتوان دریافت: که مهمترین آن ثبوت فرهنگ و تمدن غنی افغانستان عزیز ( خراسان بزرگ و آریانای باستان) است. و اینکه چقدر باید دعا گوی و سپاس گذار قهرمانان اصلی این داستان همانا کارمندان وطن پرست موزیم ملی کابل باشیم. که در جهت حفظ گنجینه های باستانی و گرانبای وطن از هیچ نوع کوشش دریغ نکرده اند. و گر نه خبری از این گنجینه با عظمت که حامی و اسناد باستانی بودن کشور مانرا تشکیل میدهد نبود. که با دهن بسته چنین ابراز و گواهی میدهد. « خاک افغانستان از زمانه های قدیم بیشتر از پنج هزار سال قبل به این طرف خاک آبایی هر تبعه ی این مرز و بوم بوده و خویشرا همیشه مسرور احساس نموده و دارای فرهنگ اصیل، قدیمی، با عظمت و شکوهمند درک نمایند.

نتیجه:

همانا هر تبعه ی افغان افتخار دارد که کشور اش از جمله کشور های باستان جهان به حساب میرود، اما در مورد اثبات این موضوع  ضرورت به اسناد و مدارک میباشیم.

بدین منظور افتخار ما در این است که این سر زمین مهد آریا، خراسان و مدنیت های شرق و غرب، آبده های تاریخی و اسناد معتبر عتیقه یی بوده و از هر حیث از قبیل : فرهنگی، هنری، اقتصادی، سیاسی، اتنولوژِیکی، آیدیالوژیکی وغیره بر خوردار بوده و در مکان های مناسب ویژه گی های فوق را  در دل خود جا داده و با طرز و اصول حفریاتی و دسته بندی باستان شناسان، کلمه باستانی و افتخارات مهینی را صحبت نموده،کمایی کرده است.

          بناءً ویژه گیها و اهمیت مکان باستانی طلاتپه واقع در پنج کیلو متری شهر شبرغان را چنین میتوان یافت، به همه بهتر معلوم است که افغانستان همیشه در مسیر گذر امپراطوران و کشور گشایان قرار داشته، و دستخوش دیگران گردیده است،

بناءً مطالب جمع بندی شده ی مقاله هذ ا با استفاده از منابع و مآخذ معتبر علمی تهیه شده، نمایانگر هویت ملی، فرهنگی و تاریخی مردمان این سر زمین در مسیر تاریخ میباشد. و مفیدیت آنرا برای دیگران مثبت میدانیم.

 

         مناقشه :

        جای آنرا دارد که باید اظهار نمود، در واقعیت مکان باستانی یعنی بلندی های طلایی که امروز بنام طلا تپه واقع در پنج کیلو متری شهر شبرغان موقعیت دارد نسبت به دیگر مکان های باستانی کشور همچون منطقه باستانی ( اجینه تپه، دلبرجین، آق کپرک، فاروق آباد، هده وغیره به جز از مکان های باستانی همچون مدنیتها               (civilizatian ) از قبیل: مدنیت سیستان، مدنیت مندیگک، مدنیت باختر، مدنیت کویته مدنیت آی خانم وغیره از ویژه گی های عمده برخوردار است. یعنی بدین معنی، از اینکه طلا تپه نسبت به دیگر مکان های باستانی از آثار و آبده های تاریخی، غنی بوده و البته عرف و عادات، اعتقادات، تمایلات اجتماعی، اخلاق، قوانین و وضع اجتماعی اقوام و اسلاف ما را بخوبی بر ملا ساخته، به باستانی بودن نام ممکلت مان افتخار بخشیده است. طوریکه از این ناحیه باستانی بیشتر از (بیست هزار) آثار طلایی، فلزی و سنگی در اثر حفریات ده ساله ی باستان شناسان شوروی وقت به رهبری سر یاندی و به همکاری باستان شناسان افغانی همچون علی احمد کهزاد وغیره بدست آورده اند.  

بناءً به چند مورد میتوان ویژه گی های این مکان باستانی را با مکان های باستانی دیگر کشور مقایسه نمود:

اولاً باید گفت، ویژه گی باستانی این ناحیه نسبت به دیگر مکان های باستانی در این است که از این ناحیه آثار بی نهایت وافر بدست آمده که هویت ملی و کشوری ساکنان این مرز وبوم را به معراج عظمت و افتخار رسانیده است.

آثار مذکور تماماً از لحاظ علمی، فرهنگی و هنری حایز ارزش فوق العاده بوده و تحقیق پیرامون این گنجینه ی عظیم ما را در شناسایی نهاد آیدیالوژیک و صورت بندی اجتماعی و اقتصادی نیاکان ما، کوشانیان و سلسله های بعدی و ارتباطات با دولت یونان و باختر نسبت به دیگر مکان های باستانی همچون ( هده، فاروق آباد، اجینه تپه، دلورجین وغیره کمک به سزایی مینماید.

 

ثانیاً همانا در سال ٢٠٠٤م، مصادف بر  1382 هـ ش  ، گنجینه های طلا تپه ٢٠٠٠ سال قدامت تاریخی دارد، به جهانیان معرفی گردید. آنهم آثار طلا تپه ی جوزجان بود. از این حیث نیز نسبت به دیگر مکانهای باستانی ویژه گی خاص خود را جهت دارا مند بودن آثار با ارزش باستانی قابل اهمیت و دارای آثار غنی میباشد.

همچنان ویژه گی دیگر این مکان باستانی از حیث ارتباطات با تمدن های همچون هند باستان و یونان باستان بخوبی نسبت به دیگر مکان های باستانی مینماید، که خود بیانگر عظمت و افتخار  آثار و ساکنان این ناحیه میباشد.

منابع و مآخذ

1-  ژان، فرانسوا، ترجمه، آریا، رحمت. و سیماب، حمید.  12 اپریل 2008م. گنجینه های باز یافته افغانستان، هالند آمستر دام، انتشارات موزیم آمستر دام، نشریه اصلی Afganistan les tresors rejrouves  .

2-  بادغیسی، مرتضی.  1365هـ ش.  باستانشناسی افغانستان،  کابل: مطبعه میوند

3-  عزیزی، نظر محمد. 1385 هـ ش . باز شناختی از کتیبه های مکشوفه ی افغانستان، کابل: جوار ریاست فارمسی مقابل مطبعه معارف، بنگاه انتشارات و مطبعه میوند.

4 - عزیزی، نظر محمد. 1381هـ ش . باستانشناسی در افغانستان، پشاور: رحمان بابا رود، ناشر اداره ی کتابخانه های سیار اریک.

5- غبار، میر غلام محمد. 1386هـ ش.  جغرافیای تاریخی افغانستان، کابل: چهار راهی صدارت، ناشر بنگاه انتشارات میوند.

-(6 ) -“ wehmeir” Sally “ Chief Editor                     

“ Mclntosh” Colin” Turnbnll” Joanna “ Editors

“Ashby” Michael “ phoneticsEditor

Oxforg” ADVANCED” LEARNER”S” Dictionary

 IRAN “ Tehran” Jungle Publications “ Year 2005 “ WWW. Junglpub- Org  Page number ( 267).

 

+ نوشته شده توسط پوهنیار فهیم "کوشا"استاد دیپارتمنت تاریخ در یکشنبه 1388/06/08 و ساعت 12:0 |

مروري  مختصر بر تمدن يونان باستان

مقدمه:

          هنگامیکه به ملاحظه تمدن شگفت آور و هیجان انگیز یونان باستان میپردازیم، پیشرفت های عظیم، و رویداد های فرهنگی فراوان و بس با اهمیتی را در می یابیم .

         چون یونانی ها قادر بودند، با اهمیت ترین نظری را در وجود خود بپرورانند و به میراث بگذارند، آنهم حقوق فردی بود. و به این باور بودند، که نیاز ها وتمایلات فرد مهم است. یعنی فرد حق دارد، سرنوشت خود را تعیین کند، از این دیدگاه مفهوم دموکراسی، حکومت مردم بر مردم شکل گرفت. بیان فردی خلاقانه شگوفا شد. و به دست آورد های بزرگی در عرصه هنر، ادبیات، علوم، ریاضیات و فلسفه انجامید.

        این یک حقیقت است که یونان به عنوان مهد تمدن غرب زمین و زاد بوم دموکراسی، فلسفه ی غرب، بازی های المپیک، علوم سیاسی، ریاضیات، نمایشنامه نویسی( شامل هردونوع کمدی و تراژدی ) قابل وصف و توجه است.

        یونان کشوریست در جنوب شرقی اروپا و جنوب شبه جزیره بالکان موقعیت دارد. این کشور از شمال با آلبانی، مقدونیه و بلغارستان و درشرق با ترکیه دارای مرز مشترک زمینی است.

      سر زمین اصلی یونان در جنوب و شرق بوسیله دریای اژه احاطه شده و از غرب به دریای ایونی محدود میباشد. و در محل اتصال سه قاره جهان ( آسیا، اروپا، و افریقا ) واقع شده است، همچنان دارای تاریخ ویژه و پُرحادثه است. و دارای میراث فرهنگی نیز میباشد. که به طور قابل توجهی دارای نفوذ در افریقای شمالی، منطقه شرق میانه بوده و ساختار بنیادی برای فرهنگ اروپا، آنچه که امروز به عنوان فرهنگ غرب خوانده میشود به حساب می آید.

        از جانب دیگر موقعیت جغرافیایی و شکسته گی های ساحلی  یونان بخوبی بیان مینماید، که مردم یونان با استفاده از قایق و کشتی های دست داشته ی خویش با کشور های سه قاره همجوار خود سر وکار در عرصه امورات اجتماع دارا است.

        بدین ملحوظ یونانی ها همچون بلخ باستان که مهد تمدن و باب مراودات شرق و غرب در مسیر راه مشهور تجارتی ابریشم بود، به اثبات رسانیدند،  که یونان کشوریست تمدن غرب را چند هزار سال قبل از میلاد در دامان خویش به پرورش گرفته و خط مش قابل وصفی را در عرصه فرهنگ غربیان به ارث گذاشته است.

     امروز مطالب سایت های انترنتی بخوبی بر ملا میسازد، که دموکراسی آتن تقریباً3000 سال ق از م را در بر میگیرد، بخصوص زنان از حقوق فردی خویش مستفید بودند، که فعلاً غربیان همان رفتار را در جامعه خویش محترم دانسته رعایت میکنند.

        قابل یاد آوریست، که عموم مدنیت ها بخصوص در سه قاره جهان یعنی اروپا، آسیا، و امریکا ایجاد گردیدند در اطراف دریا و ابحار عرض موقعیت نموده اند. چون انسانها با استفاده از آب به دامپروری و زراعت دسترسی می یافتند. و در اثر رقابت بهترین ساختمانها، ابزار کار، اسلحه و دیگر مسایل اجتماعی را آماده و دریافت مینمودند.

          درست است که در غرب یعنی در اروپا و امریکا یک تعداد تمدن های دیگر نیز عرض وجود نموده بودند، آنها همچو یونانی ها که  در اول در عرصه ایجاد تمدن خویش هنر های فروان را از مردم متمدن مصر و بین النهرین اقتباس کرده بودند. همین طور نیز از تمدن یونان اقتباس کردند.

           مثلاً: بعد از اختتام بخشیدن تمدن یونانی، تمدن رومی، تمدن یونانیمآبی، با عصر زنده گی اسکندر کبیر در بین سالهای 323 ق از م الی 146 ق از م یکی پی دیگر رونما گردیدند  و بعداً امپراطوری روم بخصوص در 27 ق از م تاسیس و وارث تمدن یونان و یونانیمآبی گردید. و در سال 476 میلادی بعد از تجزیه شدن امپراطوری روم  بخش های شرقی و غربی  تمدن بیزانس رونما گردید، که خود را وارث تمدن یونان میدانیست. خلاصه اینکه تمدن یونان بستان در جهان بشریت نقش قابل ملاحظه یی را دارا بوده و قابل احترام خاص در قطار دیگر تمدن های جهان میباشد.

با عرض حرمت                                     پوهیالی فهیم « کوشا »

تقريظ:

تمدن يونان قديمي ترين تمدن غرب و باني مدنيتهاي مختلف در اقصي نقاط گيتي بعد از تمدن بين النهري و مصر  محسوب ميگردد، چون موقعيت خوب جغرافيايي شبه جزيره يونان باستان، بخصوص شكسته گي هاي ساحلي آن و ارتباطات آن با كشور هاي افرياق،‌آسيا و اروپا زمينه رشد خوبي را در عرصه تمدن فراهم ساخت، از جانب ديگر  مبرهن است كه، در يونان باستان اكثر علوم و فنون متداوله بشر از قبيل فلسفه، منطق، رياضيات، علوم طبيعي و بشري، هنر و ادبيات بويژه هنر تمثيل( كميدي و تراژيدي )، سياست و اقتصاد شكل گرفته و بالوسيله نوابغ، دانشمندان فلاسفه ادبا، رياضيدانان وادبا به شد و بالنده گي رسيده است.

اين همه تحولات چشمگير در محدوده ي يونان باستان منحصر نمانده،‌ بل راه شگوفايي و تكامل را پيموده و ره به سوي كشور ها و قاره ها باز نموده و از مزاياي آن ديگران مستفيد و بهره مند گرديده اند.

تمدنهاي كنوني اروپا، امريكا در حقيقت از تاثيرات اين تمدن دور نبوده، در عرصه هاي گونه گون حيات اجتماعي و فرهنگي تحولات و دگرگونيهاي شگفت‌ آور نصيب همه گرديده است، حتي به صراحت گفته ميتوانيم كه زبان يوناني تا به حال سنگ بناي بعضي از زبان هاي امروزي ميباشد. البته نبشته هذا نمايانگر قطره اي از بحر بيكران و شمه اي از دستاورد هاي جامعه ي بشري محسوب ميگردد، كه با پيروي و اقتباس از فرهنگ و مدنيت يونان باستان اقشار و طبقات مختلف كره ي خاكي بخصوص اروپاييان به اوج تمدن گام نهاده و قلل شامخ  پيروزي را مي پيمايند.

مواد مقاله هذا تحت عنوان ( مروري  مختصر بر تمدن يونان باستان) خیلی ارزشمند ارزیابی میگردد و خواننده را در مورد تاريخ يونان باستان آگاه مينمايد. البته در قسمت نگارش آن توجه قابل ملاحظه با در نظر داشت منابع و مآخذ معتبر علمي و انترنتي استفاده اعظمي صورت گرفته ، بنابر آن مقاله علمی تحقیقی  نگارشي محترم  پوهيالي فهيم « كوشا » را مثبت ارزيابي نموده مستحق نشر به جریده علمی میدانم و چون استاد موصوف تحت رهنمايي اينجانب كار تحرير آنرا به اتمام رسانيده و هيئت نشر جریده علمي، نشر آنرا در نظر خواهند گرفت. 

خلاصه مطلب

         مطالب این مقاله علمی- تحقیقی، تحت عنوان ( یونان مهد تمدن غرب ) آماده و تهیه گردیده است، بطور خلاصه جهت افهام و تفهیم هرچه بیشتر آن با مطالعهء موضوعات زیر بخوبی میتوان  پیبرد و تمام موضوعات آنرا  انعکاس داد.

         درست است که یونان مهد تمدن غرب بوده . و به اساس شهکاری های مردمان تمدن پرور آن به این نام با عظمت رسیده اند. البته آنها چگونه این دست آورد مهم اجتماعی را بدست آورده اند، چنین میتوان بیان کرد:

         « از اینکه کشور یونان در قسمت جنوب شرقی  قاره اروپا عرض موقعیت نموده است. و از سه طرف به سه قاره جهان یعنی اروپا، افریقا وآسیا با استفاده از راه های بحری و خشکه ارتباط داشته و به شگوفایی مدنیت خویش رونق داده است. طوریکه کرانه دریای کشور را نواری بلند، بریده و نامرتب و با بندر های بسیار تشکیل داده است، از اینرو بر دور ترین بخشهای یونان به آسانی از طریق دریا دسترسی داشتند. به صراحت تام گفته میتوانیم، مردمان کرتی ها واقع در بحیره مدیترانه بذر تمدن یونانی را تشکیل داده اند. چون آنها مانند یونانی ها از جا های دیگر چون مصر، هلال حاصلخیز و بین النهرین اندیشه های را اقتباس کرده و فرهنگی را از آن خویش نموده اند.»

        باید اظهار نمود، مطالب برگزیده، به طور خلص موضوعات ذیل را در بر میگیرد:          )( یونان گهواره تمدن غرب، غرب وارث تمدن یونانی، جوشش فرهنگی عصر طلایی آتن، اوج دموکراسی آتن ، ابراز احساسات شخص، مهم پنداشتن فرد، نقش شخصیت فرد، یونان مدنیت باستان دارد، مینوسی ها مردمان صلحدوست اند، نقش مینوسی ها یا کرتی ها  بر تمدن یونان از سالهای 3400 الی 1200 ق از م به اساس تقسیمات باستانشناسان به سه دوره، تماس با تمدنهای پیشرفتهء هلال حاصیلخیز، دره دجله و فرات، مصر، نقش و اهمیت دانشمندان و شاعر نابینای پُر آوازه یونان ( هومر) با کتاب هایش ایلیاد و اودیسه، اطلاعات در مورد دین و آئین یونانی، آتن مرکز دموکراسی است، نقش آتن بر رشد  قانون و حکومت، آتن در وضع قوانین و اصلاح حکومت پیشقدم است، قوانین مطروحهء سولون، کلیستن، پریکلیس، ارسطو، افلاطون گزنفون، طریق طلب دانش، نقش هنرمندان، حق فردی وغیره مسایل را در بردارد.)(

         قابل ذکر است، مطالب یاد شده،  از شروع الی اخیر این مقاله علمی –  تحقیقی بطور خلاصه  بیانگر عمده ترین بخشهای  آن بوده، میتوان برویت آن خوبتر فهمید،  که مواد این  رساله علمی  - تحقیقی در برگیرنده کدام مطالب و موضوعات میباشد.

پیشنه موضوع

        نخست اگر درمورد موقعیت جغرافیایی تمدن یونان آگاهی حاصل نماییم، به استعانت علم جغرافیای ثقافتی معلومات موثق بدست آورده میتوانیم، چون در زنده گی هر قوم، جغرافیا نقش مهمی دارد. البته جاییکه یونانیان پس از آنکه از شمال یونان وارد خاکِ شدند آنرا ( هلاس ) نامیدند. و درآنجا منزلگاه های تازه برای خود ساختند، بدین اساس  شایسته مطالعه دقیق است. که این موضوع در زنده گی یونانیان بسیار مؤثرمیباشد.

      چون کشوریونان باستان ،سراسر شبه جزیره بالکان و به اطراف دریای آسیای صغیر و جزیره های دریای اژه را دربر میگرفت . شبه جزیره یونان از کوههای کم ارتفاع و جنگلات پوشیده شده بود. وبه ناحیه های کوچک بیشمار که غالباً بکلی از یکدیگر جدا بودند، تقسیم میشد. آتیکا ، لاکونیا، مسنیا ، بوئوتیا، و تسالیا چند ناحیه بزرگتر و مهمتر یونان بود. هرکدام استقلال و ویژه گی مشخص داشت. گوناگونی تمدن یونان باستان در ویژه گی  موجودیت موقعیت دریایی  آن بود، گذشته از این ، نوایی اطراف خاک های یونانی بیرون آمده گی و فرورفتگی های عمیق داشت، طوریکه اطراف دریای کشور را نواری بلند، بریده ، نامرتب وبا بندر های بسیار تشکیل میدادعرض موقعیت کرده بود،  از اینرو حتی دور دسترین بخشهای یونان به آسانی به دریا دسترسی داشتند، همه ء اینها عاملهای تعیین کننده ای در پیدایش و شکل گرفتن تمدن یونانی نقش برازنده داشت. ویژه گی جدا از هم بودن بخشهای کشور، راه پیشرفت (کشور شهرهای) جدا از یکدیگر را فراهم آورد. دستیابی به دریا از یونانیها قوم دریا نورد بزرگ وماهر ساخت.

      باید علاوه کرد که ،  کرتیها یا ( مینوسیها ) نقش عمده در ایجاد تمدن یونانی دارند، چون حقیقتاً بذر تمدن یونانی در اصل از جزیره کرت آمده است. کرت جزیره ای است ، درجنوب شبه جزیره یونان که به یک نسبت برای مصر ، یونان و بخش شمال غربی هلال حاصلخیز دستیاب بود. قومی که منشاء آن ناشناخته است. ازحدود 3400 ق ازم در جزیره کرت واقع دربحیره مدیترانه میزیست . البته این قوم از مصر و دره دجله وفرات اندیشه های را اقتباس کرده و فرهنگی را از آن خویش آفریده بود، کرتیها، کشاورزی، پیشرفته ای داشتند. بوته های مو( درخت انگور)، گیاهیان و درختان میوه را پرورش میدادند ، ظرفها، سفالها های براق ، وسایل شیشه ای، وسایل شستشو و آرایش، ابزار گوناگون مانند جنگ افزار ها مجسمه های کوچک برای مقاصد دینی و پارچه های عالی و تجملی تولید میکردند.

      معمولاً تمدن کرتی را بنام  مینوسی مینامند، از حدود 3400 ق از م تا 1200 ق از م ادامه داشت. باستانشناسان این دوران رابه سه دوره مجزا تقسیم کرده اند:

1-  دوره مینوسی کهن ( از 3400 ق از م – 2100 ق از م ) با استفاده از مس آغازو با آغاز استفاده از مِفرغ پایان یافت،  در این دوره تصویر نگاری کاربردی گسترده داشت، وبازرگانی رونق گرفت.

     2- دوره مینوسی میانه ( از 2100 ق از م – 1600 ق از م ) شاهد پیشرفت عظیم هنرها بود. کاوشهای صبورانه باستانشناسان در ویرانه های کاخ کنوسوس پرده از راز این هنرها برگرفته است. داخل  کاخ به طرز با شکوهی آذین شده وحتی طرح و نقش هر حصه ی کاخ از زیبایی فوق العاده وسلیقه خاص حکایت میکند، البته زنده گی کرتیها پُر تجمل بود. زرگری و سیمگری رونق داشت. و عالیترین فعالیت هنری تا مدتها در خدمت نقاشی و آذینگری درون خانه ها،وسایل خانه ، خاکنگاری (موزاییک سازی) وسایر چیز های بود که در زنده گی روزانه بکار میرفت.

     برای آسانی معلومات  بیشتر،  خط تصویری نگار نخستین،  بیانگر حدود یکصد نشانه قرار دادی شده بود.

     همچنان لوحه های گلین بسیاری که از زیر خاک بیرون کشیده شده، گواه برفعالیتهای دامنه دار حکومت کرت در بازرگانی و اداره امور است.

        همچنان کرتیها با مصر و سر زمینهای دیگر به ویژه با شهر تروا واقع در یونان وبا بخشی از دیگر خاکهای یونان که به لاکدایمون معروف بود، بازرگانی پُرسودی داشتند.

     3- دوره اخیری مینوسی ( از 1600 ق از م – 1200 ق از م ) یعنی  از عصر اوج پیشرفت فرهنگی و افول آنست. علت اصلی زوال این فرهنگ این بود، چون مردم کرت با گذشت زمان وبراثر مزایای موقعیت اقتصادیشان، خود را در ایمنی پنداشته، به تدریج تن آسا شدند، و از دفاع غافل ماندند. آخه یی های پُرنیرو وسپس دوری ها از فرصت مناسب استفاده کردند، شهرهای کرتی رابه تاراج بردند وبه نفوذ فرهنگی جزیره کرت پایان دادند. همانطوریکه گفتیم، یونانیهای آخه یی به زور وارد محیطی شدند، که فرهنگی پیشرفته داشت. مانند همه اقوام بی تمدن، بی آنکه فرقی بگذارند، دست به غارت زدند. ومیسنایا و تیرنس را ویران کردند. اما چندی نگذشت فرهنگ درخشان سرزمینی راکه تسخیر کرده بودند شناختند و آن را اقتباس کردند. چون قوم پُرنیرویی بودند، به کرت وجزیره های آژه ای تاخت و تاز کردند، همچنان یونانیهای نخستین تماس نزدیکی با تمدنهای پیشرفتهء هلال حاصلخیز و دره دجله و فرات داشتند. این عاملِ برانگیزانندهء فرهنگی، درروزگار هومر و هسیود محصول بسیاری به بار آورد.

           هومر شاعربلند آوازه داستانهایی از این مردم در ایلیاد وادویسه آورده است،که میلتوس مرکز تجارت کوزه گری وسفال سازی و موطن نخستین دانشمندان چون تالس ملطی ، اناکسیماندرس درحدود 600 ق از م دراین بخش یونان درخشیده اند وازاینجا تمدن وفرهنگ، استعمال پول و توسعه الفبا درسرزمین اصلی یونان راه و گسترش یافت.      

    چون واژه civilizatian ( تمدن ، مدنیت ، پیشرفتگی اجتماعی ، تمدن ساختن وغیره مطالب ترقی وتعالی را دربر دارد، که حقیقتاً در این عرصه در بین مردمان غربی مردم یونان باستان این ویژه گی را دارا هستند. )

       همچنان واژه فرهنگ نیز به معنی شهر نشین شدن، خوی شهری گزیدن وبا اخلاق مردم شهر آشنا شدن،ارتباط با زنده گانی اجتماعی ، همکاری مردم با یکدیگر در امور زنده گانی و فراهم ساختن اسباب ترقی و آسایش خود، وبا مسایل تکنالوجی روز دسترسی یافتن، وغیره موضوعات مفید در جوامع انسانی به نفع بشر سود آور واقع میشود، میباشد.

        بناءً به ارتباط مطالب فوق (civilization) تمدن ، پیشرفتهءرا دریونان بنام گهواره تمدن مینامند ، درواقع درتمام اروپا، حتی درنیم کره غربی مردمی ، که امروز از آنها بنام مینوسی ها یاد میشود عرض وجود نموده است. تمدن آنها در جزیره کرت واقع در بحیره مدیترانه  شگوفا شد.

        البته مینوسی ها کاخ های عظیم و باشکوه بناء میکردند. مثلاً کاخ کنوسوس، شهراصلی آنها در نزدیک ساحل شمالی جزیره، پنج طبقه بود وصد ها اطاق درون در درون داشت. مینوسی ها در شهرهای دیگرکرت، مانند فاستوس و مالی، نیز کاخ های بسیار پیشرفته با مشخصه های لوله کشی امروزی ، مانند کنوسوس و دراطراف آن زنده گی میکردند. و ده ها، شهر و شهرک مینوسی درکرت و جزایر دریای اژه،مدخل دریای مدیترانه که مرز شرقی یونان را در بر میگیرد، وجود داشت. 

       این شهرها، با در اختیار داشتن مجموعه پرُشماری از کشتی ها، تجارت پرُرونقی با یکدیگر و باسرزمین های خارجی نزدیک، مانند مصر داشتند. مینوسی ها علاوه برآن که دریانوردان کارکشته ای بودند. هنرمندان ماهری نیز محسوب میشدند. کاخ هاوخانه های خود را با دیوار نگاره های بسیار دلپذیر، یعنی نقاشی ها وتزئینات روی گچ مرطوب می آراستند.

        البته در مورد دین و آئین مینوسی اندک معلوماتیکه در دست است، نشان میدهد که یونانیان نخستین، برخلاف بیشتر مردمان باستانی دیگر، خدایان خود را مهربان و یاور در نظر می آوردند . و درمورد چند تایی از آنها معلومات که در دست آمده به شکل مجسمه های کوچک سفالی با ارتفاع تنها چند اینج بود.... آنها دیو، اهریمن و خدایان ظلمت را نقاشی نمیکردند. از چند ایزدِ خدا گونه ای که مینوسی ها میپرستیدند از جمله مهمترین آنها یکی ( مادر بزرگ ) بود، که گویا بر آسمانها و زمین فرمان میراند. ودیگری ( بانوی حیوانات ) که غالباً هنرمندان او را ایستاده بر قله کوهی به تصویر می کشیدند. همچنان گاو های نر را میپرستیدند، نقاشی ها حکاکی ها جوانان مینوسی را نشان میدهند، که در آمیزه ای ازورزش و آیین مذهبی از روی گاو های نر مقدس میپرند. پرنده های زن ومرد با شرایط یکسانی مسابقه می دادند. به نظر میرسد که پرنده گان از روی گاو های نر و تماشاگرانی که آنها را نظاره میکردند از شور وهیجان ناشی از خطر این مسابقات بسیار لذت میبردند.  البته این برابری جنسی و وقت دادن به قشراناث درزنده گی اجتماعی مینوسی ها نیز مشاهده میشد. مردان وزنان عالباً در بازار ها یا سایر مکان های عمومی به تبادل نظر میپرداختند،  و این برابری در بین زنان ومردان مینوسی نشان دهنده آنست که زنان مینوسی از برابری تقریبی یا کامل با مردان برخوردار بودند، این برابری در هیچ جای دیگری در جهان باستان مانند نداشت. حتی در جامعه روشن بین یونانیان باستان که درآن زنان میبایست گوش به فرمان مردان باشند.

        به نظر رسیده که مینوسی ها مردمان صلحدوست بوده اند، چون دیوارنگاره ها وکنده کاری های روی سنگ های قیمتی غالباً مینوسی ها را در حال استراحت، ماهیگیری ، رقص ومسابقه نشان میدهند، این صحنه ها مردمی کامروا و خلاق را با کنجکاوی فراوان و شورزند ه گی به تصویر کشیده است.

 

            در مورد رشد دموکراسی یونان بخصوص بنام ( دموکراسی آتن ) بخوبی  در سایت های انترنتی بخصوص مطالعه میگردد، که غربیان مدیون دموکراسی آتن بوده و خود را با فخر فراوان وارث تمدن یونان مینامند ، خود بیانگرآنست یونان باستان دارای  مدنیت شگوفا درنیمکره غربی بوده است.            

                                                                                                                                    

       البته بویژه آتن به این امر تاثیر بسزایی بر رشد قانون و حکومت در قرن های ششم ق از م داشت. ویکتور ارنبرگ، تاریخدان، اظهار میدارد:

      ( این دوره ای بود، که درآن فرد برای نخستین بار ابراز احساسات شخصی خود را از راه نگارش شعر تغزلی یافت ..... در عین حال فرد گرایی سیاسی از میان کشاکش های زنده گی اجتماعی سر برآورد..... از یک طرف، خواست مبرم دهقانان معمولی بود، که دیگر قربانی اشرافیت نباشند .... ظلم وبی عدالتی سبب رشد نارضایتی بود، ونخستین راه چاره تدوین قوانین بود... برای نخستین بار در بخش های مختلف یونان قوانین تدوین گردید....... قوانین مربوط به خانواده، ارث و وضع بردگان و جارجیان از جمله موضوع هایی بود که به طور فزاینده ای جزو مشغله دولت شد. .... از این جا سرانجام این فکر بر آمد .... که انسجام پولیس به حکومت قانون مبتنی است) .

        آتن در آغاز در وضع قوانین و اصلاح حکومت خود پیشقدم شد . در 621 پیش از میلاد، یک رهبر سیاسی به نام دراکون، در پاسخ های شهروندان، مجموعه قوانینی را تدوین کرد. برخی از این قوانین بر خلاف خشن وسختگیرانه بودند. مثلاً اگر قرضداری نمیتوانست قرض خویشرا به طلبگار پرداخت کند، طلبگار به لحاظ حقوقی میتوانست او را به بردگی بگیرد. سرانجام بنا به خواست مردم این قوانین به نفع مردم و جامعه به طور عادلانه اصلاح شد.

       البته در 594 ق از م یک شهروند آتنی مورد علاقه مردم به نام ( سولون ) سرپرست یا مجری وظایف روزمره حکومت شد .  نخست تمام قوانین دراکون را لغو کرد. چون بیش از اندازه سختگیرانه ومجازات ها بیش از اندازه شدید بودند. سولون همچنین گروهی از شهروندان معمولی را به نام ( مجلس) برگزید تا به تدوین قوانین بپردازند . این گام مهمی بسوی دموکراسی  بود. واژه یونانی demo به معنای          ( مردم ) و  kratos به معنای ( حکومت ) دموکراتیک حکومتی است. که درآن مردم حاکم باشند، به همین ترتیب آتن گذار به دموکراسی کامل را از سال 508 ق از م در دوره فرمانروایی روشن اندیشی به نام ( کلیستنس ) آغاز کرد. او بر اهمیت مجلس، که هر ده روز یک بار جلسه داشت ، افزود . هر مرد آزادی حق داشت در مجلس سخن بگوید و رای دهد . کلیستنس همچنین " شورا " را تاسیس کرد که گروهی مرکب از پانصد شهروند بود که سالی یک باربه قید قرعه انتخاب میشدند تا قوانین وسیاست های جدید را تدوین کنند. این پیشنهاد ها سپس به مجلس ارائه میشد تا مورد بحث قرارگیرد وبه رای گذاشته شود . سه سرپرست و ده فرماندهی نظامی، که  strateegoi  نامیده میشدند، سالی یکبار از سوی مجلس انتخاب میشدند تا امور حکومت و فرماندهی سپاه را بر عهده گیرند.

        بدین ترتیب آتن گام جسورانه، برداشته بود، و در لوای نظام دموکراتیک خود، چنان توان و اعتماد به نفس، از خود نشان دادند، که به زودی آنها را وارد دوره شگوفایی اقتصادی و فرهنگی کرد.

         نقش جوشش فرهنگی عصر طلایی آتن بیشتر دراوج دموکراسی آتن بودالبته   سالهای  479 الی 431 میلادی را دربرمیگیرد، غالباً بنام ( عصر طلایی آتن) مینامند. البته در طی این سالها رهبران آتن بویژه پریکلس در پی آن بودند که آتن را الگویی برای تمام شهرهای دیگر سازند خصوصاً درراس دموکراسی آتن قرارگرفت وهمچنان  ، فعالیت های فرهنگی را تشویق میکرد، پیکرتراشی، معماری، فلسفه، علم و نمایش آتنی شگوفا شد وبه سرعت به اوجی دست یافت که قبلاً هرگز در تاریخ مشاهده نشده بود. این جوشش فرهنگی میراث هنری و ادبی با شکوهی را تولید کرد که از آن زمان تا کنون شگفتی جهان را برانگیخته و الهامبخش آن بوده است.

       پریکلس دریک خانواده اشرافی به دنیا آمده بود، وی به اساس دانشمند بودنش در راس دموکراسی آتن قرارگرفت. وی از جانب عموم مردم به مدت پانزده سال به عنوان  رهبر کشور تعیین شد. اوسیاستمدای چهره دست و ناطق بی مانند بود، مردم اورا ( انسان نابغه ) مینامیدند. زیرا رعد وبرق سخنانش او را با زئوس در یک ردیف قرار میداد ولی او خیلی کم سخنرانی میکرد، و معتقد بود که هر سخنرانی او بایدحادثه ای باشد. تا تاثیری ماندگار بر اذهان شنوندگان برجای بگذارد.

      البته در دوره حکومت پریکلیس دولت آتن به نهایی ترین اوج قدرت و بهروزی خود رسید ، پریکلیس به یک سلسله اصلاحات مهم دموکراسی دست زد، حقوق انتخابی مردم را بالا برد و انتخابات قرعه ای را متداول کرد، در این دوره پرداخت پول برای کار های دولت به فقراء امکان داد. تا در کار های جامعه شرکت کنند، بعد ها برای شرکت درجلسه ها ( مجمع خلق ) نیز حقوقی تعیین کرد. واین مجمع به عنوان عالیترین مرجع در باره مهمترین مسایل مربوط به سیاست داخلی وخارجی تصمیم میگرفت. به تمام کارهای دولت نظارت داشت، این مجمع هر ده روز یک بار تشکیل میشد. بدین ترتیب اصلاحات پریکلیس موجب آزادی حق رای عمومی و شرکت تمام مردم در امورات دولت گردید . همچنان به گفته پریکلس حکومت در دست مردم است ونه در دست تعدادی معدود.

       آتنی ها بدین سبب توانستند در چنین مدت کوتاهی دستاورد های عظیمی داشته باشند، که شهرشان از مجموعه شرایط منحصر به فردی برخوردار بود. نخست، یک شبکه گسترده تجاری آتنی ها را از محصولات، آداب و رسوم و هنرهای مردمان بیگانه و دوردست آگاه میساخت. جریان دایمی اجناس و عقاید جدید از آتن شهری جهان شمول ساخت . این شهر از تجارت و از معادن نقره خود نیز ثروت بسیار زیادی اندوخت . حکومت بیشتر پول را صرف جشنواره های پرزرق و برق و بنای ساختمان های عمومی عظیمی میکرد که هیچ شهر دیگری در آن زمان به پای آن نمیرسید.افزود بر آن نهاد های دموکراسی آتن ابزاروجودفردی را تشویق میکرد، وبه واسطه این عوامل، آتن به شکل یک شهر مدرن، پیشرو و اهل مدارا دست یافت و هنرمندان و اندیشمندان را از بسیاری شهرها و کشوهای دیگر به خود جذب کرد .   آتن فضای ایجاد کرد که افراد مبتکر و خلاق در آن به ابزار وجود تشویق میشدند عظمت فرهنگی آتن به این طریق شکل گرفت.

         درمورد طلب دانش یونانی ها بخوبی دانسته شده ، از آنجائیکه زنان در حکومت جای داشتند یا به تولید هنر و ادبیات میپرداختند، زنان آموزش رسمی نمی دیدند. اما مردان جوان، چه ثروتمند و چه فقیران به طرزی جامع تحصیل میکردند، این تحصیلات میبایست آنها را برای سیاست، خدمات نظامی و مدیریتی و غنا بخشیدن به زند ه گی فرهنگی شهر به عنوان هنرمند، صنعتگر ، ورزشکاران، موسیقیدان وشاعر آماده میکرد. همه پسران بین سنین هفت و هجده سال به سه نوع مدرسه میرفتند. درنوع اول آموزگارانی که آنها را گراماتیست ( معلم دستورزبان) میخواندند، به آنها خواندن ، نوشتن وریاضی یاد میداند. درمدرسه دیگری، پسران از مربیان که به کیتاریست ( موسقیدانان وشاعران) موسیقی وشعر می آموختند. سر انجام پسران به آموزشگاهی میرفتند. که گیمناسیوم ( جمنازیم ) نام داشت ودر آنجا رقص وبازی های ورزشی از جمله، کُشتی و پرتاب سنگ ها می آموختند همه مردان ، جوانان در هجده سالگی آموزش نظامی میدیدند و پس از آن دربرابر شورای شهر می ایستادند. و سوگند زیررا ادا میکردند.

        ( من خدمت نظامی مقدس را بد نام نخواهم کرد، و درنبرد همقطاران خود را هرکه باشد، رها نخواهم کرد . به تشریفات دولت یاری خواهم رساند...... واز قوانین رسمی و هر مقررات دیگری که مردم وضع کنند اطاعت خواهم کرد. اگر کسی بخواهد قوانین را نیز زیر پای بگذارد، اجازه نخواهم داد...... به کیش نیاکان خود افتخار خواهم کرد.

       مشهور ترین فیلسوفان آتنی سقراط بود، که در اواخر عصر طلایی تدریس را آغاز کرد ، او هیچ نوشته یی از خود برجای نگذاشت. آنچه از زنده گی و عقاید او دردست است ، از طریق نوشته های شاگردان او است  از جمله گزنفون، تاریخ نویس ، وافلاطون متفکر بزرگ که از 428 -347 ق ازم زند ه گی میکرد، آثار جاودانی به جای نهاد وهمراه با شاگرد مشهورخویش ارسطو ( 384-322 ق از م ) در زمره  پیشگامان بسیاری از علوم قرار گرفتند، و تدریس میکردند.

        قابل یاد کرد است که در عصر اسکندر مقدونی دگرگونی بسیار چشمگیری در موقعیت هنرمندان ایجاد گردید با ورود آموزش های فلسفی و ادبی به محافل هنرمندان- مجزا ساختن آنان از صنعتگران معمولی آغاز شد. از این پس به آنان مانند صنعتگران ساده که از ارزش معنوی بی بهره بودند نگریسته نمی شد بلکه به عنوان هنرمند مقام والایی کسب کردند. و مورد قدر شناسی مردم قرارگرفتند.

سیر تکاملی هنرمندان یونان را می توان چنین جمعبندی کرد: درقرن ششم ق از م استقلال هنر کشف گردید و در قرن پنجم ق از م ( عصر کلاسیک ) به کار گرفته شد. در قرن چهارم  ق از م هنربه زیبایی گرایی روی آورد و درقرن پیش ازمیلاد           ( عصرهلنی ) و از آن به بعد به اوج خود رسید وپیوند جهانی یافت. 

اهداف موضوع :

           همه میدانند، که یک موضوع ویا یک مطلب از خود اهداف مشخص و معین دارد. البته به اساس داشته هایش که درجامعه انعکاس ونمایان میگردد.

          بناءً عنوان  موضوع  مقاله علمی فعلی را ( یونان مهد تمدن غرب ) تشکیل میدهد، پس در محتوای آن اهداف گوناگون،  وجود داشته  و در اصل ذاتاً این موضوع از خود دارای اهداف گوناگون میباشد. که قرار ذیل است:

          1 ــ  یکی از اهداف مهم آن نجات دادن نسل مردمان عقب مانده از نابود شدن در روی کره ارض  میباشد. البته درتماماً نقاط کره ارض  .

         2  ــ هدف دیگر آن تشویق مردمان ده نشین به شهر نشینی که در واقعیت به اساس این مفکوره، مردمان غربی به مدرن ترین وسایل پیشرفته تکنالوجیکی جهان امروز دسترسی یافته اند.

         3 ــ هدف دیگری مردمان متمدن این بوده، که  همیشه میخواهند، در بین همه کشورها بخصوص نسبت به  همسایه های  خویش پیشقدم  باشند و از جمله ی نخبه گان جامعه محسوب گردند، وهمیشه به مردمان دیگر روی کره زمین ، از طریق همکاری های  خویش مصدر خدمت شوند و سود برسانند، تا مردمان دور از تمدن در گرداب جهالت و عقب مانی فرونروند.

       4  ــ یکی از اهداف دیگر موضوع انتخابی این بوده، مردمان متمدن وغیر متمدن در روی کره ارض بخوبی تفکیک شوند، و حتی برازنده گی مطلب حاضر نسبت به بعضی از تمدن های نه آنقدر مشهور و کم تاثیر، قابل وصف بوده، و در واقعیت از  ویژه گی های آن  میتوان در جامعه دور از تمدن در صورت خواهش نمایند،  استفاده کرد.

       5 ــ همچنان هدف از مطالعه این مقاله علمی –  تحقیقی، این بوده، متمدن ترین مردمان کره ارض بخوی شناخته شوند، که کدام مردمان روی زمین نسبت به مردمان دیگرآن نقش اساسی در تبدیل کردن شکل کره طبیعی به شکل کره فرهنگی میباشند.

اهمیت موضوع:

            اهمیت موضوع انتخابی، که در مورد بهترین و اساسی ترین بخش از فعالیت های انسان که ایجاد تمدن بویژه تمدن یونان باستان در روی کره ارض میباشد، که امروز آنرا بنام            ( یونان مهد تمدن غرب) نام نهاده اند،  بی نهایت قابل وصف بوده، که در جامعه کهن در بین گروه های همگون انسانهای اولیه، با در نظر داشت نبودن امکانات وسایل پیشرفتهء تکنالوجیکی تحفه بس بسیار بزرگی را در عرصه ترقی و موفقیت جامعه  همان روز و امروزی غرب به ارمغان گذاشته اند. باید به نیکویی از آن ستایش و تحسین نمود. که امروزه همه مردمان غربی بویژه دانشمندان غربی به اهمیت این موضوع پی برده اند، و اظهارمینمایند،که ما همه وارث تمدن یونانی میباشیم.

            یکی از اهمیت این موضوع چنین بوده، در صورت مطالعه تاریخ تمدن جهان از ویژه گیها و دست آورد های تمدنهای جهان با استفاده از مطالعه  این مقاله علمی- تحقیقی به نفع خویش استفاده نماییم .

            همچنان  یکی از اهمیت این موضوع علمی –  تحقیقی در جهان بشریت این بوده که، با مطالعه مطالب تمدن برای نسل های آینده خط مش و رهنمایی در عرصه های اجتماعی به ارمغان می آورد. به نسل های آینده جرئت میبخشد تا در عرصه  پیشرفت و ترقی جامعه کوشا باشند.

            اهمیت دیگر آن انعکاس شگفتی تمدن های قدیمه به مردمان امروزی میباشد،که تا باشد مردمان امروزی به  مفکوره و تجسسات مردمان قبلی احترام نموده و آگاهی  حاصل نمایند .

           یکی از  اهمیت دیگر این موضوع علمی را، مطالب در برگیرنده آن تشکیل میدهد، چون حاوی مطالب ترقی و پیشرفت، زیر عنوان تمدن میباشد،  و به همه مردمان جامعه، بخصوص به دانش پژوهان ، محصلان ، استادان ، و برای عموم دوستداران علم و معرفت اثر بجا گذاشته ، نوید بخش مسیر زنده گی آنها خواهد بود.                                                      

     نتیجه:

           به اساس تجسس و مطالعات در عرصه مدنیت ها چنین در می یابیم که هنوز روح تمدن یونانی باقی است، البته تاثیر یونانیان با زوال تمدن با شکوهی که داشتند، تا حال پایان نیافته است. چون بسیاری از وجوه فرهنگ یونانی باقی مانده و از گذر نسل ها به دنیای مدرن رسیده، عقاید، هنر ها و نظریه های حکومتی، یونانی به شکل گیری بسیاری از جوامع امروزی کمک بسزایی نموده است. و به اساس اثبات دانش و خرد آدمی این یک حقیقت است، که کره ارض را  انسانها  از شکل طبیعی اش به شکل فرهنگی مبدل نموده است. و یونانیان در جهان غرب حقیقتاً در عرصه فرهنگ نقش ارزنده را بازی نموده اند.

         از آنجمله فرهنگ یونان عمدتاً از طریق روم به دنیای مدرن رسید، رومیان قدرتمند از غلبه بر ایونی ها ، به توسعه امپراطوری خود ادامه دادند، و بعد ها روم وجوه فرهنگ یونانی را به تمدن های بعدی انتقال داد، و روم در قرن پنجم میلادی  سقوط کرد، تاثیر ونفوذ فرهنگ رومی بر مردمان اروپایی به تدریج کاهش یافت، سپس قرنها بعد در دوره رنسانس در سده های پانزدهم و شانزدهم میلادی اروپاییان هنرها و عقاید یونانی را از نو کشف کردند، نقاشان، مجسمه سازان، معماران، شاعران و اندیشمندان اروپایی عمیقاً تحت تاثیر سبک های کلاسیک یونانی و رومی قرار گرفتند، و در سه سده پس از دوره رنسانس، اروپاییان بسیاری از بخش های جهانرا تحت مستعمره خویش ساختند، در این فرایند، آنها عقاید، هنرها و ادبیات کلاسیک را در سرتاسر دنیای غرب  پراگنده کردند، و به ملت های جدید عرضه داشتند و این ملت ها به نوبه خود آنها را جذب کردند وادامه دادند.  بدین ترتیب میراث فرهنگی یونان به دنیای جدیدغرب رسید.

         قابل یاد کرد است، که در لابلای تحقیق این رساله علمی- تحقیقی دریافت نمودم که بخصوص حکومت دموکراتیک یکی ازمهمترین مفاهیمی است، که از یونان باستان برجا مانده، البته تفاوتهای مهمی وجود داشت، از آن جا که جمعیت آتن کم بود، همه شهروندان می توانستند، گرد هم آیند تا در مورد امور مهم ، تصمیم اتخاذ نمایند، و مستقیماً رای دهند.

        بدین ترتیب آتن گونه ای دموکراسی مستقیم داشت بر اساس ضرورت، ایالات متحده که بسیار پرُ جمعیت بود صاحب دموکراسی ( نماینده گی) شد، که در آن در فرایند تصمیم سازی یک نفر منافع بسیاری دیگر را نماینده گی میکرد. اما ایالات متحده و دیگر دموکراسی های مدرن عمدتاً عقاید اساسی مربوط به آزادی و خود گردانی را که یونانییان مطرح کردند بکار میگیرند.

        درست است، همانطوریکه معماری یونانی مبنای برای بسیاری از ساختمانهای مدرن است، و زبان یونانی سنگ بنای اصلی بسیاری از زبانهای امروزی است، چندین زبان اروپایی، از جمله فرانسوی و انگلیسی هزاران ریشه واژه مشترک یونانی را بکار میبرند، از جمله، واژه های مربوط به حکومت مانند، دموکراسی ، پولتیک( سیاست ) مونارشی ( پادشاه) چون واژه های یونانی مشترک که دنیای سر گرمی را توصیف میکنند عبارتند از: ( دراما ( نمایش ) کمدی تراژدی ،( ارکسترا و هارمونی)  و یونانییان واژه های را برای شاخه های معرفت بکار میبرند، از جمله فیلاسوفی ( فلسفه ) بیولوژی ( زیست شناسی ) جیومتری ( هندسه ) زولوژی  ( جانورشناسی) واستوری ( تاریخ) بدین ترتیب، بخشی از روح تمدن  یونانییان باستان، فرهنگ مردمیکه زمان درازی از مرگشان میگذرد، باقی مانده است، و شاید همیشه باقی بماند. ویا تغییر بخورد ، این روح نه تنها ارزش و آزادی انسان محسوب میگردد،  بلکه طلب زیبایی و حقیقت است.

       در اخیر باید گفت پژوهشگران امروزی، مانند پیشینیان یونانی خود، درپی منشاء وکارکرد گیتی ، حیات و ذهن انسان هستند، مادامیکه مردم درپی آنند که بدانند،بیاموزند و حقیقت را بیابند، روح یونانی هرگز نخواهد مرد ویا از بین رفت .

          مناقشه :

        جای آنرا دارد که باید اظهار نمود، در واقعیت تمدن یونانی از خود ویژه گی های فراوان نسبت به یکتعداد از تمدن های دیگر جهان دارد، از آنجمله چند موضوع ویژه را در اینجا تذکر دادم قرار ذیل اند:

        ــ اولاً باید گفت، ویژه گی تمدن یونان باستان نسبت به تمدن های چون مایا، اینکا، ازتکها، المکا، هوانگهو( دریای زرد)، سند، مصر، دجله وفرات، وغیره تمدن های مشهور جهان درعرصه قدامت دموکراسی بخصوص (دموکراسی آتن)، سابقه تاریخی داشته، که غربیان به اساس آن مدیون و وارث تمدن یونانی اند، حتی در سایت های انترنتی این موضوع را به وضاحت یاد نموده اند. البته کسانیکه درانترنت آشنایی اندک دارند میتوانند این موضوع را بخوبی دریابند.

          ــ درست است که یونانی ها چیزهایرا به نفع تمدن خویش از دو تمدن مشهور و سابقه دار جهان چون مصر و بین النهرین اقتباس نموده اند. با وجود آن در اثر سعی و تلاش فراوان و مداوم نسبت به یک تعداد از تمدن های دیگرهمچو( سند، مایا، اینکا، ازتکها، هوانگهو، وغیره،  پیشی گرفته و به جهان بشریت از خود مهمترین پیشرفتهای اجتماعی را باقی مانده و این موضوع به اساس پیروی مردم روم، تمدن یونانیمآبی، بیزانس، حتی بعد از دوره رنسانس دانشمندان اروپایی و پدران زائیر پروتستانها به قاره امریکا انتقال دادند.

            ــ یکی از ویژه گی های تمدن یونان باستان موقعیت جغرافیایی آن بوده، البته شکستگی های ساحلی آن باعث شده بود،  تا از یک تعداد کشور هاییکه چنین ویژه گی را بخود نداشتند، در عرصه ایجاد تمدن پیشقدم باشد. چون با استفاده از شکستگی های ساحلی، که به تکیه زدن کشتی ها جای مناسب بود، کشتی ها و وقایق های آنزمان بخوبی با استفاده از آن به نواحی مختلف همجوار خویش رفت وآمد تجارتی و اجتماعی خویشرا  بر قرار میساختند، این موضوع در حصه ترقی و پیشرفت تمدن یونان نقش بسزایی را داشت .

            ــ یکی از پیشرفت های دیگر تمدن یونان باستان موجودیت و نقش دانشمندان مشهور آن مانند(سولون از جمله پایه گذاران دموکراسی آتن، کلیستن پایه گذار شورای مردمی درعرصه حق فردی، یعنی فرد حق دارد آزادانه نظرخویش را ابراز کند.....، و در سالهای 508 قبل از میلاد چنین هم شد، و در اثر سعی وتلاش پریکلس عصرش بنام عصرطلایی آتن مسمی شد، مشهورترین فیلسوفان آتنی سقراط، که پرسشهایش مغز ها را تکان داده بود، همچنان در بین سالهای 428- 347 ق- از م افلاطون، وارسطو شاگردش بین سالهای 384 – 322 ، گزنفون، هومرشاعرنابینا وغیره ) در عرصه ترقی و پیشرفتهای تمدن یونانی از خود اثرات قابل ملاحظه ای گذاشته بودند.

پیشنهادات:

         جای آنرا دارد که در مورد مطالب این موضوع علمی –  تحقیقی که در برگیرنده عنوان ( یونان مهد تمدن غرب ) میباشد، اظهار نمایم، شایستگی آنرا دارد مردمانیکه در روی کره ارض زیست مینمایند مدیون افکار و مدنیت اسلاف خویش باشند، چون همه میدانند ، مردمان امروزی جهان به طور اشتراکی و دسته جمعی بدون کدام مرز در تمام شئون های اجتماعی شروع به زنده گی نموده اند  و در مرور زمان بویژه بعد از انقراض رژیم اشتراکی اولیه با پیدایش ابزار پیشرفته ی کار ایجاد دولت، قبیله و دیگر مرز های اجتماعی در روی کره زمین پدیدار گشت، در تماماً گوشه و اکناف جهان مردمانی تیز هوش تمدن های را همچون تمدن سند، هوانگهو، دجله وفرات، مصر، اینکا، مایا، ازتکها، اولمکا، یونان وغیره پایه گذاری نمودند، به جهان بشریت امروزی و فردا در اثر کوشش و زحمات فروان میتود های خاص را در عرصه پیشرفت و ترقی به ارمغان آورده اند . این خود بیانگرآنست باید سابقه همگونی از قبیل نژادی ، لسانی وگروهی آنها را  با استفاده از کُتب معتبر علمی - تاریخی باید دریافت ، و مطالعه نمود. 

           این یک حقیقت است، که واژه تمدن به معنی « شهر نشین شدن، خوی شهری گزیدن و با اخلاق مردم شهر آشنا شدن، ارتباط با زنده گانی اجتماعی، همکاری مردم با یکدیگر در امورات زنده گانی و فراهم ساختن اسباب ترقی و آسایش خود، و با مسایل تکنالوجی روز دسترسی یافتن،  بشردوست بودن » وغیره موضوعات مفید در جوامع انسانی به نفع بشر سود آور واقع میشود، میباشد. بدین ملحوظ از عموم شایقین علم و معرفت  احترامانه تقاضا مندم، تا معنی واژه تمدن را سرمشق خود وجامعه خود قرار داده و با افکار بسیار نیک شان در جامعه تطبیق و عملی نمایند.

         من در اخیر یکبار دیگر برای عموم شایقین علم و معرفت و دست اندرکاران دانش وخرد پیشنهاد مینمایم، همیشه مدیون فرهنگ و تمدن خویش بوده و به جهان امروزی اثبات نمایند، ما هم از فرهنگ شگوفا و با اهمیت برخوردار هستیم.

        چون در مورد مطالعه فرهنگ و تمدن بالوسیله مطالعه تاریخ بخاطر روشن شدن شرایط زنده گی اسلاف تذکر به عمل آمد، به ساده گی گفته میتوانیم که با استفاده از تجارب و شکل جمعبندی مواد این مقاله علمی که در مورد ( یونان مهد تمدن غرب) نگاشته شده است. بخوبی در مورد مدنیت خویش معلومات حاصل کنیم .

فهرست منابع ومآخذ

(1)- " سعیدیان" عبدالحسین، " وفایی" ایرج ، "کمالی نیا " فریدون،1376  تاریخ مصور جهان ، تهران: چاپ سوم، انتشارات آرام، چاپخانه خواجه ، ص55-56

 

(2)- " عباس" جعفری، 1382، گیتا شناسی نوین کشورها، تهران : چاپ  موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی ،  ، ص10

 

(3)- " عمید " حسن، فرهنگ عمید جلد اول، 1381 ، تهران ، موسسه انتشارات امیرکبیر،میدان استقلال، ص726

 

(4)- " فونلاو " تئودوراچ، "هرسکویتز"،جان، " لو" دونالدام " پسر، " دونالدوارن ، " وینر" جول اچ ، مترجم" صدریه " عبدالرحمن، تاریخ جهان،تحول اندیشه، تمدن وفرهنگ جهان،تهران ، 1377، انتشارات فردوس، ص71

 

 (5) -" ناردو" دان، ترجمه " حقیقت خواه " مهدی،  مجموعه تاریخ جهان (یونان باستان)، تهران ، 1384 خورشیدی، انتشارات ققنوس، ص

14-16"41-44"74

(6) -" نچکنا" اسکاز کین " گوبر" - آلپروویچ -  " کوتاکوف" مانفرد " دئوپیک – کابل " تاریخ مختصر جهان  " ص 25" 32

 

(7) -" هنری" لوکاس، تاریخ تمدن جلد اول، تهران ، 1382 ، انتشارات سخن، ص213-218

 

http : \\www.google. Camm                                            -(8)

 

http : \\ www. Roozberooz.cam                                        -(9)

 

http.:\\ www.bbc. Co.uk\persion                                   (10)-

 

 

S. HAIM                                                                         -(11)

 

FARHANG  MOASER         

THE  LARGER                   

ENGLISH  - PERSIAN

 English  - Dictionaries  - Persian  “  IRAN “ Tehran “ Year 1385 “ Page Number (122)

  

“ wehmeir” Sally “ Chief Editor                                    -(12)

“ Mclntosh” Colin” Turnbnll” Joanna “ Editors

“Ashby” Michael “ phoneticsEditor

Oxforg” ADVANCED” LEARNER”S” Dictionary

 IRAN “ Tehran” Jungle Publications “ Year 2005 “ WWW. Junglpub- Org  Page number ( 267)

  

+ نوشته شده توسط پوهنیار فهیم "کوشا"استاد دیپارتمنت تاریخ در یکشنبه 1388/06/08 و ساعت 11:52 |

پوهنیار فهیم « کوشا » استاد دیپارتمنت

تاریخ فاکولته علوم اجتماعی

تقریظ دهنده : پوهندوی عبدالعزیز « عظیمی» استاد و آمر دیپارتمنت

تاریخ فاکولته ادبیات و علوم اجتماعی پوهنتون بلخ

تحقیق پیرامون ویژه گیهای تمدن بین النهرین و مقایسه آن با تمدن مصر باستان

مقدمه:

تحقیق، مطالعات، و تجسس در حقیقت ثمرات مفید را در عرصه تکامل بهزیستی و بقای نسل انسان ساکن سیاره زمین به ارمغان آورده است. بدین منظور تحقیق و مطالعات در هر عرصه ای از زنده گی و دست آورد های بشریت صورت گیرد، موضوعات بس با اهمیتی را خواهیم دریافت.

 بناءً از آن جمله یکی از دست آورد های انسان را ایجاد مدنیت ها در روی کره ارض تشکیل میدهد، بدین منظور خواستم، موضوعی را تحت عنوان ( تحقیق پیرامون ویژه گیهای  تمدن بین النهرین و مقایسه ی آن با تمدن مصر باستان ) با رهنمایی استاد رهنمایم به رشته ی تحریر در آورم.

هنگامیکه به ملاحظه ی تمدنهای شگفت آور و هیجان انگیز بین النهرین و مصر باستان پرداختم پیشرفتهای عظیم و رویداد های فرهنگی فراوان و با اهمیتی را در یافتم.

چون تمدن های مزبور، از جمله ی قدیمی ترین تمدنهای  شناخته شده ی جهان محسوب میگردند، و با داشتن هوش و ذکاوت خارق العاده ی ساکنانشان با سرعت به سوی پیشرفت و صنعت رو آورده و دیگر مردمان جهان را از دست آورد های سود آورشان تا جای امکان متاثر ساخته اند. و همچنان کاوشهای که از جانب باستان شناسان در نواحی این دو تمدن صورت گرفته، آنان را شِگِفتزده ساخته است، زیرا تا آن زمان از ابعاد دانش و هنری این مردمان متمدن، چندان معلومات موثق نداشتند، و آنچه که مسلم است این است، که نخستین تمدن ها در قاره آسیا به وجودآمده اند و قدیمی ترین آنها در ناحیه ی بین النهرین شکل گرفته است.

یکی از ویژه گی ها و پیشرفتهای مردمان متمدن بین النهرین، موجودیت  رود خانه های دجله و فرات میباشد. اگر موجودیت این رود های  پُر فیض نمی بود، هیچ اثری از تمدن را در ناحیه بین النهرین  مشاهده کرده نمیتوانستیم. به همین اساس برای تمدنهای بعدی میراث با ارزشی به جا نهاده است. و رود نیل نیز از چنان اهمیتی بر خوردار است، حتی کشور نیل را دانشمندان تحفه ی دریای نیل خوانده اند.

همانطوریکه بین النهرینی ها قادر بودند، با استفاده از شرایط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی شگوفا به نفع خویش استفاده اعظمی نمایند. مصریان نیز دسترسی داشتند، زیرا آنان بسیاری از دست آورد های خویشرا به دیگران منتقل ساختند. و نقش بارزی را در تکامل تمدن جهان داشته اند.

در اخیر از رهنمایی و همکاری استاد رهنمایم محترم پوهندوی عبدالعزیز « عظیمی » آمر دیپارتمنت تاریخ فاکولته ادبیات و علوم بشری پوهنتون بلخ ابراز امتنان نموده از خداوند لایزال طول عمر با سعادت و موفقیت های مزیدی در امور محوله ی شان استدعا میدارم.

بااحترام

پوهنیار فهیم « کوشا» استاد دیپارتمنت تاریخ

فاکولته علوم اجتماعی پوهنتون جوزجان

تقریظ:

       تاریخ شگوفای قابل لسمس بشریت پر از، مبارزات، تلاش و فعالیتهای انسان این کره خاکی بوده، که در عرصه های مختلف حیات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی وفرهنگی مدارج ترقی و تکامل را پیموده و گهگاهی به قهقرا و انحطاط رو آورده و زمانی هم رکود و ایستایی نسبی را مؤقتاً و اجباراً بخود اختیار نموده و یا مجبور به آن گردیده است.

ما به تکامل و پیشرفت معتقد ایم و سخت باورمند. و این درسی است که از تاریخ و نیاکان نسل های کنونی به میراث مانده، بناءً تمدن های اعصار وازمنه های گذشته باعث افتخار جوامع مختلف گیتی گردیده است. مقاله علمی- تحقیقی کادر جوان و مستعد فاکولته علوم اجتماعی والسنه انستیتوت تحصیلات عالی جوزجان محترم پوهنیار فهیم " کوشا" بیانگر مهمترین ویژه گیهای دو تمدن باستانی سیاره ما یعنی تمدن (بین النهرین باستان و مقایسه ی آن با تمدن مصر باستان) بوده، که با دقت کامل به نگارش گرفته شده، تاریخ شاهد مدنیت های گونه گونی در نقاط مختلف جهان بوده، که هر یک آن به گونه ویژه یی با عث فخر ومباهات سرزمین خاص به مردمان خاص محسوب گردیده، اما به طور عام مفهوم گسترده تر از اشاره پیشین ما را دارا میباشد. یعنی این تمدن ها از چوکات منطقه وخلق پا فراتر نموده افتخارات جهان شمول داشته و عموم خلق های جهان به آن مباهات میکنند.

       اگر درایجاد تمدن  بین النهرین باستان دریای های دجله و فرات نقش داشته باشد، ولی به تمدن مصر قدیم دریای نیل ودره نیل نقش اساسی داشته وبدین منظوروملحوظ کشور       « مصررا تحفه دریای نیل» نامیده اند. این تحفه در عرصه های متفاوت حیات آدمی از هنر وادبیات،خط و کتابت، معماری وهیکل تراشی، طراحی ورسامی، زراعت واقتصاد و سایر بخش ها نقش قابل ملاحظه یی را دارا بوده، که هر کدام آن به نوبه خود به ایجاد شگوفایی تکامل و بالنده گی فرهنگ ها و پیشرفتهای دیگر بی تاثیرنبوده است. روابط اجتماعی- سیاسی واقتصادی- فرهنگی مردمان جهان گواه ومصداق روشن قول ما است.

        با درنظرداشت اهمیت مساله میتوان اذعان کرد، اینکه نوشته استاد محترم  ارزش علمی و موثریت ویژه خود را داشته، میشود با پیگیری انکشاف موضوع و با استفاده از منابع بیشتر و معتبرعلمی اعم از کلاسیک و معاصر، مقاله هذا را به برساله و اثرعلمی ارتقاء بخشید و وسعت داد.همچنان باید اظهارنمود، مقاله هذا تحت عنوان (( تحقیق پیرامون ویژه گیهای تمدن باستانی بین النهرین و مصر باستان)) قابلیت نشر را به جریده علمی دارد. بناءً دراین زمینه موفقیت های مزید به نگارنده گرامی تمنا دارم.

  پیشنه ی موضوع :

تحقیق پیرامون ویژه گیهای تمدن بین النهرین و مقایسه آن با تمدن مصر باستان

طبق تحقیقات کتاب خانه یی  و مطالعات، در مورد تمدن های باستانی چون بین النهرین  و مصر، ویژه گی های بی نهایت شگفت انگیز را در یافت نمودم. بدین منظور به طور مقایسوی هر دو تمدن مزبور را مورد مطالعه قرار دهیم، موضوعات زیر را میتوان دریافت کرد.

طوریکه به تماماً اهل علم و معرفت بهتر معلوم است، که قدیمی ترین تمدنها در قاره آسیا ایجاد و به فعالیت شروع نموده اند، از آنجمله تمدن بین النهرین در قاره ی آسیا در امتداد دریا های دجله و فرات در عراق کنونی موقعیت داشته، از جنوب خلیج فارس با کوه های ارمنستان و از شرق به غرب از فلات کشور ایران تا بیابان های شام امتداد دارد. از جانب دیگر بین النهرین سر زمین کهن سالی که شمال آنرا آشور و جنوب آنرا بابل تشکیل میدهد عرض موقعیت نموده است.

ولی تمدن مصر باستان از نگاه موقعیت در گوشه شمالشرقی قاره افریقا عرض اندام نموده است، از شمال با دریای مدیترانه، از شرق با دریای سرخ، از جنوب با سودان و از غرب با کشور لیبی همسایه است. و از ناحیه صحرای سینا به فلسطین نیز ارتباط دارد.

طبق تحقیقات و حفریات باستان شناسان بین النهرین از نگاه قدامت نسبت به تمدن مصر باستان قدیمیتر بوده، چون سر انجام بعضی از ساکنین مناطق هلال خصیب(دشتهای بین النهرین، مرکز فلسطین، سوریه، ترکیه، اکد، سومر تا شمال ایران به طور نیمه قوس استقامت به خود گرفته است.)  رو به جنوب و دشت های بین النهرین نهادند، تقریباً تمامی کارشناسان متفق القولند که این اتفاق دوران ساز میان 6000 – 5500 ق از م رخ داده است. که در ابتداء این مردمان مشغول مالداری و دامپروری بودند.

      همچنان باید علاوه کرد مصر باستان محل و موطن دومین تمدن کهن جهان است. درخشنده گی و شگوفایی آن دو هزار سال طول کشید، البته نخستین اجتماعات شناخته شده ( زارعت پیشه گان) بودند. که در مصر زنده گی داشتند و آغاز تاریخ شان به 5000 سال قبل ازمیلاد میرسد.

طوریکه از رود های پر فیض هر دو تمدن یاد آور شدیم، در مورد میتوان چنین گفت: منطقه ایکه یونانیان آنرا مسوپوتیمیا ( Mes-oh-poh-teymih-uh) مینامیدند. که معنی آن سر زمین بین دو رود است، و در مورد هر دو رود میتوان چنین گفت:

دجله رودی است با داشتن 1851 کیلومتر طول، سی و هشتمین رود جهان از این حیث می باشد، که از کوه‌های ترکیه سرچشمه می‌گیرد و با گذشتن از عراق به فرات می‌پیوندد و به خلیج فارس می‌ریزد. این رود از رشته‌کوه توروس در مشرق ترکیه سرچشمه گرفته و از مرز عراق، سوریه و ترکیه گذر کرده و وارد خاک عراق می‌شود. در خاک عراق از میان شهرهای بزرگی چون بغداد و موصل عبور می‌کند و در نزدیکی خلیج فارس به رود فرات می‌‌پیوندد و سرانجام هر دو رود به خلیج فارس منتهی می‌شوند.

رود معروف فرات در مغرب کشور عراق عرض موقعیت نموده. و سرچشمه ی آن نزدیک رود ارس در سر زمین ارمنستان است، در نزدیکی خلیج فارس به رودخانه دجله می پیوندد و از آن پس «شط العرب» نامیده می شود. طول فرات حدود 2900 کیلومتر است.

چنانچه رود نیل با داشتن 6671 کیلومتر طول، طولانی‌ترین رود جهان است. این رود از رشته کوه‌هایی در مرکز قاره آفریقا سرچشمه می‌گیرد و راه طولانی خود را به سمت شمال آغاز می‌کند؛ در طی مسیر، رودهای زیادی که از کوه‌های غرب این قاره سرچشمه گرفته‌اند، به آن می‌پیوندند. رود نیل از کشورهای اوگاندا، سودان و مصر و از شهرهای مهمی چون خرطوم، پایتخت سودان، و قاهره، پایتخت مصر، می‌گذرد و سرانجام به دریای مدیترانه می‌ریزد.

 از جهت معماری و صنعت سومریان در بین النهرین معماران چیره دستی بودند، آنان طرحهای معماری مانند:  طاق، طاق نما و گنبد را که بعد ها به دست معماران یونانی و رومی به مرحله تناسب رسید، به کار گرفتند، و در عرصه صنعت، در ابتداء آنان صنعتگران ماهر نسبت به مردمان مصر باستان  بودند، زرگران سومری ظرفهای زرین و سیمین عالی میساختند و در ضمن سنگتراشان ماهر نیز بودند.

 ولی صنعتگران و معماران مصریان با آفرینش فرهنگ گاو و آهن، و اقتباس از تمدن بین النهرین با استفاده از بازرگانی، صنعت و سازمان سیاسی قابل توجهی را ممکن ساختند و پیشرفته ترین نوع زنده گی اقتصادی عصر خود را به تکامل رساندند. کار کرد های صنعتگران، انجینیران، فنورزان و هنرمندان مصری نیز به نوبه ی خود قابل ستودنی است،  چون هرم ها، پرستشگاه های بزرگ، تصویر های دیوار های پرستشگاه ها، مجسمه های فرعونیان و سایر آثار بزرگ نشانه از نبوغ آفرینشگر مصری است.

در عرصه ی ایجاد و تدوین قوانین، بین النهرینی ها به مراتب نسبت به مردمان  مصریان باستان مقدمتر اند، مثلاً: در مورد قوانین وضع شده ی مصر باید گفت، در مصر کدام قانون باستانی مشهور و یا تدوین شده، تا به حال به نظر نخورده،  جزء اینکه، فراعنه مصر فرمانرواياني با قدرت مطلق بودند. کلام آنها قانون بود، و بي چون و چرا اطاعت مي شد. فراعنه ملت را نه تنها از نظر سياسي بلکه از نظر روحاني و مذهبي نيز کنترول مي کردند، فراعنه را پسر« رع »، که با فتح حرف اول و سکون حرف دوم تلفظ میشود به معنای (خداوند خورشيد)، مي دانستند. هنگام نزديک شدن به فرعون ، اتباع وي پيشاني بر زمين مي نهادند.

اما قوانین سلطان بابل «حمورابی » در باره ی جامعه ی بین النهرین اطلاع میدهد، سلطانی به نام حمورابی(Ham-oorahbee ) یکی از اشغالگران سومر و به خصوص بابل بود، در دوران حکمفرمایی او قوانین قدیمی سومری گرد آوری و به صورت یک مجموعه ی واحد به مردم ارائه شده بود. که مجموع قوانین وضع شده ی آن حدود 282 الی 283 ماده داشت، وی در بین سالهای 1792 – 1750 ق از م حکومت کرد. و قوانین آن در مورد ازدواج، روابط خانواده گی، آبیاری، خدمات نظامی، مسایل دینی، جنایت، روابط کسبه، مالکیت. بحث میکرد، این مجموعه ی بنیان قانونی بین النهرین بود و در طول 1500 سال مرعی الاجراء ماند. بناءً در زیر پاره ی از این قوانین را آشنا میشویم:

-                 اگر یک شخص ( انسان آزاد ) انسان دیگری را متهم بداند در مورد قصد کشتن او باشد، ولی نتواند آن را ثابت کند، متهم کننده را باید کشت.

-                    اگر یک سرور در خانه ی خود یک برده ی زن یا مرد فراری را پناه دهد، که متعلق به دولت یا اشخاص شهروند باشد و آنرا به دستور پولیس بیرون نیاورد، صاحب خانه باید کشته شود.

-                    اگر یک شخصی در تحکیم آب بند مزارع خود غفلت کرده باشد... و آب بند بشکند و آب در مزارع دیگر جاری شود و زیان به بار آورد، شخصیکه آب بند او شکسته و باز شده است باید غله ی را که موجب از بین رفتن آن شده است، جبران کند.

-                    اگر یک شخص بخواهد زنش را طلاق دهد، که برایش فرزندی ببار نیآورده است، باید به او پول دهد، در حد کامل قیمت ازدواجش ( مهریه اش) و باید جهیزی را که از خانه ی پدر همراه خویش آورده به او باز گرداند، پس از آن میتواند زنش را طلاق دهد.

-                    اگر پسری پدرش را بزند، باید دست هایش قطع گردد.

-                    اگر شخص به چشم یکی از وابستگان به طبقه ی اشراف صدمه بزند، باید به چشم او صدمه زد.

-                    اگر سروری دندان شخصی در مقام خودش را بشکند یا بکند، باید دندانش را کند.

این مجموعه ی قوانین به دستور حمورابی بر سنگ استوانه یی شکلی نوشته و در مرکز شهر قرار داشت، تا همگان از آن مطلع شوند. این سنگ نوشته،  قدیمی ترین قانون مدون کشف شده بشمار میرود.

خلاصه اینکه تدوین قانون،  نشانه ی مطمئن تمدن رو به پیشرفت میباشد. البته قوانین حمورابی مطالب زیادی را در بر دارد ولی در باره چند مورد آن معلومات داده شد.

وقتیکه سوال به ما مطرح گردد یعنی نیاکان ما چگونه فن نوشتن را فراگرفتند، پس جواب آنرا چنین در می یابیم یعنی سریعتر جاده تمدن را باید دنبال کرد، ظاهراً سومری ها و مصری ها را  در این عرصه در می یابیم اما سومری ها را در قدم نخست مورد مشاهده قرار خواهد داد، چون آنان پیشگامان در این عرصه میباشند.

قابل یاد آوریست که، شگفت انگیز ترین چیزی از سومریان بر مانده خط نویسی است و از مرحله خط نویسی به زود ترین وقت به کتاب نویسی دسترسی یافتند. دانشمندان اروپایی و امریکایی که در نتیجه حفاری های که در بابل، و سایر نقاط شهر های سومر، کوزه ها و لوحه های سنگی و اثر های نوشته شده ی بی شماری که همه به خط میخی نوشته شده است یافته اند، در موزیم های اروپا و امریکا نگهداری میشود. به فکر علما و مورخین بزرگ، خط میخی را سومر ها اختراع کرده اند. در طول چهار هزار سال پیش در این منطقه اکثر خلقها از الفبای میخی استفاده میکردند.

خطوط سومریان مدت مدیدی پیش از 3500 ق از م تشکیل شده بود، و  برخی از آنان با مواد قابل نگارش، مثل گِل رس، کاغذ از ساقه پاپیروس، چوب و سنگ فرشها تهیه شده بود، نشانه های از آنها در موزیم های جهان موجود است، که دلایل ما را مدلل میباشد.

نمونه خط سومری را در جدول زیر مشاهده کرده میتوانید، ابداع کرده اند. چون این مجموعه علایم الفبایی میتوانست به جای تصویر، معنی یا اصوات را هم منتقل کند از اینرو با سایر زبانها هم قابل انطباق بود، بعداً بابلیان و آشوریان نیز از خط میخی استفاده کردند. چون خط میخی سومری دارای 600 علامت بود.

           از جانب دیگر یکی از  دست آورد های بزرگ فرهنگی مصر باستان نیز ابداع خط بود،  مصری ها برای نوشتن بروی سنگها از علایم و هیروگلف های مخصوص استفاده میکردند، که شکل ساده آنرا میتوان در نوشته های روی پاپیروس ها و تخته سنگها دید. 

هیروگلیف یا خط تصویری ، در اصل علت این نام گذاری، آن بود که این روش نگارش بیشتر ویژه کاهِنان و رهبران مذهبی بوده است؛ چرا که آموختن آن دشوار و نوشتن آن نیازمند امکاناتی بود که معمولا مردم عادی از آن بی بهره بودند. پشینه کهنترین اثر یافت شده با خط هیروگلیف، به 3200 تا 3300 سال پیش از میلاد می- رسد.

روش نگارش هیروگلیف در مصر، شامل 700 تا 800 الفبای تصویری بود و هر چه که علاقه به نوشتن متن های مذهبی اضافه می شد، بر تعداد آنها نیز افزوده می شد. مصریان، هیروگلیف را از راست به چپ و از بالا به پایین می نوشتند و همچون سایر خط های باستانی، در متن های ایشان نیز خبری از نقطه ، فاصله و آیین نگارش نبود.

الفبای تصویری مصریان را می توان به تصاویر زیر مشاهده کرد.

به این ترتیب در روز 27 سپتمبر سال 1822 م ژان فرانسوا شامپولیون، زبان شناس جوان 32 ساله فرانسوی به راز و رمز خط هیروگیلف مصر باستان پی میبرد.

کشف شامپولیون راه را برای مصر شناسان و باستان شناسان می گشاید تا به تاریخ و تمدن مصر باستان و فراعنه پی برده و راز های این تمدن غنی باستانی را کشف نمایند.

دین و خدایان در نزد مردمان بین النهرین و مصریان باستان قابل احترام خاص بودند، در حفاریهای که در عراق صورت گرفته مجسمه خدایان بیشماری از زیر خاک بیرون آمده، چون هر کشور شهر در بین النهرین خدایانی مخصوص به خود داشت، اما خدایان سومری پر شمار بود.  و به موزه های جهان منتقل شده اند و آنان خدایان خود را در آخر زیاد تر در فضای آسمانها نظاره میکردند. به ماه، خورشید و سیارات مربوط و منوط میساختند.و نام خدایان خود را بر اختران و سیارات میگذاشتند، مانند ونوس (زهره ) ژوپیر (مشتری )، مارس ( مریخ ) مرکوری ( عطارد ) و ساترن ( زحل ) وغیره تشکیل میدادند. البته هسته ی اصلی دین آنان را هراس از خدایان و قربانی کردن برای جلب لطف آنها بود. چند بیت زیر که در روزگار آشوریان سروده شده است، احساس دینی سومریهای باستان را نشان میدهد.

هر روز خدایت را بندگی کن.

قربانی کن، پرستش نما، رسم بنده گی به جای آر.

در پیشگاه ی خدایت پاکدل باش.

آنچه سبب خشنودی خداوندی است، پاکدلی است.

استغاثه کن، عبادت نما، سر فرود آر.

اوست که تو را گنجها خواهد بخشود.

و تو به همه ی آرزو هایت خواهی رسید، سپاس باد خدای تو را.

به همین ترتیب احساسات دینی و عقیدتی خویشرا در مقابل خدایان دست ساخته ی خویش به طور اغفال ابراز میکردند.

دین یکی از وجوه اصلی زنده گی مصریان باستان بود، ولی بین النهرینی ها در اخیر خدایان خویشرا در آسمان نظاره میکردند اما از خصوصیات مذهبی مصریان خدا نگاری حیوانات و پرنده گان محسوب میگردید. در شهر (ممفس) گاو و در شهر های (تاینس و بوتو) نیز شاهین را می پرستیدند و چندین نوم را به نام حیوانات مینامیدند. مانند( نوم بز کوهی )، (نوم تمساح) وغیره. به تدریج خدایانی که در نوم های نیرومند مورد پرستش بودند، در سراسر کشور مورد پرستش قرار داشتند، مانند «رع»( خدای خورشید)، آمون خدای آفریننده جهان وغیره پرستش میگردیدند.

تفاوت مجسمه های تمدن بین النهرین و مصر باستان : در هنر بین النهرین چشم دارای اهمیت است و مجسمه ها با دست بسته اند، ولی در مصر با دست باز دیده شده است. در اغلب موارد مجسمه های بین النهرین مشعلی در دست دارند و بت های کوچکی یافت شده اند که جایگزین برای عبادت کننده ها بودند. معابد و مجسمه های بزرگ از مصریان باستان به عنوان مظاهر بر جای مانده توجه داشت. که فعلاً نماینده گی از باستانی بودن این تمدنها مینمایند. 

کاوشهای که در بین النهرین در قرن 17 م توسط باستان شناسان صورت گرفته آنان را شگفتزده ساخته است، زیرا تا آن زمان هیچکسی از ابعاد هنری آنان،  بخصوص این دسته ی باستانشناسان چندان اطلاع نداشتند، البته حکاکیهای روی سنگهای  این مردمان نشان از هنر و هنر دوستی عمیق را به نمایش قرار داده است. که در تصویر زیر شمه ی از آن را مشاهده خواهیم کرد.

ولی طبق کاوشهای باستانشناسان در مصر  وانمود گردیده است که  در حاشیه رود نیل  تمدن شگوفای شکل گرفته، آثار تاریخی مهمی چون اهرام ثلاثه و معابد بزرگ را از آن دوران به یاد گار گذاشته است.

بالاثر کاوشهای باستان‌شناسان مصري و آلماني معبد آفتاب يكي از قديمي‌ترين معابد باستاني مصريان نيز در منطقه عين‌الشمس قاهره كشف شد. کف اين معبد از جنس سنگ خاراي سرخ رنگ است و باستان‌شناسان موفق شده‌اند از این موزیم مجسمه‌ رامسس دوم را نيز كشف كنند. معبد آفتاب از مهمترين معابد مصر محسوب میشود، در اين مكان مقبره سلطنتي سلسله فرعونيان از سلسله هشتم تا نوزدهم را میتوان دریافت نمود... همچنان در این جا 20 مجسمه از جنس سنگ مرمر نفيس كه بر روي آن‌ها مطالبي با زبان هيروگليف حك شده نيز كشف شده است.                                              

از خدمات سومریان در بین النهرین چنین یاد کرد، که برای دیگران شروع علوم و شاخه های مختلف صنایع را بر جا گذاشته اند و بعد ها به واسطه ملت های مختلف از نسل به نسل انتقال یافته و به صورت تکمیل شده، به درجه امروزی رسیده است، شب و روز را به 24 ساعت، هر ساعت را به 60 دقیقه و هر دقیقه را به 60 ثانیه تقسیم کردن، نیز یادگاری از سومریان است. همچنان یک حقیقت دیگر علمی تقسیم دایره به 360 درجه از دوران سومریان مانده است.

بناءً در مورد زوال هر دو تمدن مزبور چنین میتوان معلومات داد: هنوز تمدن بین النهرین و نا گفته های زیادی برای باستان شناسان و جهانیان دارد، که تا حال خیلی چیز ها در باره این تمدن کهن ناشناخته، مانده است.

     لیکن تمدن مصری ها مدت درازی مصئون ماند، که عاقبت همین مصئونیت به نقطه ضعف آنان مبدل شد، در حقیقت زوال تمدن مصر باستان بعد از مرگ رامسس دوم به تدریج شروع شد، سلطه کشور در دوره نواده گان رامسس دوم به تدریج ضعیفتر شد.

در اخیر باید گفت از اوایل قرن بیستم کنده کاری ها و جستجو های علمی عکس این ادعا ها را ثابت کرده است. امروز تاریخ دلایل و مدرکهای را به طور قطعی نشان میدهد که نه فقط اولین مدنیت در مصر به وجود نیامده است بلکه هیمن مدنیت مصر از مدنیت سومر به وجود آمده است.

همچنان معلومات که از طرف پوهنتون پنسلوانیا و موزیم های بریتانیا مانند موزیمهای  که در پوهنتون آکسفورد و کمبریج  در لندن وجود دارند آثار سومریان را به طور کنده کاری و بعداً در کتابها نوشته شده به شکل قطعی ثابت، دریافت نموده اند، نشان دهنده آنست که خلق سومر در بین النهرین دو هزار سال قبل از مصری ها به اوج شهرت رسیده و فرضیه مدنیت مصر قدیمیتر است را، شکسته و، رد کرده است. 

نتیجه گیری:

بالاثر نتایج مطالعات، تحقیقات، منابع و مآخذ معتبر علمی  باید گفت، هنوز هم برای عده ی از جوامع بشری  راز های تمدن باستانی  بین النهرین و مصر روشن نگردیده است. از جانب دیگر بنابر تحقیقات و حقایق موجوده، بیشک تمدن بین النهرین که اکنون در عراق کنونی میباشد، قدیمترین تمدن شناخته شده ی جهان میباشد. این تمدن که دارای وسعت زیادی نبود، اما با داشتن هوش و ذکاوت خارق العاده مردمان آن سر زمین، نه تنها وسعت زیادی را در روی زمین به زیر پوشش فرهنگی خویش قرار داد، بلکه به مهد های تمدن های دیگر جهان، نظیر تمدن مصر و یونان سر مشق پیشرفت و ترقی را قرار داده، اثر گذاشته است. البته کاوشهای باستان شناسان نشان داده است که تمدن بین النهرین از جمله ی نخستین تمدنهای باستان روی زمین به شمار میرود، و در حدود یک  هزار سال کهنتر از تمدن دره نیل میباشد. یعنی تمدن در ناحیه بین النهرین در هزاره 6 و 5 ق از م به طور درست آن استقرار یافته است.

         قابل یاد آوریست،  همانطوریکه بین النهرینی ها پیشگامان علم نجوم، ریاضی، هنر، معماری، طب، کتابت، ادبیات وغیره بودند.  و مصریان نیز پیشگام بودند چون آنها در تفکر شان به مراتب از سایر مردمان  جلو بودند. آن قسمیکه (ژان- فرانسوا شامپولیون ) میگوید: « طریقه تفکر مصریان قدیم چنان بوده که قاعده تاً دارای مردان غول پیکر و  با قدی بلند و با فکر عالی بود ».

همچنان رود های هر دو تمدن در ایجاد و پایه گذاری تمدن های شگوفا نقش اساسی را دارا میباشند مثلاً: دجله رودی است با داشتن 1851 کیلومتر طول، سی و هشتمین رود جهان از این حیث می باشد، که از کوه‌های ترکیه سرچشمه می‌گیرد و با گذشتن از عراق به فرات می‌پیوندد و به خلیج فارس می‌ریزد.

رود معروف فرات در مغرب کشور عراق عرض موقعیت نموده. و سرچشمه ی آن نزدیک رود ارس در سر زمین ارمنستان است، در نزدیکی خلیج فارس به رودخانه دجله می پیوندد و از آن پس «شط العرب» نامیده می شود. طول فرات حدود 2900 کیلومتر است.

چنانچه از جمله ویژه گی ها و پیشرفتهای مصریان، نیز موجودیت رود و دره نیل را باید شمرد. چون مصریان، مصرشناسان و عموم دانشمندان به صراحت تام اظهار نموده اند، در حقیقت مصر را باید تحفه رود نیل خواند. اگر موجودیت این رود پُر فیض نمی بود، هیچ اثری از تمدن را در کشور مصر مشاهده نمیکرد. به همین اساس برای تمدنهای بعدی میراث با ارزشی به جا نهاده است.

بناءً در مورد زوال هر دو تمدن مزبور چنین میتوان معلومات داد: هنوز تمدن بین النهرین و نا گفته های زیادی برای باستان شناسان و جهانیان دارد، که تا حال خیلی چیز ها در باره این تمدن کهن ناشناخته، مانده است.

مناقشه:

بجا خواهد بود در مورد ویژگی های هر دو تمدن به طور مقایسوی و با احساس نیک بحث نمایم، چونکه دیگر گونی های اجتماعی هر دو ناحیه باستانی را با استفاده از منابع و مآخذ معتبر علمی مورد مطالعه قرار دادم در حقیقت میتوان القاب بهترین و کهن ترین تمدنهای جهان را از آن، آن مردمان تیز هوش و با ذکاوت  دانیست. البته موضوعات  را به طور مقایسوی در باره ی چند مطلب عمده و با ارزش هر دو تمدن خواستم در بخش مناقشه یاد آور شوم. جای آنرا دارد نخست  در عرصه ی ایجاد و تدوین قوانین، بین النهرینی ها به مراتب نسبت به مردمان  مصریان باستان مقدمتر اند، مثلاً: در مورد قوانین وضع شده ی مصر باید گفت، در مصر کدام قانون مشهور و یا تدوین شده، تا به حال به نظر نخورده،  جزء اینکه، فراعنه مصر فرمانرواياني با قدرت مطلق بودند. کلام آنها قانون بود، و بي چون و چرا اطاعت مي شد. فراعنه ملت را نه تنها از نظر سياسي بلکه از نظر روحاني و مذهبي نيز کنترول مي کردند، فراعنه را پسر «رع »،( خداوند خورشيد)، مي دانستند. هنگام نزديک شدن به فرعون، اتباع وي پيشاني بر زمين مي نهادند.

اما قوانین سلطان بابل «حمورابی » در باره ی جامعه ی بین النهرین اطلاع میدهد، سلطانی به نام حمورابی(Ham-oorahbee ) یکی از اشغالگران سومر و بابل بود، در دوران حکمفرمایی او قوانین قدیمی سومری گرد آوری و به صورت یک مجموعه ی واحد به مردم ارائه شده بود. که مجموع قوانین وضع شده ی آن حدود 282 الی 283 ماده داشت، وی در بین سالهای 1792 – 1750 ق از م حکومت کرد. و قوانین آن در مورد ازدواج، روابط خانواده گی، آبیاری، خدمات نظامی، مسایل دینی، جنایت، روابط کسبه، مالکیت. بحث میکرد، این مجموعه، منحیث بنیان قانون بین النهرین در طول 1500 سال مرعی الاجراء ماند.

طبق تحقیقات و حفریات باستان شناسان بین النهرین از نگاه قدامت نسبت به تمدن مصر باستان قدیمیتر بوده، چون سر انجام بعضی از ساکنین مناطق هلال خصیب(دشتهای بین النهرین، مرکز فلسطین، سوریه، ترکیه، اکد، سومر تا شمال ایران به طور نیمه قوس استقامت به خود گرفته است.)  رو به جنوب و دشت های بین النهرین نهادند، تقریباً تمامی کارشناسان متفق القولند که این اتفاق دوران ساز میان 6000 – 5500 ق از م رخ داده است. که در ابتداء این مردمان مشغول مالداری و دامپروری بودند.

      همچنان باید علاوه کرد مصر باستان محل و موطن دومین تمدن کهن جهان است. درخشنده گی و شگوفایی آن دو هزار سال طول کشید، البته نخستین اجتماعات شناخته شده ( زارعت پیشه گان) بودند. که در مصر زنده گی داشتند و آغاز تاریخ شان به 5000 سال قبل ازمیلاد میرسد.

منابع و مآخذ

(1)- " آدلر" فیلیپ جی. 1384 هـ ش. تمدنهای عالم جلد اول، ترجمه "آریا" محمد حسین، تهران:  موسسه انتشارات امیرکبیر ، ص 136.

(2)- "اسمت" برندا، ترجمه آزیتایاسایی،1380هـ ش.  مصرباستان، تهران: موسسه ققنوس، ص.107 .

(3)-  دورانت، ویل. 1387. هـ -ش. مشرق زمین گهواره تمدن، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، مترجمان احمد آرام – ع – پادشایی – امیر حسین آریان پور. ص 143.

 (4)-  دولاند لن،  شارل. 1382  هـ – ش . تاریخ جهانی جلد اول ، ترجمه احمد «بهمنش » تهران: دانشگاه تهران موسسه انتشارات، ص115.

 ( 5) –دان، راس یی. 1382هـ – ش. تاریخ تمدن و فرهنگ جهان، پیوند فراسوی زمان ومکان، مترجم عبدالحسین «آذرنگ»، تهران:  انتشارات طرح نو، صص 69-71.

(6)- فونلاو، تئودوراچ، "هرسکویتز"،جان، " لو" دونالدام " پسر " دونالدوارن ، " وینر" جول اچ ، مترجم" صدریه " عبدالرحمن.1374هـ ش. تاریخ جهان،تحول اندیشه، تمدن و فرهنگ جهان،تهران :  انتشارات فردوس، ص71.

(7) - لوکاس، هنری. 1382هـ ش. تاریخ تمدن جلد اول، تهران:  انتشارات سخن، صص117، 213 -218.

 (8) – نچکنا، اسکاز کین ،« گوبر»، آلپروویچ ،« کوتاکوف»،  مانفرد، « دئوپیک». 1374هـ – ش . تاریخ مختصر جهان،  کابل :  صص 66-67.

(9)-نهرو، جواهر لعل. 1382 هـ ش . نگاهی به تاریخ جهان جلد اول ، تهران، ترجمه محمود تفضیلی، چاپخانه سپهر، ص 54.

(10) –ناردو ، دان. 1383 هـ – ش .  مجموعه تاریخ جهان،  بین النهرین باستان، ترجمه مهدی «حقیقت خواه» ، تهران:  چاپ خانه  ققنوس ، صص9 – 10 ،78.

 

-(11) - “ wehmeir” Sally “ Chief Editor                                      

“ Mclntosh” Colin” Turnbnll” Joanna “ Editors

“Ashby” Michael “ phoneticsEditor

Oxforg” ADVANCED” LEARNER”S” Dictionary

 IRAN “ Tehran” Jungle Publications “ Year 2005 “ WWW. Junglpub- Org  Page number ( 267)

 

+ نوشته شده توسط پوهنیار فهیم "کوشا"استاد دیپارتمنت تاریخ در یکشنبه 1388/06/08 و ساعت 11:47 |

مقدمه:

        هنگامیکه به ملاحظه ی تمدن شگفت آور و هیجان انگیز مصر باستان میپردازیم پیشرفتهای عظیم و رویداد های فرهنگی فراوان و با اهمیتی را در می یابیم .

         چون مصریان قادر بودند، با استفاده از شرایط سیاسی و اقتصادی شگوفا به نفع خویش استفاده اعظمی نمایند. آنان بسیاری از دست آورد های خویشرا به دیگران منتقل ساختند. و نقش بارزی را در تکامل تمدن جهان داشته اند.

       البته کشور مصر در شمالشرقی قاره افریقا موقعیت داشته، و هیچ تمدن باستانی را سراغ نداریم که مانند تمدن مصر ویژه گی خاصی داشته باشد. همانطوریکه در اجتماع آنها هر چیز برای حیات آبرومند و لازم بود، در اختیار داشتند. کشاورزی  پر محصول، موانع طبیعی در برابر تهاجم بیگانه گان، منابع طبیعی و جمعیت فراوانی که صاحب مهارت بودند، به مصر امتیازاتی میبخشید. که دیگران تنها رشک میبردند.

         یکی از ویژه گی ها و پیشرفتهای مصریان، موجودیت رود و دره نیل میباشد. چون مصریان، مصرشناسان و عموم دانشمندان به صراحت تام اظهار نموده اند، در حقیقت مصر را باید تحفه رود نیل خواند. اگر موجودیت این رود پُر فیض نمی بود، هیچ اثری از تمدن را در کشور مصر مشاهده نمیکرد. به همین اساس برای تمدنهای بعدی میراث با ارزشی به جا نهاده است.

         قابل یاد آوریست، مصریان پیشگامان علم نجوم، ریاضی، هنر، معماری، طب، کتابت، ادبیات وغیره بودند. آنها در تفکر شان به مراتب از سایر مردمان  جلو بودند. آن قسمیکه ( ژان- فرانسوا شامپولیون ) میگوید: « طریقه تفکر مصریان قدیم چنان بوده که قاعده تاً دارای مردان غول پیکر و  با قدی بلند و با فکر عالی بود ».

          امروز مطالب سایت های انترنتی بخوبی بر ملا میسازد، که مصریان باستان، ایجاد کننده ای چنان تمدن بوده اند، که قابل ستودنی است. حقیقتاً در سه قاره جهان یعنی اروپا، آسیا و امریکا ایجاد گردیده اند. به همین ترتیب عموم تمدن ها در اطراف دریا ها و ابحار عرض موقعیت نموده اند. چون انسان ها با استفاده از آب به دامپروری و زراعت دسترسی می یافتند، و در اثر رقابت بهترین ساختمانها، ابزارکار،  اسلحه و دیگر مسایل اجتماعی را آماده و در جهان بشریت به  ارث گذاشته اند.

تقریظ

          تاریخ خلق های جهان مملو و مشحون از کار نامه ها،  مبارزات، تلاش و فعالیتهای انسان این کره خاکی بوده، که در عرصه های مختلف حیات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مدارج ترقی و تکامل را پیموده و گهگاهی به قهقرا و انحطاط رو آورده و زمانی هم رکود و ایستایی نسبی را مؤقتاً و اجباراً بخود اختیار نموده و یا مجبور به آن گردیده است.

        ما به تکامل و پیشرفت معتقد ایم وسخت باورمند.  و این درسی است که از تاریخ و نیاکان نسل های کنونی به میراث مانده،  بناءً  تمدن های اعصار و ازمنه های گذشته باعث افتخار جوامع مختلف گیتی گردیده است. مقاله علمی- تحقیقی کادر جوان و مستعد فاکولته علوم اجتماعی انستیتوت تحصیلات عالی جوزجان محترم پوهیالی فهیم " کوشا" بیانگر یکی از مهمترین تمدن های سیاره ما یعنی تمدن مصر قدیم بوده، که با دقت کامل به نگارش گرفته شده، تاریخ شاهد مدنیت های گونه گونی در نقاط مختلف جهان بوده، که هر یک آن به گونه ویژه یی با عث فخر و مباهات سر زمین خاص به مردمان خاص محسوب گردیده، اما به طور عام مفهوم گسترده تر از اشاره پیشین ما را دارا میباشد. یعنی این تمدن ها از چوکات منطقه وخلق پا فراتر  نموده افتخارات جهان شمول داشته و عموم خلق های جهان به آن مباهات میکنند.

        اگر در ایجاد تمدن مصر قدیم دریای نیل و دره نیل نقش اساسی داشته و بدین منظور و ملحوظ کشور« مصررا تحفه دریای نیل» نامیده اند. این تحفه در عرصه های متفاوت حیات آدمی از هنر و ادبیات،خط و کتابت، معماری و هیکل تراشی،  طراحی و رسامی، زراعت و اقتصاد و سایر بخش ها نقش قابل ملاحظه یی را دارا بوده، که هر کدام آن به نوبه خود به ایجاد شگوفایی تکامل و بالنده گی فرهنگ ها و تمدن های دیگر بی تاثیر نبوده است. روابط اجتماعی- سیاسی و اقتصادی- فرهنگی مردمان جهان گواه و مصداق روشن قول ما است.

        با در نظر داشت اهمیت مساله میتوان اذعان کرد، اینکه نوشته استاد محترم  ارزش علمی و مؤثریت ویژه خود را داشته، میشود با پیگیری انکشاف موضوع و با استفاده از منابع بیشتر و معتبر علمی اعم از کلاسیک و معاصر، مقاله هذا  را به برساله و اثرعلمی ارتقاء بخشید و وسعت داد. همچنان باید اظهارنمود، مقاله هذا  تحت عنوان ((مختصر نگرشی به تمدن مصر باستان)) قابلیت نشر را به جریده علمی دارد.  بناءً در این زمینه مؤفقیت های مزید به نگارنده گرامی تمنا دارم.

مختصر نگرشی به تمدن مصر باستان

            نخست باید در مورد وضع جغرافیایی مصر، چنین اظهار نمود که، مصر سر زمینی است در شمالشرقی قاره افریقا عرض موقعیت نموده، با مساحت 4490011 کیلو متر مربع در قطار بیست و هشتمین کشور های جهان محسوب میگردد، از شمال با دریای مدیترانه، از شرق با دریای سرخ، از جنوب با سودان و از غرب با کشور لیبی همسایه است. و از ناحیه صحرای سینا به فلسطین نیز ارتباط دارد. پایتخت آن شهر قاهره است. و به مهمترین شهر های آن  مانند اسکندریه، اسوان، جیزه،  فیوم و پرت سعید اشاره کرد، شهر های مانند سلوم، بردیا، سیدی برانی، مطروح والعالمین نیز به سبب وقایعی که طی جنگ جهانی دوم درآنها به وقوع پیوست به این نامها مشهور شده اند .

       سر زمین مصر را میتوان به سه قسمت تقسیم نمود:

1 - صحرای شرقی یا عربی

2 - شبه جزیره سینا و اراضی نیل

3 - صحرای غربی

   هیچ تمدن باستانی را سراغ نداریم که مثل تمدن مصر ویژه گی خاصی داشته باشد. چون کشور مصر هر چیزی که برای حیات آبرومند لازم بود، در اختیار داشت، کشاورزی پر محصول، موانعی طبیعی در برابر تهاجم بیگانه گان، منابع طبیعی و جمعیت فراوانی که صاحب مهارت بودند، به مصر امتیاز های می بخشید که دیگران تنها رشک آنرا میبردند .

      چون واژهcivilizatian( تمدن، مدنیت، پیشرفتگی اجتماعی، تمدن ساختن وغیره مطالب ترقی و تعالی را در بر دارد، حقیقتاً در این عرصه در بین مردمان متمدن  باستان مردمان مصر این ویژه گی را دارا هستند. )

          اگر در مورد ریشه یابی تمدن مصر صحبت به عمل آید، چنین درمی یابیم ،  موقعیت جغرافیای مصر، بخصوص موجودیت رود عظیم نیل بیش از هر عامل در شکل گیری تمدن مصر مؤثر واقع گردیده است. ازآنجا که رود نیل در واقع تنها منبع آب بوده، پیشرفتهای قابل توجه زنده گی را در مصر به ارمغان آورده است، به همین ترتیب مدت کوتاهی پس از آنکه سومریان با استفاده از تمدن با شکوهی شان در بین النهرین زنده گی کردن را، در شهر ها آغاز کردند، تمدن در مصر نیز شروع شد. تمدنهای سومری و مصری در عین آنکه نکات مشترک بسیار داشتند، تفاوتشان هم بسیار بود. البته محیط طبیعی نقش عمده ای در شکل دادن به این تفاوتها داشت.  رود نیل مهمترین ویژه گی جغرافیایی و تمدن باستان مصر است، که در واقعیت مصر را تحفه رود نیل خوانند،  اگر چه هشتاد و پنج در صد سر چشمه های رود نیل در کشور ایتوپی ( حبشه ) قرار دارد، و کشور های چون سودان و مصر سهم جغرافیایی کمتری را دارا اند، ولی کشور مصر از اوضاع سیاسی و اقتصادی بهتر برخوردار بود، بدین ملحوظ از رود و دره نیل به خوبی توانست استفاده کرد...... چون رود نیل از دریاچه ویکتوریا سر چشمه گرفته، مصب آن به دریای مدیترانه میرسد. که طول اعظمی آن از ابتداء تا انجام تقریباً به 6671 کیلو متر بالغ گردیده است. از طرف دیگر مصر منطقهء سر سبز و حاصلخیز بوده مثل یک بوتهء بزرگ گل در میان صحرا عرض موقعیت نموده است. با موجودیت رود و خاک قابل استفادهء دره نیل ریشه های این بوته گل تشکیل میگردد. گل های این بوته به شکل باتلاقی مثلثی به نام دلتا در محل انتهایی نیل به دریای مدیترانه قرار دارد. جمز "هنری" مصر شناس، معتقد است، که تبدیل سر زمین حاصلخیز بسیار ناگهانی و سریع بوده است. مثل یک چشم به هم زدن.

        مصر یکی از قدیمی ترین کشور های جهان است . و تمدن آن در حاشیه رود نیل شکل گرفته و در زمره کهن ترین تمدن ها به حساب میاید، چرا که در حدود 5000 هزار سال قبل از میلاد بناء یافته است. مصر باستان سر زمینی فراعنه بود و آثار تاریخی مهمی چون اهرام ثلاثه و معابد بزرگ را از آن دوران به یاد گار گذاشته است. و بسیاری از پیغمبران بزرگ مانند حضرت یوسف و موسی (ع) نیز در این سرزمین ظهور کرده اند.

          جای یاد آوریست قرار مطالعه و تحقیقات از منابع و مآخذ انترنیت و کتب ممد درسی در پائیز سال 1922 م مصادف با ششمین سالی که، (هاوارد کارتر) باستانشناس انگلیسی دره سلاطین مصر را حفاری میکرد. او به طور خستگی ناپذیر آرامگاه آخرین فرعون بزرگ مصر باستان را که از سه هزار سال قبل در آنجا آرمیده بود کاوش میکرد. او میخواست،  آرامگاهی را بیابد که گنج های آن سرقت نشده باشد.

           « کارتر» بار ها نا امید شده بود، اما روز چهارم نوامبر همان سال روز متفاوتی بود. که کارتر از هیجان گیچ شده بود، احساس میکرد،  که در آستانه ی کشفی قرار گرفته است.که آرامگاه( توت عنخ آمون) بود.  هنگامیکه کارتر میخواست روزنهء کوچکی ایجاد کند، دست هایش میلرزید.

           او با دقت روزنه را  باز کرد، تا حدی که فضای وارد کردن شمع وجود داشته باشد. کوشش نهایی میکرد، در همین وقت  (لرد کار نارون ) که هزینه های این حفاری را متقبل شده بود. همراه دو نفر از دوستانش بیصبرانه و با اضطراب منتظر نظر باستانشناس بودند. کارتر بعد ها آنچه را دیده بود، این طور توصیف کرد: ( ابتداء نمی توانستم چیزی را بیبینم، هوای گرمی از حفره خارج میشد شعلهء شمع را میلرزاند، اما به تدریج، وقتی چشم هایم، به نور عادت کرد، غباری روی اتاق  محو شده میرفت، تصویر حیوانات عجیب، مجسمه ها و نقش های طلا دیده میشد- و در همه جا جلای طلا بود. وقتیکه روزنه بزرگتر شد، کارتر و دیگران وارد آرامگاه شدند. همه چیز دقیقاً همان طور مثل سه هزار سال پیش مانده بود، مثل همان موقعیکه فرعون دفن شده بود. علاوه بر چوکی ها، ارابه ها، ظروف سنگی حاوی غذا، صندوق های حاوی لباس های ابریشمی ، حتی بوی عطر با وجود گذشت قرنها هنوز استشمام میشد. و در اتاق دیگر یک صندوق زراندود بزرگ قرار داشت، درون آن تابوت سه لایه ای وجود داشت، که داخلی ترین لایه ای آن از طلای خالص ساخته شده بود. و مومیایی فرعون را کاملاً حفظ کرده بود.

    به همین ترتیب سر پوش آخرین تابوت برداشته شد، کارتر به ماسک طلایی و درخشنده ای که تصویر (توت عنخ آمون) را داشت، خیره مانده بود. روی ماسک طلایی تاج گلی، دیده میشد، که احتمالاً بیوهء جوان فرعون،( آنخس نامون ) روی آن گذاشته بود.کارتر چنان تحت تاثیر قرار گرفته بود، که بعد ها نوشته بود، که بین آن همه شکوه و جلال سلطنتی و آن همه عظمت پادشاهی، هیچ چیزی از آن تاج گلی زیباترنبود.... البته آن تاج نشان دهندهء 3355 سال قبل بود.

      به همین ترتیب باستانشناسان بویژه کارتر توانست برای انسان های امروزی اطلاعاتی در مورد زنده گ، سوابق تاریخی و فرهنگی  در مصر باستان جمع آوری کنند، کشف کارتر بسیار مهم بود، زیرا آرامگاه( توت عنخ آمون) تنها آرامگاهی بود، که از دسترس سارقین غالباً بناء های باستانی را سرقت و تخریب میکردند، در امان مانده بود.  

        همچنان باید علاوه کرد مصر باستان محل و موطن دومین تمدن کهن جهان است. درخشنده گی و شگوفایی آن دو هزار سال طول کشید، البته نخستین اجتماعات شناخته شده ( زارعان، فایوم ها ) بودند. که در مصر زنده گی داشتند و تاریخ شان به 5000 سال قبل ازمیلاد میرسد .

           آنچه که مسلم است، این است، نخستین تمدن ها در قاره آسیا و افریقا به وجود آمده است، از آنجمله مصری ها از نگه داشتن تمدن با شکوه شان که از سابقه دور  بر خوردار بوده و به اکتشافات قابل ملاحظه دسترسی داشته اند، از جمله مومیایی را اختراع کردند و حتی در 1400 قبل از میلاد کوره آهنگری را قادر گردیدند بسازند . و در 300 قبل از میلاد قایق های بادی را در رود نیل به حرکت در آوردند، همچنان از روی طغیان های رود نیل فصول  سال را محاسبه کردند .

              این یک حقیقت است که تمدن مصری از جمله ای کهنترین تمدن های جهان محسوب میگردد. میتوان شگوفایی آنرا از روی پیشینه های فراوان آن مطالعه کرد. البته آغاز این تمدن در سپیده دم زنده گی عصر نو سنگی پنهان است و این همان وقتی است که عوامل فرهنگی بسیاری از اهمیت ویژه بر خوردار میباشد، پدید آمده است. سیر نا گسستنی تمدن مصری گواهی بر شکوهمندی این تمدن است. مصریان با آفرینش فرهنگ گاو و آهن، که بازرگانی، صنعت و سازمان سیاسی قابل توجهی را ممکن ساختند و پیشرفته ترین نوع زنده گی اقتصادی عصر خود را به تکامل رساندند. مهارت صنعتگران، مهندسان، فنورزان و هنرمندان مصری به راستی ستودنی است،  چون هرم ها، پرستشگاه های بزرگ، تصویر های دیوار های پرستشگاه ها، مجسمه های فرعونیان و سایر آثار بزرگ نشانه از نبوغ آفرینشگر مصری است .

         مردم مصر، که از نژاد مدیترانه یی میباشند . آنها از دوره ماقبل التاریخ در دره نیل ساکن شده، لوازم و وسایل خود را از سنگ و بعد ها از فلزات تهیه میکردند، در ابتداء بافندگی، سفالگری و معماری در بین آنها معمول بود،  زنده گی مردم از راه شکار،  صید ماهی و کشاورزی تامین میشد،  سر زمین مصر به دولت های کوچکی ( نوم ) تقسیم شده بود، و همین تقسیمات در دوره تاریخی به صورت تقسیمات اداری تنظیم گردید، هر یک از این قسمت ها مذهب مخصوص به خود داشت که منشاء آن « توتمسم » بود. بعد ها این عقیده یعنی توتمسم به پرستش حیوانات تبدیل شد. همچنان امرای دولت های کوچک به تدریج به اطاعت زمامداران بزرگ درآمدند . سر انجام 3300 قبل از میلاد منس پادشاه جنوب بر مصر سفلی غلبه کرد و سراسر کشور را تحت لوای واحد در آورد، از همین موقع دوره تاریخی در مصر آغاز شد و تا استیلای اسکندر 31 سلسله یا خانواده سلطنتی در این سر زمین حکومت کردند .   

         مردم مصر باستان از قبایل گوناگون تشکیل میشد، که از زمان های دیرین در دره ای ساکن شده بودند. از فرهنگ پیشرفته ای برخوردار بودند. از اینکه واژه فرهنگ نیز به معنی شهر نشین شدن، خوی شهری گزیدن و با اخلاق مردم شهر آشنا شدن، ارتباط با زنده گانی اجتماعی، همکاری مردم با یکدیگر در امور زنده گانی و فراهم ساختن اسباب ترقی و آسایش خود، و با مسایل تکنالوجی روز دسترسی یافتن، وغیره موضوعات مفید در جوامع انسانی به نفع بشر سود آور واقع میشود، میباشد. آنها همیشه طبق معنای واژه فرهنگ از طریق تمدن شگوفای شان خدمات شایانی را به جهان بشریت نموده اند. و عموماً به کار های کشاورزی مشغول بودند، هر چند ماهیگیری و شکار نیز از حرفه های مهم آنها بشمار میرفت. در حقیقت کشاورزی باعث تشکیل قبیله و طبقات دولت گردیده بود، چون هر روز به اساس پیشه زراعت در حال ترقی بودند، و این گروه ها را « نوم » مینامیدند. نام مشخص و لهجه های معین داشتند.

             در واقع طبقه تحصیل کرده مصری، خاصه مقامات کشوری و کاهینان، نوعی احساس برتری بر بیگانه گان را پرورش دادند، که در تاریخ فقط کشور چین را رقیب آن میدانند. مصریان قلباً معتقد بودند، که خدایان بر آنان و سر زمین شان رحمت آورده و ایشان را صاحب بهترین سر زمین دنیا کرده اند، و دیگر چیزی با ارزشی نمانده که از دیگران بیاموزند. به اثر تحقیقات در سر زمین مصر و سر زمین بین النهرین در حدود 5000 سال قبل از امروز نخستین شهر ها ساخته شده است . آنها روش نگارش، معابد و بناء ها را روی دست گرفته آماده ساختند، همچنان در شغل های تخصصی چون کشاورزی، صنایع، بازرگانی، روحانی و اداری مسلط بودند. اینها همه گی نشانه های بارز زنده گی انسانهای متمدن آنزمان  است.  بدین ملحوظ تاثیر تمدن مصری نسبت به ( (civilization(تمدن) کشور های همسایه در طول 5000 سال پیش از امروز، از حد و حساب بیرون است. البته رهبری چنین فرهنگ مهم، در آن دوره ها بی رقیب و بی معارض نبود .  

         مصریان وجه خاصی برای هنر نداشتند و هنرمندان نه یک فرد خالق و مستقل بلکه صنعتگر کار آزموده بودند، که لزوماً باید با یک گروه کار میکردند، آنان جادو را به عنوان نیروی بنیادی می انگاشتند و بر این اساس معتقد بودند،اگر چیزی درست ساخته شود، میتواند با طی تشریفات خاصی پا به عرصه حیات بنهد .

            البته مقدمات شکل گیری این هنر از هزاره چهارم قبل از میلاد آغاز شده است، اما پیدایش ویژه گی های آن مقارن با اتحاد مصر علیا و سفلی بود .

            هنرمندان مصری سعی میکردند،  که همواره حقیقت عینی، عقلانی و مستقل از زمان و مکان را بیان کنند و اشیاء را نه بر اساس دریافت های بصری متغیر و اتفاقی، که به صورت واقعی و ثابت فرض میشد مجسم میکردند. مثلا ً درجه اهمیت بر حسب اندازه برای رنگ نمایی از پیکر ها از رنگ های قراردادی و برای تزئینات مهم از خط هیروگلف بهره میبردند . هنرمندان مصر غالباً خط های مستقیم و شکل های یک پارچه را بکار میبردند، که کاملاً جنبه عملی داشت. البته در نقاشی و مجسمه های مصری افراد مهم و با وقار دیده میشد .

           همچنان دین یکی از وجوه اصلی زنده گی مصریان باستان بود، از خصوصیات مذهبی مصریان خدا نگاری حیوانات و پرنده گان محسوب میگردید. در شهر (ممفس) گاو و در شهر های (تاینس و بوتو) نیز شاهین را می پرستیدند و چندین نوم را به نام حیوانات مینامیدند. مانند( نوم بز کوهی )، (نوم تمساح)وغیره . به تدریج خدایانی که در نوم های نیرومند مورد پرستش بودند، در سراسر کشور مورد پرستش قرار داشتند، مانند رع خدای خورشید، آمون خدای آفریننده جهان وغیره پرستش میگردیدند .

           البته دست آورد های بزرگ فرهنگی مصر باستان ابداع خط بود،  مصری ها برای نوشتن بروی سنگها از علایم و هیروگلف های مخصوص استفاده میکردند، که شکل ساده آنرا میتوان در نوشته های روی پاپیروس ها دید،  مصری ها در زمینه ادبیات ( سروده ها، افسانه ها و سفر نامه ها ) معماری و هنر های زیبا نیز به پیشرفت های مهم نایل آمدند . البته بدون اهرام ثلاثه، خرابه های معابد با شکوه مصری مانند (معبد کارناک) هنوز هم پا برجا مانده اند. آنان در عرصه پزشکی بخصوص به مومیائی کردن، کالبد شگافی انسانی بی نظیر بودند. از اینکه در زمان های باستان جامعهء مصری برای بقای خود وابسته گی تام در رود خانه نیل داشته است، اهمیت رود خانه نیل در زندگی مصریان باستان قابل رویت بوده اثرات آن بر جنبه های مختلف هنری، مذهبی، فرهنگی، سیاست و زندگی اجتماعی کمک به سزای نموده است. همچنان مصریان باستان افراد مذهبی بودند، آنان آفتاب و طبیعت را احترام میکردند. 

       به همین ترتیب مصری ها مدت درازی مصئون ماندند، که عاقبت همین مصئونیت به نقطه ضعف آنان مبدل شد، در حقیقت افول مصر باستان بعد از مرگ رامسس دوم به تدریج شروع شد سلطه کشور در دوره نواده گان رامسس دوم به تدریج ضعیفتر شد، وحدت و قدرت مصر که توسط فرمانروایان ابتدائی سلطنت جدید حاصل شده بود، از دست رفت. فراعنه مصر به جای گسترش امپراطوری، با حفظ مواضع دفاعی تلاش میکردند، حدود امپراطوری را حفظ کنند و به این شکل جزء چند دوره سلطنتی کوتاه که طی آن تلاش های برای حفظ عظمت مصر صورت گرفته بود، عصر عظمت مصر به عنوان بزرگترین قدرت جهان باستان به پایان رسیده است.

اهداف موضوع :

            همه میدانند، که یک موضوع و یا یک مطلب از خود اهداف مشخص و معین دارد. البته به اساس داشته هایش که در جامعه انعکاس و نمایان میگردد.

          بناءً عنوان  موضوع  مقاله علمی -تحقیقی فعلی را (مختصر نگرشی تمدن مصر باستان ) تشکیل میدهد، پس در محتوای آن اهداف گونه گون،  وجود داشته  و در اصل ذاتاً این موضوع از خود دارای اهداف گوناگون میباشد. که قرار ذیل است:

       1ــ  یکی از اهداف مهم این مقاله علمی- تحقیقی  به حیث رهنمودی برای بقای نسل مردمان عقب مانده میباشد. البته در تماماً نقاط کره ارض مصریان باستان این هدف ذکر شده را تقریباً 5000 سال قبل از امروز پیاده نموده اند و به جهان بشریت امروزی نیز تاثیر خویش را دارا خواهد بود .

       2  ــ هدف دیگر آن تشویق نمودن مردمان ده نشینی به شهر نشینی بوده که در واقعیت به اساس این مفکوره، مردمان متمدن به مدرن ترین وسایل پیشرفته ی تکنالوجیکی جهان امروز دسترسی یافته اند.

      3  ــ هدف دیگری مردمان متمدن این بوده، که  همیشه میخواهند، در بین همه کشور ها بخصوص نسبت به  همسایه های  خویش پیشقدم  باشند و از جمله نخبه گان جامعه محسوب گردند، و همیشه به مردمان دیگر روی کره زمین، از طریق همکاری های  خویش مصدر خدمات شایان شوند و سود برسانند، تا مردمان دور از تمدن در گرداب جهالت و عقب مانی فرو نروند.

        4 ــ یکی از اهداف دیگر موضوع انتخابی این بوده، مردمان متمدن و غیر متمدن در روی کره ارض بخوبی تفکیک شوند، و حتی برازنده گی مطلب حاضر نسبت به بعضی از تمدن های نه آنقدر مشهور و کم تاثیر، قابل وصف بوده، و در واقعیت از  ویژه گی های آن  میتوان در جامعه دور از تمدن در صورت که تطبیق صورت گیرد،  مفید خواهد بود.

5       ــ در اخیر باید گفت هدف ویژه دیگری از مطالب این مقاله علمی –  تحقیقی، این بوده، که متمدن ترین مردمان کره ارض بخوبی شناخته شوند، یعنی کدام مردمان روی زمین نسبت به مردمان دیگرآن نقش اساسی در تبدیل کردن شکل کره طبیعی به شکل کره فرهنگی میباشند از آنجمله در باره کار کرد های مصریان معلومات مختصر ارائه گردید،  که  به خودی خود نمایانگر این موضوع است.

نتیجه:

           به اساس تجسس و مطالعات در عرصه مدنیت ها چنین در می یابیم، که نقش تمدن مصری تا امروز باقی است، البته تاثیر مصریان  با زوال تمدن با شکوهی که داشتند، تا حال پایان نیافته است. چون بسیاری از وجوه فرهنگ مصری تا حال باقی مانده و از گذر نسل ها به دنیای مدرن رسیده، عقاید، هنر ها و نظریه های سودمندی دانشمندان  مصری به شکل گیری بسیاری از جوامع امروزی کمک بسزایی نموده است. و به اساس اثبات دانش و خرد آدمی این یک حقیقت است، که کره ارض را انسانها ازشکل طبیعی اش به شکل فرهنگی مبدل نموده است.

           از آنجمله به گفته ی مصرشناسان فرهنگ مصری، الی فرا رسیدن  دوره رنسانس در سده های پانزدهم و شانزدهم میلادی از خود عقاید، هنر ها و ادبیات کلاسیک را به ملت های جدید عرضه داشته است، و این ملت ها به نوبه خود آنها را جذب کردند و ادامه دادند. بدین ترتیب میراث فرهنگی مصر به دنیای جدید رسید.

         قابل یاد کرد است، که در لابلای تحقیق این رساله علمی- تحقیقی دریافت نمودم که بخصوص تمدن مصری بعد از تمدن بین النهرین در بین عموم تمدنها جایگاه خاصی را  دارا بوده،  و از پیشرفتهای قابل ملاحظه یی برخوردار میباشد.

     در اخیر باید گفت پژوهشگران امروزی، مانند پیشینیان مصری، در پی منشاء و کار کرد گیتی، حیات و ذهن انسان باشند، و اگر، بدانند، بیاموزند و حقیقت را بیابند، نقش تمدن مصری هرگز نخواهد از بین رفت .

         مناقشه :

        جای آنرا دارد که باید اظهار نمود، در واقعیت تمدن مصری از خود ویژه گی های فراوان نسبت به یکتعداد از تمدن های دیگر جهان دارد، از آنجمله چند موضوع ویژه را در اینجا تذکر دادم قرار ذیل اند:

        ـــ اولاً باید گفت، ویژه گی تمدن مصر باستان نسبت به تمدن های چون مایا، اینکا، ازتکها، المکا، هوانگهو( دریای زرد)، سند، یونان باستان، وغیره تمدن های مشهور جهان در عرصه قدامت ایجاد شهر ها همراه با تمدن بین النهرین، سابقه تاریخی داشته، که عموم مردمان جهان به اساس آن مدیون همچون تمدن میباشند، حتی در سایت های انترنتی این موضوع را به وضاحت یاد نموده اند. البته کسانیکه در انترنت آشنایی اندک دارند میتوانند این موضوع را بخوبی دریابند.

        ـــ درست است که مصری ها چیزهایرا به نفع تمدن و ملت خویش کسب نموده اند. با وجود آن در اثر سعی و تلاش فراوان و مداوم نسبت به یک تعداد از تمدن های دیگر  پیشی گرفته و به جهان بشریت از خود مهمترین پیشرفتهای اجتماعی را باقی مانده اند.

        ـــ یکی از ویژه گی های دیگر تمدن  مصر باستان موجودیت و نقش دانشمندان مشهور آن میباشد. نسبت به بعضی از تمدنهای جهان با موجودیت موقعیت جغرافیایی آن ویژه گی خاص دارد، از طرف دیگر رود نیل و دره آن باعث شده است، تا از یک تعداد کشور هاییکه چنین ویژه گی را بخود نداشتند، در عرصه ایجاد تمدن پیشقدم باشد. چون از آب رود نیل، به کشت و زراعت  استفاده میکردند، این موضوع در حصه ترقی و پیشرفت تمدن مصر نقش بسزایی را دارد .

      فهرست منابع ومآخذ

(1)- " آدلر" فیلیپ جی، تمدنهای عالم جلد اول، 1384 ، ترجمه "آریا" محمد حسین، تهران : موسسه انتشارات امیرکبیر، ، ص 136

(2)- "اسمت" برندا، ترجمه آزیتایاسایی، مصرباستان، 1380، تهران: موسسه ققنوس، ص107

(3)-" تبریزی " وحیده حائری، ، اطلاعات عمومی دانشور ،1374 ، تهران: انتشارات دانشور ، لیتوگرافی آریا ص  80     

 (4)-  " دولاند لن " شارل ، ، تاریخ جهانی جلد اول 1384، ترجمه احمد بهمنش ، تهران: دانشگاه تهران موسسه انتشارات، چاب دانشگاه تهران ص 18 – 19

(5)- " سعیدیان" عبدالحسین، " وفایی" ایرج ، "کمالی نیا " فریدون، تاریخ مصور جهان ،1376، تهران:  چاپ سوم، انتشارات آرام، چاپخانه خواجه ، ص55-56

 (6)- " عباس" جعفری، گیتا شناسی نوین کشورها، 1382، تهران : چاپ  موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی ،  ، ص34

(7)- " عمید " حسن، فرهنگ عمید جلد اول، 1381 ، تهران، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، میدان استقلال، ص726

(8)- " فونلاو " تئودوراچ، "هرسکویتز"،جان، " لو" دونالدام " پسر " دونالدوارن ، " وینر" جول اچ ، مترجم" صدریه " عبدالرحمن، تاریخ جهان،تحول اندیشه، تمدن و فرهنگ جهان،1374، تهران :  انتشارات فردوس، ص71

(9) -" لوکاس" هنری، تاریخ تمدن جلد اول، 1382، تهران:  انتشارات سخن، ص213-218

(10) -" نچکنا" اسکازکین " گوبر" - آلپروویچ -  " کوتاکوف" مانفرد " دئوپیک – کابل " تاریخ مختصر جهان  "  1374، تهران:  ص 43

 

(11) - http : \\www.google. Camm                                       -

 

(12)- http : \\ www. Roozberooz.cam                                    

 

(13) -http.:\\ www.bbc. Co.uk\persion                                 -

 

-(14)- S. HAIM                                                                        

FARHANG  MOASER         

THE  LARGER                    

ENGLISH  - PERSIAN

 English  - Dictionaries  - Persian  “  IRAN “ Tehran “ Year 1385 “ Page Number (122)

  

-(15) - “ wehmeir” Sally “ Chief Editor                                

“ Mclntosh” Colin” Turnbnll” Joanna “ Editors

“Ashby” Michael “ phoneticsEditor

Oxforg” ADVANCED” LEARNER”S” Dictionary

 IRAN “ Tehran” Jungle Publications “ Year 2005 “ WWW. Junglpub- Org  Page number ( 267)

+ نوشته شده توسط پوهنیار فهیم "کوشا"استاد دیپارتمنت تاریخ در یکشنبه 1388/06/08 و ساعت 11:39 |

بنام آنکه آسمانها در رکوع و زمین در سجود آنست!

چپتر نوت مضمون مبادی جغرافیه

مقدمه :

نگرشی بر سیر علم جغرافیا:

جغرافیا دانشی بس قدیمی بوده، که همپای خلقت انسان همزمان با سکونت انسان اولیه بر کرة زمین یعنی با ابتدایی ترین برخورد و شناخت انسان از پدیده های محیط ماحول و قدیمی ترین بهره مندی و تأثیر پذیری از اجتماعی بشریت و طبیعت شناخته شده است. از آن زمان که انسان در دشتی پهناور پای به عرصة گیتی نهاد یا در پناه کوهستانی مرتفع چشم به جهان گشود با پدیده های جغرافیایی آشنا گشت آنچه در اطراف او وجود داشته و آنچه بعد ها با آنها آشنا شده است. از قلمرو جغرافیا خارج نبوده است. جرج کیش استاد جغرافیای دانشگاه میشیگان آمریکا می گوید : « عمر جغرافیا با عمر انسان ساکن سیارة زمین برابر است وقتی که انسان در زمین ظاهر شد و برای راهیابی به بخشهای مجاور از رودخانه ها عبور کرد یا قطعه ای را برای زیست و بهره مندی از گیاهان طبیعی انتخاب نمود و بخشی را جهت کشت از بخشهای دیگر مجزا ساخت علم جغرافیا موجودیت یافت . » در طی دوران نسبتاً طولانی حیات انسان دانش جغرافیا پیشرفت و توسعة فراوان یافته طریق کمال پیموده است.

 چنانکه امروز علاوه بر تقسیمات ابتدایی پیشین که منحصر به جغرافیای طبیعی ، انسانی و اقتصادی بوده این علم به شاخه های متعدد تقسیم شده است

-        علم جغرافیه که به کسب حقایق و معلومات پیرامون سطح زمین و ارتباط آن با انسان می پردازد، تاریخ قدیمی دارد. مدت ها قبل از ایجاد خط و ظهور آثار کتبی در ساختمان های محلی و منطقوی سطح زمین مورد توجه انسانها قرار داشت.  و به اساس آن معلومات مفیدی را در باره محل سکونت خویش کسب و اختلاف آنرا با  نقاط دیگر درک میکردند.                                                                                 

- روی این اصل دانشمندان جغرافیا در ابتداء درصدد تشریح اختلافات مناطق جغرافیایی بوده ودرعین حال موقعیت نسبی اشیاء را در سطح زمین تتبع مینمودند. تا در پرتو آن آشنایی ومعرفت بیشتری در باره مناطق دور دست کسب نمایند. ایشان سعی مینمودند، تا رابطه محل سکونت خود را در سطح زمین با اجرام سماوی درک کنند. چنانچه بابلی ها معلومات زیادی را درمورد حرکت سیارات  حاصل داشتند و بر مبنای آن موقف و مقام اجرام سماوی را در سرنوشت انسان مؤثر و با ارزش تلقی مینمودند.                                                                                               

 - جغرافیه از زمانهای بسیار قدیم در نتیجه تتبع و تجسس دانشمندان و محققان که بر نقاط غیر از ناحیه خود بدقت مینگریستند. و میخواستند از کیفیت و ماهیت متفاوت آنها واقعیت ها را بدست آورند. بوجود آمد و تدریجاً با پیشرفت و گسترش دامنه اکتشافات و تجسسات روزنه های بیشتری پیرامون جهان گشوده شد.مناطق متعددی که از لحاظ مناظر طبیعی وکلتوری اختلاف زیاد داشتند. با طرز زنده گی مسکونی آنها کشف گردید. و یا جمع آوری و تراکم اینهمه معلومات و حقایق و توضیح و تحلیل با درنظر داشت روش های منظم علمی آن علم جغرافیه بوجود آمد.                                   

- منظور اصلی از مطالعه جغرافیه عبارت از شناسائی و معرفت درست از جهانی است که ما درآن زیست داریم، البته بسیاری از موضاعات دیگر علاوه برجغرافیه به این منظور کمک میکند. و در حقیقت اغلب دروس مدارس به نحوی از انحا با این منظور تدارک شده که معلومات محصلان را در باره طبیعت و جهان پیرامون ما ارتقاء دهد. اما خاصیت هائیکه جغرافیه را  اغلب علوم دیگر متمایز میسازد اینست که در این علم تمامی توجه به بررسی و تغییر نواحی مخصوص جهان و مسایل و معلومات مربوط به آن اعم از فعالیت های انسانی متمرکز میگردد. 

-  علمای جغرافیه درصدد آن بوده اند، که آیا وظیفه جغرافیه مانند سایرعلوم به دست آوردن یک سلسله قوانین است، مثلاً در ساینس فورمول های است به رویت آنها یک موضوع را تصویب و تثبیت مینمایند، اما علم جغرافیه به اساس تشریح، توضیح، تحلیل وغیره حقیقت را علماً دریافته موضوعات که مربوط آن میشود،  تثبیت نموده هدف خویش را برملا میسازد. سرگذشت اینهمه تغییر علم جغرافیه که از قدیمترین زمان تا امروز درمجامع علمی به عمل آمده است منحیث مباحث میتودولوجی در باره علم جغرافیه تذکر به عمل آمده است، دراینجا به طور خلاصه مطالعه مینماییم.                       

     -  مسایل میتودولوجی و فلسفی علم جغرافیه که درحقیقت علم اصول جغرافیه است، نیز تاریخچه طولانی دارد. مباحث میتودولوجی در آثار جغرافیه دانان کشورهای چون جرمنی ، انگلستان فرانسه اتحاد جماهیر شوروی وقت ، امریکا وغیره بیشتر به ملاحظه میرسد. قضاوت در تعیین مشخصات این علم در پرتو نظریات گذشته ارزیابی های منطقی را ایجاب میکند. و به اساس آن اصلاحات وتعدیلات لازم در راه تکامل آن صورت گرفته است. نظریات وطرق جدید به منظور مطالعه و تثبیت روابط متقابل پدیده ها جستجو وتعیین گردید .                                                                                                

-  چنانچه بسیاری از فیلسوفان یونان باستان را مؤرخین در لست علمای تاریخ وجغرافیه حساب کرده اند. درحقیقت چنین هم است. مانند هرودت که از یک طرف در انکشاف معلومات جغرافیه خدمات قابل ملاحظه نموده است از طرف دیگر به پاس خدمات نیک وی لقب پدر تاریخ را نیز کسب کرده است. آثار افلاطون و ارسطو معلومات زیاد جغرافیایی را در بر دارد. حتی در قرن هجدهم در هنگامیکه رشته بندی علوم به وجود آمد، روش مطالعاتی عمومی نیز بکار میرفت .                            

- البته عصر جدید در سیر تکامل علم جغرافیه در سالهای اخیر قرن نزدهم با تاسیس رشته خاص بنام جغرافیه به میان آمد و برای اولین بار تعدادی از دانش آموزان وارد این رشته شدند که برمبنای آن اولین دیپارتمنت جغرافیه در سال 1874 م در جرمنی تاسیس و با پیروی از آن دانشگاه های دیگر جهان به اقدام مشابه مبادرت ورزیدند وکورسهای معینی را به پیرامون دانش جغرافیه و میتودولوجی مشخص آن دایر نمودند. این وضع با تحکیم رابطه جغرافیه با علوم دیگر کمک فراوانی نمود و به اساس آن عده از محصلین دیپارتمنت های دیگر به فراگرفتن کورسهای جغرافیه نیز تشویق شدند. تاسیس دیپارتمنت ها زمینه اعطای دیپلوم های لیسانس و مافوق آنرا در این رشته فراهم نمود وموجب انکشاف زیاد علمی و مسلکی گردید.                                                                                                   

- جای یاد آوریست دوره قرون معاصر در تاریخ تکامل علم جغرافیه در طی جدید ترین تحولات در ساحه دانش جغرافیه به وقوع پیوست و برمبنای آن روشهای جدید تحقق مشاهدات و تحلیل مسایل با استفاده از کمپیوتر امکان پذیر گردید. چون علم جغرافیه زمین را به حیث مسکن انسان، موضوع دانش خود میداند.

 بناءً به هر اندازه ایکه دامنه تحقیقات بشر در سطح زمین و بالاتر از آن فرا رود به همان اندازه ساحه محتوای این علم وسعت حاصل میکند. نقشه هائیکه توسط اقمار مصنوعی بدست میآید ویا نقشه هائیکه توسط آلات کمپیوتری بدست میآید،  مربوط این عصر میگردد. که منجر به رشد سریع این علم گردیده است.         

ریشه، معنی و مفهوم واژه «جغرافیا»

اصل كلمه یونانی و به صورت «جئوگرافیا» بوده و معرب آن «الجغرافیه» و واژه «جغرافی» و «جغرافیا» كه هر دو در زبان فارسی متداول و دارای یك معنی می‌باشند از زبان عربی گرفته شده است.

در زبان انگلیسی Geography (جئوگرافی) آمده و اسمی مركب است و از دو بخش تشکیل دشده است.

1- geo : پیشوند و به معنی «زمین» و «خاك» (گاهی به معنی «جغرافیا» و «جغرافیایی») اطلاق میگردد.

2- graphy: پسوند و به معنی «هنر و فن نوشتن و شرح دادن و نمایش دادن» و  در نهایت تحلیل«علم» و «دانش». اطلاق گردیده است.

نگرشی مختصر در سابقه و پیدایش علم جغرافیا:

علم جغرافیه از آغاز پیدایش انسان ظهور نموده است، زنده گی انسانها در ابتداء بسیار بطور ساده بوده و بهره برداری آن نیز  شکل ابتدایی را بخود داشت. علم جغرافیه نیز با تکامل زنده گی انسانها مانند علم تاریخ مسیر ارتقایی خویشرا پیموده است.

از آنجاییکه بشر موجود متفکر بوده رفع نیازمندی های خویشرا کوشش نموده است تا از محیط و ماحول خود آگاهی داشته باشد. چنانچه در تجسس آن بوده از نقاط مجهول، تفاوتهای آب و هوا، تنوع پیداوار حیوانی و نباتی و نقاط دیگر معلومات بدست آورد و از آنها به نفع خود استفاده اعظمی نماید و همیشه کوشش نموده علاوه بر شناخت نقاط مکان مسکونی خود از حیوانات و نباتات گرفته تا ساختمان های طبیعی مانند( مغاره ها جنگلات  و امثال آنها) آگاهی پیدا نماید. بناءً این یک امر واضیح است که انسان و زمین با هم ارتباط از هم ناگسستنی داشته و نمیتوان هر دو را از هم جدا مورد مطالعه قرار داد.

نگرشی بر ساحه علم جغرافیا با استفاده از تعریفات آن 

همانا در مقدمه مطالعه نمودیم که علم جغرافیا از قدیمترین ایام وجود داشته و  در این مبحث از تعریفات علم جغرافیه میشود بسیار مطالب را دریافت نمود که جهت کسب معلومات وافر برای ما سودمند واقع میگردد.   طوریکه به همه بهتر معلوم است که در مورد علم جغرافیه تعریفات زیادی صورت گرفته است، از آن جمله چند تعریف علم جغرافیه را اکثر علمای این علم مورد بحث قرار داده اند ذیلاً مورد مطالعه و بر رسی قرار میدهیم:

1- اکثر علما به این عقیده اند که جغرافیه عبارت از تفصیل پدیده های سطح زمین و معرفت اساسی راجع به کره ارض میباشد.

2- جغرافیه عبارت از موضوعات است که آنرا جغرافیه دانان مطالعه مینمایند.

3- جغرافیه را علم سطح الارض میدانند.

4- جغرافیه علمیست راجع به کره ارض، روابط و تاثیرات آن بالای انسان و همچنان روابط، تاثیرات و فعالیت های انسان بالای کره ارض و انطباق آنها با محیط یکجا بحث میکند.

5- جغرافیه عبارت از مطالعه مشابهات یک جای با جای دیگر در روی کره ارض میباشد.

6- جغرافیه توضیح و تشریح علواملیست که بروی زمین ظهور میکند که این عوامل گاهی طبیعی و گاهی اجتماعی میباشد.

7- ویدال دو لابلاش جغرافیه علم مکانهاست خطاب کرده است.

8- جغرافیا دانشی است كه ما را با چهره زمین و عواملی كه در تغییر و تحول آن نقش دارند «آشنا» می‌سازد.

9-  جغرافیا: علمی است که در خصوص احوال کره ی زمین و اوضاع طبیعی و سیاسی کشور ها و چگونگی زنده گانی اقوام، ملل و سایر موجودات روی زمین بحث میکند، و به طور عمده بر چند قسم است، مانند جغرافیای انسانی، طبیعی، سیاسی، اقتصادی، جغرافیای فرهنگی، جغرافیای شهری، جغرافیای تاریخی، جغرافیای ریاضی، جغرافیا حیاتی و امثال آنها میباشد.

قلمرو كار و تخصص‌ های گوناگون علم جغرافیا

گر چه بنا به تعریفات فوق الذکر توجه اصلی جغرافیا بر سطح كره زمین است، اما دامنه كار عوامل مؤثر بر قیافۀ زمین از آسمان و خورشید و ماه تا درون زمین گسترش دارد و با نگاهی به سایر سیارات و نیم نگاهی به كهكشانها ابعاد كار را به تمامی جهان بسط  و توسعه می ‌دهد.

در بیشتر اطلس های معتبر جغرافیایی، اولین صفحات آن از ستارگان و كهکشان ها شروع و به ترتیب كه پیش می‌رود؛ منظومه شمسی و پیدایش آن، خورشید، ماه، حركات زمین، ساختمان زمین، آتشفشانها، زلزله ها، عملیه فرسایش، شكل زمین، جو زمین، آب و هوا، پوشش گیاهی، پیدایش زنده گی و تكامل آن، جمعیت، نژاد، انواع فعالیتهای بشر، غذا، انرژی، معادن، صنایع، محیط زیست و آلوده گی‌ آب و هوا، ارتباطات و بالاخره همه با زنده گی در ارتباط به پایان می‌رسد.

هدف و مرام علم جغرافیا :

کسب معلومات راجع به میحط ماحول و جهان که در آن انسان زنده گی بسر میبرد، معلومات و دانش موثق پیرامون سطح زمین به شمول داخل ابحار، اتموسفیر، خصوصیات فضای خارجی زمین، مطالعه خصوصیات زنده گی مردمان در روی زمین و فعالیت های آنها میباشد که در انکشاف تسلسل سطح حیات انسان تاثیر عمیق دارد.

چنانچه مطالعه علم جغرافیه اعم از جغرافیه فزیکی، جغرافیه ثقافتی، جغرافیه حیاتی، جغرافی سیاسی، جغرافیه شهری، جغرافیه تاریخی، وغیره عمده ترین وسیله تطبیق در ساحه عمل میباشند. افکار و نظریات دانشمندان معاصر در حیات انسان بروی تجربه های قبلی کمک بسزایی نموده است. و بدین منظور علم جغرافیه برای بشر موجود و آینده کمک شایانی نموده و مینماید. تا در پهلوی شناخت جهان و کسب معلومات در باره حقایق جغرافیایی و انسانی زمینه بهره بر داری از مناطق جغرافیایی با در نظر داشت تجارب دیگران به نفع خود و جامعه خود زمینه سعادت و ترقی را به یاری خداوند توانا فراهم ساخته است.

جغرافیه منحیث علم:

گر چه جغرافیه بخش از علوم اجتماعی است، لیکن نمی توان گفت که از جمله با علوم طبیعی بدون ارتباط است. عده ی از دانشمندان جغرافیه را ساحه ملاقات میان علوم طبیعی و علوم اجتماعی میدانند. وقتیکه جغرافیه روابط انسانی را با زمین از نظر فعالیت های انسانی از بدو خلقت تا به حال مورد بررسی قرار میدهد. مستقیماً با علوم اجتماعی ارتباط قایم میکند.

هنگامیکه جغرافیه پیرامون خصوصیات طبیعی زمین و ماورای آن بحث میکند. نشان دهنده آنست که جغرافیه با علوم طبیعی رابطه دارد. حقیقت مسلم است که هیچ علم نمیتواند به صورت منفرد، یا جدا گانه فعالیت و یا انکشاف نماید. جغرافیه هم نا گزیر است با استفاده و ارتباط با ریاضی، فزیک، کیمیا، بیولوژی، هندسه، علوم اجتماعی راه انکشاف خود را بپیماید. و با کمک آنها به دست آورد های علمی خود نایل آید. پس میتوان گفت علم جغرافیه از زمان های خیلی دور در جهان وجود داشته، گاهی بصورت غیر مستقیم یعنی غیر محسوس و زمانی هم به صورت مستقل تبارز نموده و به مرور زمان راه تکامل خود را پیموده است.

سیر تکامل علم جغرافیه

الف: انکشاف علم جغرافیه در دوره برده گی ( کلاسیک ) :

اکثراً علمای چینایی را واضیح علم جغرافیه میدانند. چرا که آنها مدت قبل نقشه های گونه گون مناطق همجوار خویش را به شکل ابتدایی ترسیم نموده بودند و با اختراع قطب نما و کشف اراضی جدید از طریق بحر پیمایی و نقشه بر داری کمک بسزایی به علم جغرافیه نموده اند. بعداً در زمینه خدمات سومریان، کلدانی ها، فنیقیها، مصریها، یونانی ها وغیره را یاد آور شده میتوانیم چرا که آنها در اولین مراحل تشکیل و ایجاد مدنیت ها نقش ارزنده را دارا بودند.

از آنجمله قدیمی ترین اثر جغرافیایی یعنی نقشه های حکاکی شده به روی خشتهای پخته در حوالی 2700 ق ازم توسط سومری ها صورت گرفته است، یاد آور شده میتوانیم. چنانچه فنیقی ها، بنابر مهارت که به کشتی رانی داشتند به دریانوردی، تجارت و اکتشافات بحری پرداخته تا انگلستان و از طریق بحیره احمر تا سواحل بحر هند و بعد از پیمودن سواحل افریقا از طریق آبنای جبل الطارق و بحیره مدیترانه گردیده اند. بعداً یونانی ها روش های علمی تری را دنبال نموده اند، از آنجمله در 485-425 ق ازم هردوت پدر جغرافیه در آثار خود از بعضی نواحی  یونان معلومات و واقعیت های تاریخی را در موقعیت های جغرافیایی آن بیان کرده است.

همچنان اولین بار  نظریه کرویت زمین و حرکت آن به دور آفتاب از طرف فیثاغورث و تائید آن توسط ارسطو در بین سالهای 384-322 ق از م در اثر مشاهده سایه زمین در حین خسوف بروی مهتاب محاسبه شده است. ارقام میحط امروزی زمین یعنی با کمک و بوجود آوردن و ترسیم خطوط طول والبلد و دوایر عرض البلد از جمله کار های یونانی ها به حساب میآید.

از جانب دیگر جغرافیه دانان رومی مانند استرابون و بطلیموس را میتوان نام گرفت. که اولین 17 جِلد کتاب نوشته و دومی به با نوشتن 8 جِلد کتاب و با به کار بردن نصف النهار به عوض خطوط طول البلد و دوایر عرض البلد خدمات ارزنده انجام داده اند. و دانشمندان دیگری مانند پلیبوس در 228 الی 215 ق ازم در مورد ائتیکالات آبها، تیوفراستوس در 370 ق از م در باره جغرافیای تاریخی جهان. اگارتاسید از 170 الی 100 ق از م در مورد جغرافیای بشری و سنکو در مورد جغرافیای نجومی و کائینات نظریات قابل ملاحظه نموده اند.

ب- انکشاف جغرافیا در دوره فیودالیزم:

در جریان سیستم فیودالی بنابر تسلط مطلقه مذهبی از قبیل کلیسا ها و غیره، علاوه بر جغرافیه به علوم دیگر نیز توجه نگردیده، از حرکت وکرویت زمین نیز انکار به عمل می آمد، فقط اعراب از جمله مسلمین در این اعصار زیاد تر به اساس پیشه و تجارت و ترویج دین مبین اسلام میخواستند که معلومات موثق راجع به موقعیت و محلات ماحول داشته باشند. زیرا آنان ضمناً به انکشاف علم جغرافیا سعی و تلاش نموده اثر از خود بجا گذاشته اند.

از جمله مهمترین خدمات جهان اسلام ترجمه آثار دانشمندان مدنیت های قدیم به ویژه یونانی ها و رومی ها بود. (همچنین اقلیم هفت گانه به عوض تقسیمات اقلیم سه گانه ارسطو و ترسیم نقشه های جدید از جمله پیشرفت های آن عصر از جانب اعراب میباشد. جغرافیه دانان معروفیکه در انکشاف علم جغرافیه سعی به خرج داده اند عبارت اند از: ابن بطوطه، ابن حوقل، ابن خلدون، الخوارزمی، ادریسی مراکشی، ابن‌خرداذبه‌ (متوفی‌ هـ300)، قدامه بن‌ جعفر، معروف‌ به‌ کاتب‌ بغدادی‌ (متوفی‌ ح 337هـ)، ابوزید احمدبن‌ سهل‌ بلخی‌ (متوفی‌ ح 322هـ)، مؤلف‌ صورالاقالیم‌ یا الاَشکال‌، یکی‌ از پیش‌کسوتان‌ جغرافیدانان‌ اسلامی‌، پایه‌گذار مکتب‌ بلخی‌ و یکی‌ از نخستین‌ مسلمانانی‌ است‌ که‌ نقشه‌کشی‌ کرده‌ است‌. کتاب‌ صورالاقالیم‌ او، که‌ در 309هـ تألیف‌ شده‌، ابوالحسن‌ علی‌بن‌ حسین‌ مسعودی‌ (متوفی‌ 345 یا هـ346)، مورخ‌ و جغرافیدان‌ بزرگ‌ اسلامی‌، که‌ عمر خود را در سیر و سفر گذراند. وی‌ از کوفه‌ حرکت‌ کرد و از شام‌، مصر، عراق‌، ایران‌، شامات‌، فلسطین‌، ارمنستان‌، هندوستان‌، عمان‌، سواحل‌ شرقی‌ افریقا، زنگبار و احیاناً ماداگاسکار و چین‌ دیدن‌ کرد.  وغیره میباشند.

 همچنان در این دوره سیر و سیاحت راوپائیان به طور عمده، مثل واسکودوگاما، ماژیلان، کرستف کولمب، و مارکوپولو نیز قابل یاد آوریست که از جمله دانشمندان غربی در انکشاف علم جغرافیه سهم گرفته اند.

ج – انکشاف علم جغرافیه در عصر زوال فیودالیزم و ظهور کپیتالیزم در قرون 16و 17م:

در این اعصار به اثر مبارزه، میان طبقات فیودالیزم و کپیتالیزم یک سلسله پیشرفت ها در در اجتماع پیدا شد. در نتیجه کلتور بورژوازی سبب رشد ساحات مادی و معنوی اجتماعی گردید. چنانچه دوره رنسانس در پیشرفت علم جغرافیه نقش بسزایی دارد. که در نتیجه دگرگونی های فروانی را در اجتماع به ارمغان آورد. چون این دوره از یک دوره جنبش علمی بر خوردار بود.

اگر به ماقبل قرون جدیده و رنساس نظر انداخته شود، بسیار کم خدمات را در عرصه علوم مشاهده خواهد کرد. اما به ندرت مانند اینکه  در سال 1271م مارکوپولو به کشور های شرقی مسافرت نموده راجع به قسمت های شرق دور برای اروپائیان معلومات ارائه کرد. و اثر مهم خود را بنام جیوگرافی عمومی به رشته تحریر در آورد. و برای اولین بار تقسیم جغرافیای فزیکی و بشری را روی کار کرد. به ترتیب به اکتشافات بحری پیشرفت های قابل توجه نمود. از طرف دیگر سیستم جدید و علمی  نقشه کشی در  قرون 17 و 18م پدید آمد. برای اولین بار نقشه ها بر مبنای طرح دقیق تهیه شد. مثلاً نقشه مرکاتور مورد استفاده قرار گرفت. که اثر عمیق در تماماً بخش های جغرافیا بجا گذاشت.                                                        

سیر تکامل جغرافیه در قرون 18-19 و 20 میلادی:

بعد از گذشت سال های زیادی قرون فوق الذکر میرسد، که در این قرون به اثر زحمتکشی دانشمندان علم جغرافیه بسط و توسعه میابد. الکساندر هامبولت بین سال های 1769-1858م که در رابطه انسان و طبیعت اثر برجسته از خود بجا گذاشته است. وی میگفت« در علم جغرافیا دریافت روابط و عوامل فزیکی را با فعالیت های انسانی باید تحلیل و توضیح کرد.»

ویدال دو لابلاش: بین سال های 1845- 1918م چنین معتقد بود که: « طبیعت در دسترس انسان است، انسان میتواند مناظر خوب و خراب طبیعی را تغییر بدهد. انسان با تصمیم و اراده  ایکه دارد، جا های مساعد و نا مساعد را تشخیص میدهد. »

کارل ریتر: جغرافیا دان آلمانی: بین سالهای 1779- 1859م میزیست وی در اثر های معروف خود در مورد علم جغرافیه، انسان را عامل اصلی پنداشته میگفت« انسان خود مختار در انتخاب محیط جغرافیا میباشد.»

فریدریک راتزل: بین سالهای 1844- 1904م میزیست وی طبیعت را عامل تعیین کننده و کنترول کننده محسوب میکرد. اما نظریه وی از جانب دانشمندان غربی و شرقی ناقص خوانده شده است.

الفرد هیتر: بین سالهای 1918- 1942م در روش و میتود لوژی جغرافیه تحقیقات به عمل آورد، فنون و طرز فراگیری جغرافیه را تذکر داد.

 به ترتیب گی شولم و هربرتسن از انگلیستان، مچوت از بلجیم، سوژیک از یونان و مارنالی از ایتالیا علمای دیگری جغرافیه اند که در قرن بیست م در باره جغرافیه منطقوی، بشری، اقتصادی و فزیکی خدمات قابل ملاحظه انجام داده اند.

هانتنگتون کتاب را تحت عنوان ( قدرت جهانی) تکامل نژاد ها، تمدنها و آب و هوا را در بر داشت در رشته تحریر در آورد. وی معتقد بود که آب و هوا بر قدرت فکری انسان و تاریخ تمدن ملت ها تاثیر میگذارد. قابل یاد آوریست است. در دهه 6 قرن 20 جغرافیه بعد از انکشاف نظریه های سیستم عمومی علوم انکشاف نمود. البته کسانیکه به جغرافیه بشری علاقه داشتند قادر گردیدند، که روابط با همه عناصر مختلفه را درک کنند. از همین جاست که کمپوتر در علم جغرافیا سهم گرفت و در علم جغرافیه غوغای علمی جدید را بر پا نمود.

تقسیمات علم جغرافیه

در علم جغرافیه که موضوع اصلی آن را زمین و پدیده های مربوط آن تشکیل میدهد. انسان در بین این همه پدیده های روی زمین اشرف المخلوقات به حساب میرود. اگر یک سیاره دارای پدیده های گونه گون باشد ولی در آن انسان وجود نداشته باشد اصلاً بی معناست.

همانا ما و شما شاکر خالق کل موجودات هستیم. و به استناد سوره شورا : « اجرام سماوی را در روی آسمانها و جنبده گان را به روی زمین خلق نموده است. »

بدینمنظور خداوند«ج»  برای انسان علم داد تا تمام واقعات را بفهمد و به طرف طبیعت گرایی نرود. و خالق خود را بشناسد. البته جهت بقای نسل و بهزیستی انسان را امر نمود تا طبیعت را در دسترس خود قرار بدهد. بدینمنظور  منابع طبیعی را مورد بررسی و بهره برداری قرار داده است. در نتیجه این سیاره را از شکل فزیکی و طبیعی اش به شکل فرهنگی فعلی و از این هم کرده مترقی تر نایل خواهد آورد.

البته برای سهولت مطالعه کره زمین، دانشمندان علم جغرافیه را به دو بخش تقسیم کرده اند یکی جغرافیه بشری و دیگری جغرافیه فزیکی .

مثلاً : ساحه تحقیق جغرافیه فزیکی به صورت عمومی در باره کره زمین، ساختمان آن، اتمسفیر، اساس پیدایش آن در قطار دیگر سیارات، از کدام مواد ها ساخته شده، ساختمان داخلی، انواع احجار، وغیره را تحت مطالعه قرار میدهد.

چنانچه ساحه تحقیق جغرافیه بشری، راجع به نفوس، نژاد، ادیان، پراگنده گی نفوس، زبان، طرز حکومت، رژیم های سیاسی- اجتماعی، مسایل شهری، موضوعات تاریخی، مطالب اقتصادی، مانند تولیدات و صادرات، پیداوار حیوانی ونباتی، معدنیات وغیره میباشد. مورد مطالعه و تحقیق قرار میدهد.

دیدلی جغرافیه دان معروف انگلیسی  جغرافیه طبیعی را چنین تعریف نموده است:    « مطالعه جغرافیا از چهره طبیعی سیار زمین است. » این رشته ی از جغرافیا به تجدید و تحلیل پراگنده گی اشکال زمین مانند، پستی ها، بلندیها، آبها، هوا، خاکها، حیوانات، نباتات، معادن و سایر پدیده های طبیعی میپردازد.

بناءً جغرافیه طبیعی به بخش های ذیل تقسیم میگردد:

1- جیومور فولوژی : از اشکال، پیدایش، و پراگنده گی های زمین بحث میکند.

2- کلیماتولوژی : از انواع مختلفه ی آب و هوا و نقش آن در عوامل محیط طبیعی به مقیاس جهانی بحث میکند.

3- اوقیانوس شناسی: که از شکل ساختمان اقیانوس ها، دریا ها، جریان و حرکات ابحار، درجه حرارت، و اندازه نمکیات در بحر، حیات حیوانی و نباتی در بحر بحث میکند.

4- خاک شناسی: از مراحل تشکیل خاکها، مواد آهکی، غیر آهکی، نقش آب و هوا در نوعیت خاک بهره برداری از خاک، پراگنده گی انواع خاک ها وغیره بحث میکند.

5- بیوجیوگرافی: از جغرافیه حیاتی بحث میکند که از حیات حیوانی و نباتی در ارتباط با محیط معلومات ارایه میدارد.

6- نجوم شناسی « ستاره شناسی» : استرونومی نیز مینامند، که از اساس پیدایش ستاره ها بویژه از زمین در نظام شمس بحث میکند.

7- جیولوژی : کسب معلومات راجع به احجار و طبقات داخلی زمین بحث میمناید.

8- کارتو گرافی: از انواع نقشه ها، طرز ترسیم نقشه های مختلف بحث میکند.

9- لیتوسفیر: از قشر سطح زمین و تقیسمات خشکی های زمین بحث میکند.

10-       هایدروسفیر: از طبقات آبی زمین و تقسیمات آنها بحث میکند.

11-       میترولوژی: از جو زمین بحث نموده هوا شناسی را مورد مطالعه قرار میدهد.

تقسیمات جغرافیای بشری

دیدلی جغرافیای بشری را چنین تعریف نموده است:

« جغرافیای بشری از پدیده های سطح زمین که مستقیماً با انسان و فعالیت های او ارتباط دارد، بحث میکند. » که شامل تقسیم بندی ذیل میشود:

1- جغرافیه اقتصادی: به فعالیت های بشری در تولید، توزیع و مصرف و سایر خدمات اقتصادی میپردازد.

2- جغرافیای سیاسی: که از واحد های سیاسی و نقش فعالیت های سیاسی در مسایل جغرافیای اقتصادی بحث میکند.

3- جغرافیای ثقافتی : از پراگنده گی های نفوس، ثقافت و تمام عوامل وابسته به آن بحث میکند.

4- جغرافیای تاریخی: از تاثیرات محیط جغرافیایی در پدیده های تاریخی، ساختمان محیط های جغرافیایی دوره های تاریخی تکامل کشور ها و نقش آنها در دوره های تاریخی و اکتشافات جغرافیایی بحث میکند.

5- جغرافیای شهری: از چگونگی ایجاد شهرها، ساختمان، وسعت، بهره برداری، از زمین شهر ها و پرابلم های شهری بحث میکند.

همانطوریکه راجع به تعریف علم جغرافیه معلومات ارائه شد. در اینجا لازم است توقعات که از علم جغرافیه داریم آنرا دریافت نماییم. قسمکه از علوم دیگر توقع داریم. پس در اینجا لازم است از موقف و رابطه علم جغرافیه بین علوم دیگر معلومات داشته باشیم. البته به طور علمی خواهان کسب معلومات میشویم.  پس اولاً  علم را چنین تعریف مینماییم« علم معرفتیست منظم که با روش های معیین بدست می آید روابط را با قوانین پایدار و واقعیت ها را بیان میکند.»

البته علم یک سلسله معلومات و یا مجموعه اطلاعاتی نیست که در یک دایره المعارف و یا فرهنگ به طور نا منظم گنجانیده شده باشد.

بناءً حال در پرتو تعریف علم، جغرافیه را مورد مطالعه قرار میدهیم در آنصورت در می یابیم که جغرافیه یک علم واقعی و مدد رسان برای بشر میباشد.

در اینجا برای کسب معلومات وافر  در مورد تعریف علم میپردازیم:

دانش علمی از روی اتفاق بوجود نمی آید. بلکه با روش های معیین بدست می آید. دانستن این روش و استفاده از آن به هر فرد لازم بوده و قدرت میبخشد که به دریافت حقایق نایل آید. گرچه علوم مختلفه روش های مختلفه را دارا میباشند ولی با آنهم همه ی آنها مراحل اصلی ذیل را میپذیرند:

الف: تحقیق در مرحله اول در اثر مشاهده و تجربه و یا مطالعه در مورد کدام پدیده یا حادثه اطلاعاتی را بدست می آورد.

ب: با معلومات  مستند و اطلاعات دست داشته به طرح فرضیه ها می پردازد.

ج: فرضیه ها را تحت تجزیه و امتحان قرار میدهد. برای انجام این عمل جمع آوری شواهد، اطلاعات کافی در نظر است.

د: مرحله چهارم فعالیت طوری صورت گیرد که فرضیه ها مورد تایید قرار گیرد و حقیقت بودن آن ثبوت گردد. و به صورت قانون علمی تبدیل گردد.

جغرافیا و مفاهیم جغرافیایی

جغرافیا و سیر تکوینی آن از دیدگاه بعضی دانشمندان:

انسان همواره خود را وابسته و مربوط به مکان معینی از سیاره زمین میداند. او قبیله و گروه های هم نوع خود را نه تنها با سنتها، آداب، رسوم و فرهنگ خویش می شناسد، بلکه در شناسایی مکانی ناشناخته سعی دارد، دخالت کند. و مورد استفاده ی خود قرار بدهد. انسان در علم جغرافیا خیلی کنجکاو است چراکه وی با استفاده از این علم میتواند به مکانهای نا شناخته راه یابد. و به سر منزل مقصود خود یعنی تسخیر کره ارض میباشد، برسد.

بنابر تعبیر یک تن از دانشمندان امریکایی بنام پرستن جمز مفهوم اصلی علم جغرافیا را در دو مورد زیر میتوان دریافت نمود:

1-  شناخت و تسخیر واحد های مکانی با همه خصیصه ها  .

2- تسلط و شناسایی بر نا هماهنگی های موجود بین مکانها .

جورج کیش استاد جغرافیا در دانشگاه میشگان امریکا در مورد مفهوم جغرافیا چنین اظهار نظر میکند: « عمر جغرافیا با عمر انسان ساکن سیاره زمین برابر است. »

وقتیکه انسان در زمین ظاهر شد و برای راه یابی به بخشهای مجاور از رود خانه ها عبور کرد یا قطعه زمینی را برای زیست و بهره برداری از گیاهان طبیعی انتخاب نمود و بخشی از زمین را برای کشت مورد استفاده قرار داد.

البته در دانش علم جغرافیا ما به دو نوع پدیده سر و کار داریم، اول پدیده های طبیعی و گروه دوم پدیده های است که در نتیجه روابط و فعالیت های انسانی ظهور مینمایند. اما در علم جغرافیا مطالعه این دو پدیده هیچگاهی از هم جدا صورت نمیگیرد.

از طرفی دیگر فکر کنیم انسان از طلوع تمدن همواره سعی و تلاش داشته که چهره فزیکی طبیعت را دگرگون سازد و آن را به طور دلخوای خود شکل ببخشد و مورد بهره برداری قرار دهد.

جورج کارتر: جغرافیادان امریکایی در شناخت مفهوم جغرافیا عقیده خود را چنین بیان میدارد: « انسان در یک سیاره فزیکی زنده گی خود را شروع نموده و در نقاط مختلف آن عوامل محیطی یعنی طبیعی نظیر هوا، انواع خاک و چهره زمین یکسان و و یکنواخت نیست، انسان در این نواحی زنده گی بسر میبرد .و با شناسایی و ایجاد راهها، مزارع، سد ها، شهر ها تغییر و تسخیر نموده است. »

طوریکه به همه بهتر معلوم است که انسان با  طبیعت و طبیعت با انسان رابطه دارد، که آنرا میتواند به اراده خداوند تغییر بدهد. و خود بخشی از آنست، ولی در همه حال به وسیله عوامل فرهنگی اش جدا از طبیعت محسوب میگردد.

جغرافیا به همه پدیده هاییکه با هم در داخل یک مکان و تحت شرایط و اصول معینی شکل میگیرند نظم و اعتبار می بخشد، و روابط منطقی بین این پدیده ها با انسان بر قرار میسازد.

نگرش دقیق، منطقی و بیان آنچه که مکانی را از مکان دیگر متمایز و مشخص میسازد تخصص ویژه لازم دارد. سابقه این کار یعنی تخصص در مشاهده و مهارت در تفسیر و بیان که خود یک سنت قدیمی در علم جغرافیا است به عصر یونان باستان میرسد.

دوره بعدی در تکامل اصول و مفاهیم جغرافیای عصری است که در آن مفهوم « برو و مشاهده کن» ارزش علمی می یابد که با تکامل تدریجی به دوره عمل و تجربه در جغرافیا ختم میشود و سوالاتی از این قبیل مطرح میشود:

-       آب و هوا و خاک مساعد برای کشاورزی کدام است؟

-       در داد و سُتَد و امور تجاری گروه های مردم را چگونه شاخت؟

-       در قرون وسطی به هنگام شگوفایی تمدن اسلام علم جغرافیا هم گام و بالا تر از دیگر علوم زمینه های مناسبی یافت، این موضوع به اساس کدام خط مش اسلام قرار داشت؟

در اینجا برای آگاهی بیشتر خلاصه یی از مقاله « علم جغرافیا و تصورات آن در جهان اسلام مندرج در دایره المعارف اسلامی بیان شده است، آنرا مورد مطالعه قرار میدهیم.

« تذکرات و اطلاعات مندرج در اشعار عربی قدیمی منعکس کننده ی نگرش اعراب پیش از اسلام در مورد خلقت کائینات کمتر وجود داشته، اما در قرآن کریم با آیات این طور ثابت شده است، ( ... ان السموات و الارض کانتاً رتقا ففتقناهما...) ( آسمانها و زمین بسته بودند آنها را شکافتیم.) « سوره انبیاء آیه 30» .

« الله الذی رفع السموات بغیر عمدٍ ترونها... » ( خدا است آنکه آسمانها را بدون ستونی که آنرا ببینید بر افراشت...) « سوره رعد آیه 2.» .

« و یمسک السماء ان تقع علی الارض الاباذنه ... » ( و آسمان را از فرو فتادن بر زمین، جزء به فرمان خود، نگاه میدارد...) « سوره حج، آیه 65.»

همچنان روایات منسوب به حضرت علی ابن ابی طالب و ابن عباس و عبدالله ابن عمر و ابن العاص و دیگران در دست است که با آفرینش جهان، جغرافیا و علوم وابسته به آنها ارتباط دارد. چنانچه اظهار مینمایند، با وجود پیشرفت علم اندیشه جغرافیا بر  بعضی از مسلمان بخصوص  طرز ترسیم نقشه های جغرافیایی وجود داشته است. 

گسترش دین  اسلام در افریقا، آسیا، فتح ایران، این فُرصت را برای اعراب پیش می آورد. که از پیشرفت های علمی و فرهنگی اقوامی دیگر جهان آگاهی حاصل کنند که گهواره های تمدن جهان در تصرف ایشان قرار گرفت. ولی مسلمین به خصوص در قرون وسطی که غرب به خواب و رکود علمی فرو رفته بود، آرام ننشته در صدد پیوند با  مراکز تحقیقاتی و رصد خانه های علمی جهان چه در غرب و چه در شرق، شدند.

تاثیرات فرهنگ ایران، بدون شک در روند پیشرفت علم جغرافیای ناحیه یی و نقشه نگاری چه در وقت تمدن قدیمی آن و چه در قرون معاصر قابل توجه میباشد. ولی سنت یونانی مستقیماً بر دیگر علوم تاثیر خود را داشته است.

اما دین مبین اسلام مسلمین را به فراگیری علم فرا خوانده است، و تشویق مینماید. بدین منظور آثار جغرافیایی تالیف شده در قرن سوم و چهارم هجری را میتوان به دو دسته اصلی تقسیم کرد:

1-             آثاری که به جغرافیای تمام عالم مربوط است ولی مملکت های اسلامی را به تفصیل بیشتری مورد بحث قرار داده اند. در این دسته آثار، کوشش بر آن بوده که اطلاعات دنیایی و دینی که در تالیفات دیگر اسلامی یافت نمیشود فرا آید. و به همین جهت این دسته را به عنوان ادبیات دنیایی جغرافیایی آن عصر نامیده اند. یعنی مولفان آن  زمان، کتب امکنه و شبکه راههای عمومی میان قسمت های مختلف متصرفات خلفای عباسی را وصف کرده و اطلاعاتی از جغرافیای ریاضی، طبیعی، انسانی، اقتصادی و نجومی به آن ضمیمه کرده اند.

ابن خرداذبه، یعقوبی، ابن الفقیه، قدامته بن جعفر الکاتب ومسعودی از برجستگان و آن گروه ی مولفان اند. چون در آن زمان عراق مرکز تعلیم و تعلم جغرافیا بود و بسیاری از علمای جغرافیا از آن جا بر خاسته بودند،  شایسته آنرا دارند که این دسته ی از جغرافیا دانان و نویسنده گان را بنام مکتب عراقی بنامیم.

2-              دسته دیگر تالیفات، آثار اسطخری و ابن حوقل است که که برای معرفی آنها عنوان مکتب بلخی اختیار شده چون ایشان در روش نگارش از ا بو زید بلخی پیروی کرده اند. عموماً این جغرافیا نویسان شهیر مکتب بلخی رنگ اسلامی مثبتی به جغرافیا داده بوند. علاوه بر آنکه کار اساسی خود را بیشتر منحصر در توصیف اراضی اسلامی کرده بوند.  به آن قسمت از مفاهیم و اطلاعات جغرافیایی اهمیت میدادند که،  یا در قرآن ذکری از آنها شده و یا در احادیث پیغمبر «ص» به آنها اشاره شده بود. البته تالفیات که از قرن ششم الی دهم هجری صورت گرفته از لحاظ دینی اهمیت بی نهایت زیاد دارد. چرا که اهداف مغرضانه در آن ها وجود ندارد.

مسلمانان پیشرو در علم جغرافیا

-              در قرن هفتم آثار جغرافیائی متعددی تالیف شد كه بهترین آنها كتاب نفیس "معجم البلدان" یاقوت حموی است. در این كتاب اسامی جغرافیائی به ترتیب الفباء و همچنین اسامی اشخاص معروفی كه در آن مناطق زندگی می كرده اند، بیان شده است.

این كتاب كه به وسیله یك برده مسلمان آزاد شده ای تالیف شده،  همان مقامی را در جغرافیای اسلامی دارد كه "كامل ابن اثیر" در تاریخ و "حاوی رازی" در طب شهرت دارند.

"بعد از این كتاب "بسط الارض فی طولها و العرض" ابن سعید غرناطی و "تقدیم البلدان" ابوالفداء شامی قرار دارند كه به عقیده پاره ای از اهل تحقیق، اروپا در تمام قرون وسطی اثری كه آنرا بتوان با كتاب ابوالفداء مقایسه كرد بوجود نیارود".

-              در قرن هشتم كتاب "نخبـه الدهرفی عجائب البر و البحر" و سفرنامه ابن بطوطه، شایان توجه است.

-              "ابن بطوطه در طول 24 سال، آفریقای شمالی، فلسطین، عراق، ایران، روسیه، قسطنطنیه تا، بخارا، خراسان، هند، سیلان، سوماترا و جاوه را سیر كرد و به پكن رسید، سپس تا اندلس سیر كرده و به اروپا راه یافت".

-              "از قرن هشتم به بعد، گرچه در گوشه و كنار اراضی پهناور اسلامی، كتاب هایی در زمینه جغرافیا و دریا نوردی توسط دانشمندان اسلامی مانند عبدالرزاق سمرقندی، حسن بن محمد الوزان الزیات، مولف كتاب "وصف آفریقیه" عیلامی مولف كتاب "آئین اكبری"، امین احمد رازی مولف كتاب "هفت اقلیم" محمد عاشق مولف كتاب "مناظرالعوالم" حاجی خلیفه مولف دائرةالمعارف جغرافیائی، ابن ماجد مولف كتاب "الفوائد فی اصول علم البحروالقواعد" و سید علی دریا سالار عثمانی مولف كتاب "محیط" نوشته شده است.  

-       كوتاه سخن اینكه:

1 - مسلمین در جغرافیا و جهانگردی مناطقی را كشف و با آن روابط برقرار كردند  كه غربیها از آن بی خبر و یا با آن بی ارتباط بودند مانند: روسیه، چین، ژاپن، هند و...

2- مطالعات و تالیفات جهان گردان مسلمان راهنمای كشف امریكا بوده است، چنانكه "كریستف كلمب"  از جمله كاشفین آمریكا در نامه مورخ اكتبر 1498 م خویش كه از هائیتی می نگارد از "ابن رشید" دانشمند مسلمان یاد می كند و او را از كسانی می شمارد كه با نظریه وجود دنیای جدید، او را در كشف امریكا مساعدت نموده است.

3- بكار بردن قطب نما در كشتی، اظهار نظر درباره كرویت زمین، ترسیم صور و اشكال اقالیم و دریاها و اقیانوسها و همچنین پیدا شدن سكه های رایج مسلمین در نواحی مختلف روسیه، فنلاند، سوئد، نروژ، بریتانیا و آیسلند، و رواج پاره ای واژه های اسلامی در اروپا از پیشرفت جغرافیائی و بازرگانی مسلمین حكایت می كند.

ج- هـ- كریمرز استاد دانشگاه لیدن كه مطالعات ارزنده ای در باره جغرافیا و بازرگانی در اسلام دارد، در این باره می نویسد:

"اروپا باید مسلمین را در علم جغرافیا، اكتشافات و بازرگانی، اجداد فرهنگی خود شمارد، نفوذی كه اسلام در تمدن كنونی ما در قسمتهای مذكوره داشته از روی اصطلاحات و واژه هائی كه از اصل عربی است و امروز در كار بازرگانی و كشتی رانی بكار می رود معلوم می گردد و حدود این نفوذ تنها با مطالعه تاریخ شرقی سر زمین هائی كه در باره آنها معرفت جغرافیائی داریم، مكشوف می شود"

 

-              لازم است تذكر دهم كه جغرافیادانان اسلامی منحصر به آنهائیكه نامشان را ذكر كردم نیستند، دانشمندان زیادی از قبیل سیرافی، ابن سعید، ابن فاطمه، همدانی، كاتب بغدادی، ابن حائك، ابودلف، بكری، جیهانی، غردیزی و .. بوده اند و در این زمینه تحقیقاتی كرده، كتبی تالیف كرده اند كه بخاطر اختصار از ذكر نام و شرح فعالیتهایشان خود داری می شود.

-              آنچه موجب جمع آوری این همه اطلاعات مختلف در زمینه مسائل  جغرافیائی می شد- بر خلاف تردیدی كه بعضی محققان درین باب اظهار كرده اند- بی شك تا حدی نیز حس كنجكاوی مسلمین بوده است و علاقه شان به تحقیق در احوال بلاد و اقوام مختلف. در واقع جغرافیای انسانی از مسائلی است كه مسلمین به آن علاقه خاص نشان می داده اند و آثار مسعودی و بیرونی مخصوصاً گواه این دعویست.

-              گوستاولوبون  جغرافیا دان انگلیسی در زمینه نقش اعراب در جغرافیا چنین می نویسد:

-              "مسافرتهائی كه اعراب كردند و هم چنین اطلاعاتی كه در علم هیئت داشتند، چنانكه مذكور داشتیم این هر دو، سبب شد كه در علم جغرافیا نیز پیشرفتهای قابل توجهی بكنند، اینها روی نبوغ ذاتی كه داشتند با اینكه در ابتداء در علم جغرافیا نیز (مانند سایر علوم) شاگردان علمای یونان و بخصوص بطلمیوس بودند، ولی طولی نكشید كه از استادان خود جلو افتادند.

-              برای اینكه سبقت اعراب را در این علم بر دیگران بفهمیم كافی است یك مقایسه میان جاهائی كه یونانیان عرض آنرا تعیین كرده اند و جاهائی را كه اعراب تعیین كرده اند بنمائیم، زیرا جاهائی كه عرض آنرا مسلمین تعیین كرده اند و اگردر مواردی اشتباه شده، عدم دقت آن از چند دقیقه زیادتر نمی شود ولی اشتباه یونانیان و دیگران از چندین درجه هم تجاوز می كند و این در حالی است كه تا پیش از مسلمانان، مقیاسی برای شناختن وقت در كار نبوده و تقویم صحیحی برای گردش ماه وجود نداشته است. حال آنكه اشتباهات یونانیان در مقدار تعیین طول گاهی بسیار زیاد بوده، مانند اینكه بطلمیوس در حساب طول طنجه که در کنار بحیره مدیترانه موقعیت دارد  كه از اسكندریه حساب كرده و آنجا را مبدا قرار داده است حدود 18 درجه اشتباه كرده، یعنی بجای اینكه 35 درجه و 41 دقیقه تعیین كند، 53 درجه و 30 دقیقه ذكر كرده است. و هم چنین بطلمیوس در تقویمهای خود طول محور دریای مدیترانه را كه ازطنجه تا طرابلس شام امتداد دارد نوزده درجه بیش از حد واقعی ذكر كرده كه تقریباً چهار صد فرسنگ می شود در صورتیكه اشتباه اعراب در این مورد كمتر از یك درجه است.

 

-              كتاب هایی كه در علم جغرافیا از اعراب بدست جهانیان رسیده بی نهایت مهم و معتبر است، و برخی از آنها قرنهای زیادی اساس تدریس این علم در اروپا بوده است. معرفی  نمودن جغرافیا دانان عرب و تالیفات ایشان محتاج به یك شرح زیاد و بیانی طولانی است، زیرا تنها ابوالفداء اسامی شصت تن از جغرافی دانان قبل از خود را ذكر كرده، و اگر تعصبات اروپائیان بر علیه اسلام در كار نبود برای ما مشكل بود كه بفهمیم از چه رو برخی از دانشمندان جغرافی دان اروپا مانند "مسیو" و" یویان دوسان مارتن" منكر فضیلت مسلمین در این علم گشته اند، و در هر حال آثار مهمه ای كه از اعراب باقی مانده است برای اثبات ارزش آنها كافی است، زیرا مسلمانان بودند كه موفق بكشف معلومات بسیار مهم نجومی و فضائی شده و همان شالوده برای تنظیم نقشه های جغرافیائی گشت، و اشتباهات بزرگ یونانیان و هندیان را در تعیین جاها تصحیح نمودند، و همینها بودند كه با مسافرتها و انتشار سفرنامه ها از وجود سرزمینهائی خبر دادند كه اروپائیان گذشته از اینكه بدانجاها نرفته بودند در وجود چنین جاهائی مردود و مشكوك بوده اند، و همانها بودند كه تالیفاتی كه در علم جغرافیا نمودند جانشین كتاب های قدماء گشت و ملتهای غربی قرنهای زیادی آنها را اساس درس و بحث خود قرار داده بودند.

جغرافیا به عنوان یک زمینه یادگیری در دنیای غرب از یونان باستان شروع شده است:

-               این گفته به معنی آن نیست که مطالعه زمین به عنوان خانه انسان کنجکاوی او را در خارج از یونان سبب نگردیده است در سرزمین های مختلف کار های جغرافیایی زیادی انجام شده است، که با خواندن بسیاری از مکتوبات تاریخی و جغرافیایی اروپاییان می توان با بسیاری از آنها آشنا شد از جمله اینکه توجه زیادی به مطالعه جغرافیا در چین باستان شده است و کاشفان چینی برای کشف اروپا بیش از آنچه که اروپاییان برای رسیدن به شرق دور انجام دادندکار کرده بودند با این حال تحقیقات چینی ها بخش مهمی از جریان فکری غرب را تشکیل داده است یونانیان مانند همه مردم امانت ستانان بزرگی بودند و بیشتر چیز هایی را در اصل از تمدن های خیلی قدیمی تر از جمله : مصری ها ، سومریان ،بابلیان ، آشوریان ، فینیقیان که با آنها در تماس بودند، گرفتند.

استفاده از دانش یونانیان در علم جغرافیا توسط اعراب:

-              دانش‌ جغرافیایی‌ یونانیان‌ بیشتر از طریق‌ ترجمه کتاب‌ جغرافیای بطلمیوس‌ در اختیار مسلمانان‌ قرار گرفت‌. این‌ کتاب‌ در دوره خلفای‌ عباسی‌ چندین‌ بار به‌ عربی‌ ترجمه‌ شد که‌ آنچه‌ به‌جا مانده‌ ترجمه خوارزمی‌ است‌. از جمله این‌ ترجمه‌ها، ترجمه ابوالحسن‌ ثابت‌ بن‌ قرّه‌ * (متوفی‌ 288هـ) است‌ و ظاهراً ابن‌خرداذبه‌ نیز به‌ ترجمه کتاب‌ بطلمیوس‌ دسترسی‌ داشته‌ است علاوه‌ بر جغرافیای‌ بطلمیوس‌، دیگر کتابهای‌ او نیز به‌ عربی‌ ترجمه‌ شد و سرآغاز تحول‌ علمی‌ نجوم‌ و جغرافیا گردید . گرچه‌ نفوذ ایران‌ در جغرافیای‌ ناحیه‌ای‌ و توصیفی‌ و همچنین‌ در نقشه‌کشی‌ چشمگیر بود، نفوذ علمی‌ و فلسفی‌ یونان‌ در جغرافیای‌ ریاضی‌، طبیعی‌، انسانی‌ و حیاتی‌ در قالب‌ مفاهیم‌ بطلمیوسی‌، در جغرافیای‌ اسلامی‌ پایدارتر بوده‌ است‌ تا آنجا که‌ می‌توان‌ گفت‌ تا هزار سال‌ (یعنی‌ تا قرن‌ سیزدهم‌) پابرجا مانده‌ و آثار آن‌ در نوشته‌های‌ جغرافیایی‌ فارسی‌ و حتی‌ اردو که‌ در هندوستان‌ نوشته‌ شده‌، مشهود است‌. ضمن‌ آنکه‌ جغرافیدانان‌ مسلمان‌ قرون‌ بعد بار ها در باره مفاهیم‌ بطلمیوس‌ تردید کرده‌ و آنها را اصلاح‌ نموده‌اند، در عین‌ حال‌ جغرافیدانانی‌ نیز می‌کوشیدند اصول‌ جغرافیای‌ بطلمیوسی‌ را با قرآن‌ و حدیث‌ و احکام‌ اسلامی‌ تطبیق‌ دهند.

تحولات و دگرگونی های بزرک علم جغرافیا

تحولات و دگرگونی بسیار بزرگ علم جغرافیا، مربوط به زمانی است، که در جهان انجمن های جغرافیایی بعد از قرون جدیده و بخصوص در قرون معاصر تشکیل شد. و جغرافیا دانان سعی کردند که اطلاعات همه جانبه یی از مکانهای مختلف دنیا بدست آورند.

انجمن جغرافیایی انگلستان مقدمات خویشرا در سال 1826م در یک کلوب نهار خوری فراهم آورد، که در این ضیافت کوچک، گوشت گاوزن از لاپلند « از نواحی کشور فلند» گوشت خوک نمک زده از مکزیک و نان گندم از ساحل فلیپین تهیه شده بود. این غذا ها همه به وسیله کاشفین و مردانی که مدت ها دور از وطن بسر برده بودند به لندن حمل شده بود.

در 16 جولای 1830م انجمن جغرافیایی انگلستان فعالیت رسمی خود را آغاز کرد و هدف از تاسیس این انجمن را به شرح زیر مطالعه مینماییم.

1-  همکاری به نشر مطالب مربوط به اکتشافات جغرافیایی توسط دیگران.

2- کمک و همراهی با جهانگردان و کاشفین از جانب مردم.

3- ایجاد رابطه با جغرافیا دانان و انجمن های جغرافیای کشور های جهان.

 انجمن مزبور دارای مجله وزین و معتبر نیز بود که در هر سه ماه یکبار به چاپ میرسید.

همانا در عصر ما با همه پیشرفتهای علوم، جغرافیا را عده ی از داشمندان درست بکار نبرده اند زیرا عده از آنها از جمله علوم طبیعی و عده ی دیگری از جمله علوم بشری محسوب میکنند. ولی به همه بهتر معلوم است که جغرافیا از هر دو بخش متاثیر میباشد. چون جغرافیا مانند دیگر علوم از یک عده علوم دیگر کمک میخواهد و کمک میرساند.

بعضی از دانشمندان به تقسیم بندی جغرافیا و مطالعه شاخه های مستقل آن ارزش زیادی قایل اند در مقابل عده ی نیز شناخت نواحی مختلف سیاره زمین را در یک سازمان واحد و قالب معیین که دارای نظام ترکیبی مشخصی از عوامل طبیعی، حیوانی، گیاهی، و پایگاه های فرهنگی است لازم و معتبر می شناسند و اضافه میکنند که در یک مکان جغرافیایی هر گونه تغییر دگرگونی در هر یک از عوامل مذکور تغییرات کیفی بی سابقه یی در عوامل دیگر آن به همراه دارد. از اینرو معتقد اند که بهتر است در مطالعه مسایل جغرافیایی، صرف نظر از تقسیمات این علم، حالت ترکیبی و بهم پیوستگی پدیده های هر مکان به صورت مطالعه یک ناحیه در نظر گرفته شود و اعتبار خاصی یابد.

هم اکنون در جامعه ی علمی امریکایی تاکید همه جانبه بر مسایل جغرافیایی انسانی است. این بدان معنی نیست، که جغرافیای طبیعی به کلی فراموش شده است. بلکه نظر اغلب دانشمندان امریکایی بر این اصل استوار است که، مباحث جغرافیای طبیعی تنها به عنوان اساس کار و بستر مطمئن ارتباطی در مطالعات جغرافیایی بکار گرفته شود. ولی در مقابل مکتب جغرافیای طبیعی بنابر تاکید محققان به اساس ویژه گی های فرهنگی انسان، در مطالعات جغرافیایی به عنوان مکتب « انسان گرا » نام برد.

بطور کلی تقسیم جغرافیا به شاخه های اصلی و فرعی و تخصص یابی در هر یک از آنها به مفهوم سازنده و زاینده این دانش کهن می افزاید و آن را بیش از پیش به خاطر بهزیستی انسانها به خدمت میگیرد. با توجه به رشته های تخصصی در علم جغرافیا و نیاز های جامعه های انسانی به آنها، روز به روز جذب متخصصین، کارشناسان و تحصیل کرده های جغرافیا در سطوح مختلف اشتغال آن بالا میرود. چون امروز بسیاری از خلاء ها و معلومات های انسانی را میتوان با داشتن تحصیل کرده ها و جغرافیه دانان پُر نمود. و بسیار نواحی نا شناخته جهان را که تا به حال شناخته نشده است شناخت مانند اعماق ابحار و دور ترین نقطه قطبین.

مفهوم فرهنگ در جغرافیا

سابقه ی بر رسیهای فرهنگی در علم جغرافیا:

تا سالهای اخیر، یعنی قرون معاصر ارزیابی میدان عمل و توانایی عوامل فرهنگی در ساخت محیط های جغرافیایی تقریباً فراموش شده بود. زیرا جغرافیا گرایان و  محققین اوایل قرن بیستم به اساس پذیرش عوامل محیط طبیعی به عنوان عامل قاطع و تعیین کننده، سهم ویژه گیهای فرهنگ انسانی را در مطالعات جغرافیایی به شدت محدود و مقید ساخته بودند.

در قرن گذشته برای اولین بار یکی از پیشگامان جغرافیای جدید یعنی الکساندر فن همبلت به هنگام مطالعه در امریکای لاتین در زمینه اشکال نا همواریها، آب و هوا و پوشش گیاهی، به اختلافات فرهنگی نواحی تحت مطالعه خویش نیز توجه کرد و آنها را از نظر گاه جغرافیایی بر رسی نمود.

دومین جغرافیا دان معروف که به تعیین ارزشهای فرهنگ انسانی در مطالعات جغرافیایی اقدام کرد کارل ریتر بود. البته این دانشمند با درک مفاهیم فرهنگ انسانی، به مطالعه تکامل تاریخی فرهنگهای نواحی مختلف دنیا پرداخته و طرز تفکر ویژه خویش را بدینسان توجیه و یا بیان کرده است:

 « خداوند سیاره زمین را به عنوان یک مکتب جهت انسان خلق کرده است تا انسان بتواند از وحشی گری و بیابان گردی به عالی ترین مدارج تکامل فکری خویش برسد.»

موقعیکه عقاید مکتب داروینسم در « انطباق با محیط طبیعی » به شدت در جوامع علمی نفوذ کرد و تقریباً نظر همه دانشمندان را به خود جلب نمود، جغرافیا دانانی را سراغ است که با این نوع افکار،  نظر موافق نداشتند. به گونه مثال مانند ویدال دو لابلاش:

« وی عقاید و طرز تفکر خویشرا چنین بیان میکرد:  زمین رفتار و فعالیت های انسانی را دیکته نمی کند بلکه میتواند تنها امکاناتی را فراهم سازد که جوامع انسانی آنرا اختیار و انتخاب کنند. »

برخورد ها و تماس های فرهنگی نواحی مختلف جوامع انسانی همواره منشاء و پایه گذار تحولات تازه یی در محیط های جغرافیایی به میان آورده است. در تایید این مطلب میتوان گفت که فرهنگ تکامل یافته ی کشور های غربی زمینه های جدیدی در جوامع فرهنگی ملل شرق بنیان نهاده و آنها را از طرز تفکر خاص و مقید در قالب های کهن خود بیرون آورده است و چه بسا تحرک و زاینده گی ویژه یی نیز به آنها بخشیده است. قبل از ورود و اخذ فرهنگ غربی، عوامل فرهنگ ملل شرق به طبیعت و محیط مسکونی خویش به عنوان عامل غیر قابل کنترول که همه امکانات مادی انسانی را زیر نفوذ دارد. می نگریستند. مساعدتها و یا عدم مساعدتهای منابع طبیعی را موجب ترقی و تکامل و یا سقوط عقب مانده گی خود بشمار می آردند. و آگاهی نداشتند که مساعدتها به اساس تخصص های انسانی بدست می آید. چنانچه پنجاه و یک سال قبل از ا مروز یورانیوم و توریوم ارزش چندانی نداشتند ولی امروزه بر اثر تکامل فرهنگ های جوامع بشری پیشرفت نمود. همچنان نقش آنها در بخش های انرژی های هسته یی به چنان اعتباری رسیده است که انسان مشتاقانه و حریصانه به جستجو و کشف منابع تازه ی آنها میشتابد.

کشتی رانی، اسکی و ورزشهای آبی همه زمینه های مساعدی در نواحی کوهستانی و آبی خلق کرده است. و نقش های تازه یی  به محیط های جغرافیایی می بخشد.

نتیجه میگیریم که نوع و شکل زنده گی انسان در قالب امکانات فرهنگی آن خلاصه میشود. و محیط های جغرافیایی شکل پذیری  و نقش یابی خویشرا از فرهنگ انسانی طلب میکنند.

نقش فرهنگی :

مطالعه فرهنگی هر ناحیه بهترین وسیله شناخت و ارزیابی محیط های جغرافیایی، همچنان تعیین نوع اختلاف میان گروه های انسانی است.  زیرا هر ناحیه فرهنگی میتواند ما را با عوامل و ترکیبات جغرافیایی زیر آشنا سازد:

1-                         کشف و درک مسایل و امکانات گذشته انسان، انتخاب و تصرف فعلی او از  محیط های مسکونی وخصیصه های  فرهنگی آن باعث موفقیت او گردیده است.

2-                          تماس انسان، با فرهنگ های نواحی مختلف زمینه های تازه ای در آفرینش نقشهای جدید فراهم میکند.

3-                         در زمان ما پیشرفت  های انسانی و نقش یابی نواحی جغرافیایی ناشی از تکامل عوامل فرهنگی است، نه شرایط و عوامل محیط طبیعی که گروه های انسانی را احاطه کرده اند.

در مطالعه فرهنگهای ناحیه یی و محلی همواره با دو سوال زیر مواجه میشویم:

الف: انسان در رابطه با محیط طبیعی خود به چه اقداماتی دست زده است؟

ب: با روبرو شدن و دگرگونی عوامل فرهنگی، احساس و ادارک انسان از میحط های طبیعی به چه نسبتی تغییر میکند و انسان در سازنده گی محیط مسکونی خویش چه نقشهای تازه یی به عهده میگیرد؟

همچنان تنها مشکل  جغرافیا دانان و پژوهشگران در تعیین مرز های نواحی دنیا بر مبنای نقش فرهنگی آنها این است که معیار ها و املاکهای فرهنگی، نواحی جغرافیایی  همساز و همانند نمی باشند.  

شناخت ارزشهای فرهنگی:

مطالعه و شناسایی یک ناحیه فرهنگی بسیار پیچیده است. زیرا همه ارزشهای جغرافیایی با پیوستگی خاصی در بطن فرهنگ ناحیه یی نهفته است. زیرا برای شناخت ناحیه فرهنگی، مذهب، زبان، سنتها، نژاد ها، شکل و نوع بهره برداری از زمین. سیاست و اقتصاد ناحیه یی به پیچیده گی موضوع کمک میکند.

اولین موضوع مورد  مطالعه در یک ناحیه فرهنگی بر رسی و شناخت چهره های است که به واحد های جغرافیایی کلیت، اصلیت و امتیاز بخشیده است در این باره طرح سوالات، سنجش و ارزیابی آنها به شرح زیر، لازم بنظر میرسد:

1-  ارزشهای مشترک مردم هر ناحیه  فرهنگی کدام است؟

2-  عمل کرد ارزشهای فرهنگی در رابطه با عوامل محیط طبیعی چگونه است و چشم انداز های فرهنگی تا چه حدودی از عوامل محیط طبیعی پیروی میکند؟

3-  چرا و چگونه ارزشهای فرهنگی ناحیه یی دگرگون میشوند؟

4-  عوارض طبیعی چگونه میتوانند وحدت ناحیه فرهنگی را بر هم زنند و از ارزشهای آن بکاهند؟

5- اثرات و عکس العملهای ارزشهای فرهنگی یک ناحیه در تماس و برخورد با سایر نواحی فرهنگی چه نتایجی میتواند در محیط های جغرافیایی بوجود آورد؟

چهره های فرهنگی در مطالعات جغرافیایی

اگر سوال یعنی « زمین چه اثراتی در ا نسان دارد؟» کنار گذاشته شود و به جای آن پرسش شود یعنی « انسان چگونه سطوح و عوامل مختلف سیاره زمین را دگرگون میسازد و آن را با نفع خود به خدمت میگیرد؟» مطرح گردد به درک مفاهیم فرهنگ در مطالعات جغرافیایی نزدیکتر خواهیم شد.

اگر ارزشهای فرهنگی جامعه یی در سطوح تکامل یافته ای قرار گیرد چهره های فرهنگی آن نیز روشنگر امتیازات یک فرهنگ پیشرفته خواهد بود.

بطور کلی بهره وری هوشمندانه انسان از سیاره ی زمین که خانه اوست، ارزش و اعتبار فرهنگ او را بیان میدارد. و این واقعیت را باید از چهره های فرهنگی ناحیه یی شناخت.

رابطه متقابل جغرافيا و  فرهنگ انسانی

 به طور كلي شناخت رابطه متقابل جغرافيا و فرهنگ انسانی  به عنوان دو موضوع مهم و پايه در علم جغرافيا، قابل بررسي است.  كه مي‌‎توان تحت عنوان جغرافياي فرهنگي مورد مطالعه قرار داد. جغرافياي فرهنگي دانشي است كه ارتباط و تعامل دو حوزه فرهنگ و جغرافيا و تأثيرات متقابل آن دو را مورد پژوهش و بررسي قرار مي‌‎دهد. بنابر اين روابط و مناسبات متقابل محيط و فرهنگ گروه‌‌هاي انساني از مباحث جغرافياي فرهنگي است. گر چه تا كنون به دليل گسترده گي و تنوع موضوعات فرهنگي تعريف واحدي از جغرافياي فرهنگي ارائه نشده است؛ ليكن در اين شاخه از جغرافيا «تفاوت‌ها و تشابهات عناصر فرهنگي گروه ‌هاي انساني در ابعاد واقعی و مكاني،‌ مطالعه و بررسي تغييرات واقعی گروه ‌هاي فرهنگي، شكل‌گيري الگوهاي واقعی فرهنگ توسط عملكرد هاي جامعه‌ انساني، تجزيه و تحليل و برآن تأكيد مي‌‌شود.»

بر اين اساس چگونگي شناخت اختلافات فرهنگي در مكانهاي مختلف، تغييرات واقعی و مكاني فرهنگ، شناخت و تقسيم ‌بندي مناطق جهان بر اساس فرهنگ و پديده‌ هاي فرهنگي از سؤالات اساسي مربوط به جغرافياي فرهنگي است.

جغرافياي فرهنگي و مردم شناسی بالاثر  فرهنگ :

 همانطوري كه جغرافياي گياهي با توزيع و پراكندگي گونه هاي گياهي و جغرافياي اقتصادي با توليد و توزيع كالاها و خدمات در ارتباط‌اند، جغرافياي فرهنگي در معناي وسيع‌تر با هر بخشي از فرهنگ انسان سر و كار دارد. جغرافياي فرهنگي كه در اين بخش به صورت محدود به آن پرداخته مي‌‌شود با عناوين فرهنگي خاصي مشخص مي‌‌گردد، كه به آن مي‌‌پردازد. اگرچه رشته وحدت‌بخش آن، روش بكارگيري نظريه مردم شناسي فرهنگي براي معنا بخشيدن به ارزش جغرافياي فرهنگي است.

رده يابي و ريشه‎يابي- فرهنگ- در زمان مي‌‌تواند به شناخت فرهنگ‌ها كمك كند و خصيصه ‌هاي فرهنگي انسانها كه شايد حضورشان راضي‌كننده به نظر نرسد، از طريق كاركردشان، در طول زمان از قدیم تا به حال  در برآوردن اهداف واضح توضيح داده مي‌‎شوند، نياز به جستجوي عميق در منشاء و ماهيت، موضوع جغرافياي فرهنگي را ويژگي خاصي بخشيده است. و در اثر شناخت فعالیت های گونه گون و تحولات چشمگیر در سطوح اجتماع توسط انسانها، فرهنگ انسانی بخوبی شناخته میشود. اما در تماماً نواحی جهان این همه تحولات یکسان نیستند، و به طور کل شناسایی آنها برای بشر یک امر جدی و واجب است. که در نتیجه به عالیترین مدارج ترقی و دست آورد های علمی – فرهنگی نایل می آید و زمینه رشد و ترقی را برای نسل های بعدی خویش مساعد میسازد.

محتوا و قلمرو جغرافياي فرهنگي

بسياري از مطالعات در جغرافياي فرهنگي شامل يك يا چند مورد از موضوعات زير است:

رشد و افزايش بهره ‎برداري انسان از زيست‌گاه (زمین). مطالعه استفاده انسان از محيط زيست‎اش، عناويني چون به‌كارگيري ابتدايي ابزارها و وسايل، اهلي‌كردن حيوانات و بهره ‌برداري از گياهان و اقتصاد هاي (نحوه مصارف) گوناگون توليدات غذايي را در برمي‎گيرد. توسعه و پيشرفت انساني و اختراع انساني هر دو ابعاد جغرافيايي دارند كه از وقايع خاصي كه در مكان‌ هاي خاص اتفاق مي‌‌افتد تشكيل شده‎اند.

علاقه جغرافي‌دانان فرهنگي به گذشته، با پيدايش انسان آغاز مي‌‌شود و با استفاده و بكارگيري از تجهيزات فرهنگي نوين به جستجو و كاوش خويش در محيط ‌هاي جديد ادامه مي‌‌یابد.

تاريخ، جغرافياي فزيكي(طبيعي)، باستان‌شناسي و مشاهدات منطقه‌اي مواد اولية جديدي را براي تحقيق در اين زمينه فراهم مي‌‌كنند. باستان‌شناسي و تاريخ دانان كه هر كدام ساحه ی خاص اطلاعاتي خود را دارند در صورتیکه معلومات خویشرا از دیگر علوم تکمیل نکنند  به صورت منابع و اسناد ناقصي باقي خواهند ماند. پس جغرافياي فرهنگي اغلب سؤالاتي را مطرح مي‌‌كند كه به ندرت مي‌‌توان براي آنها پاسخي ـ به درد بخور باشد .. بنابر اين بسياري از فصول اوليه رشد بشريت نهايتاً نظريه‌پردازي‌هايي بيش نيستند كه ممكن است غيرقابل اثبات باقي بمانند. مانند حادثه کاسموگونی ( سلسله تشکیل عالم» و سلسله تشکیل مراحل اولی زمین)

تغييرات فزيكي كه در سطح زمين توسط انسان ايجاد مي‌‌شود. پيشرفت مادي انسان اثراتي را روي زميني كه در آن فعاليت مي‌‌كند، بر جاي مي‌‌گذارد. اين تغييرات فزيكي، نتيجه و محصول  انسان در استفاده از زمين است. زراعت و برداشت بيش از توان زمين موجب فرسايش خاك مي‌‌شود؛ و همچنان نگهداري و چراي حيوان روي زمين و سوزاندن(پس از برداشت محصول) منجر به غني‌سازي خاك در نزديكي زيست‌گاه انسان و تغييرات گياهي مي‌‎شود بناءً  فعاليت‌هاي انسان و طبيعت از چنان بُعد زماني و بهم پيوستگي برخوردارند كه جدا شدني نيستند.

سیر علم جغرافیا در پرتو ارتباط انسان و نوع خاک

همانطوریکه در درس های گذشته در مورد سیر و تکامل علم جغرافیه مطالعه نمودیم، که انسان و نوع خاک رابطه از هم نا گسستنی دارند، و حتی در تعریف علم جغرافیه خواندیم که انسان و خاک با هم رابطه دارند. و علم جغرافیه را نمی توان از این دو پدیده، دور مطالعه نماییم.

بدین منظور انسان بالای زمین فعالیت مینماید، و از منابع سودمند و وافر آن به نفع خود استفاده میکند. و انسان غذای مورد نیاز خود را از گیاهان و نباتات بدست می آورد. اصلاً خاک امکانات بسیار زیادی را جهت استفاده انسان فراهم آورده است. قرار معلوم بیش از 80%  مواد اولیه،  کل تولیدات سالانه  در دنیا به وسیله خاکها بدست می آیند.

خاک سه رکن اساسی مانند کشاورزی، مالداری و بهره برداری از جنگلات را با کمک جغرافیای اقتصادی به خدمت انسانها قرار داده است.

از نظر اکالوژیکی یعنی محیط زیست میتوان گفت که 80 فیصد انسان ها به سوی خاک کشیده شده اند و دور از خاک زیست نموده نمی توانند. در این صورت کشاورزی و مالداری رکن اساسی و بنیادی زنده گانی انسانها را تشکیل میدهد و نمی توان دور از آنها زیست نمود. و یا استفاده کرد.

قسمکه کشور های رو به پیشرفت و صنعتی را خوب میدانیم که از خاک به نفع خود استفاده کرده اند. مثلاً از معادن و مزارع تا حد نهایی استفاده کردند، و تماک مکان های نا شناخته را، شناختند.

بناءً این همه دست آورد های انسانها را در فوق مطالعه نمودیم که با ارتباط خاک نایل به آنها آمدند. آیا از علم جغرافیا یعنی علم زمین استفاده نمی کردند؟ به این رشد و سعادت دنیایی میرسیدند؟

اما کشور های صنعتی فعلاً کمتر از خاک استفاده میکنند، چون آنها بالای ماشین و آلات فلزی کار میکنند و احتیاجات خود را از این طریق مرفوع میسازند. ولی با آنهم از خاک جدا بوده نمی توانند. اما طرز معیشت آنها زیاد تر کار خانه یی میباشد، یعنی بدین معنی 5فیصد کار بالای خاک صورت میگیرد و 95 فیصد کار بالای ماشین صورت میگیرد.

در مطالعه خاکها به واسطه علم جغرافیه فهمیده شد که سه مساله مهم وجود دارد:

1-  انتخاب اولیه خاک توسط انسانها.

2-  نوع بهر برداری از خاک توسط انسانها در طول تاریخ به تدریج.

3-  نگهداری و حفظ آن توسط انسانها.

انتخاب نوع خاک برای محصول ویژه در عین حال که از نظر سطح تولید مهم بنظر میرسد خود به تخصص و آزمایش نیازمند است. از طرفی انسان بالای خاک تخریب کاری زیادی را مرتکب میشود، مثلاً شهر ها و آبادی ها در اثر یورش امپراطوران قهار به شدت متضرر شده و  بخصوص در جنگ های جهانی و امثال آنها را میوان  مثال داد.

در اخیر باید گفت غوغای برزگ انسانی را در همه نواحی جهان خاک های حاصلخیز سبب شده اند، چرا که انسان ها در آن نواحی جهان مسکن گزیده اند که دارای خاک های حاصلخیز باشد، چون انسان فطرتاً از بدو خلقت در کنار دریا ها و بحیره ها به خصوص بعد از طلوع تمدن  میتوان دریا های بین النهرین، ماوراءلنهر، نیل، دریای زرد، دریای سند وغیره را نام برد، انسانها با استفاده از خاک و آب قابل استفاده ی آنها قادر به آن شدند که گهواره های تمدن را ایجاد نمایند.

با وجود آن انسانها به کمک علم جغرافیه به این موفقیت های مزیدی و بهزیستی نایل آمده اند، طوریکه علم جغرافیه در روند پیشرفت ، ترقی و آسایش زنده گی انسانها مستقیماً کمک نموده، و زمینه شناسایی انسان را با زمین فراهم آورده است.

انسان و وسعت خاک بالاثر علم جغرافیا

حقیقت مسلم است که جغرافیا بعد از گذشت زمان انسان را چنان قادر ساخت که ذره ذره از خاک به نفع خود استفاده کند. و به مرور زمان از یک ناحیه کوچک و محدود تماماً نواحی نا شناخته را تسخیر کند. چرا که انسان های اولیه تنها یک محیط مسکونی خویشرا می شناختند. و مفهوم وسعت ناحیه زیست خیلی محدود بود ولی انسان متفکر را خداوند فطرتاً وادار کرده بود که در روی کره زمین خلیفه باشد. و با گذشت زمان فرهنگ خود را تکامل بدهد و وابستگی فرهنگ خود را با دیگر نواحی بر قرار سازد.

همه ملت های بزرگ جهان در ابتداء تشکیل جامعه ی خود در زمینهای کم وسعت اقدام به فعالیت ورزیده بودند.  مثلاً مرکز فرهنگی مردم چین در یک  ناحیه کوچک دریای زرد بنام تمدن باستان چین امروز مسماست، تشکیل شده بود. چون واحد های کم وسعت از نظر اقتصادی و منابع طبیعی کمتر مورد بهره برداری قرار میگیرند، طوریکه  امروز به بیش از یک میلیارد نفر در کشور چین زیست مینمایند، و در مرور زمان از فرهنگ مترقی تری برخوردار هستند. اما وقتیکه پراگنده گی نفوس را در دیگر نواحی کشور چین مشاهده میکنیم. این مساله به خودی خود به میان نیامده است، زیرا انسان های آن ناحیه را چگونه میتوان فهمید که از کنار دریا به دور رفتند، یعنی به همواریها و خشکه ها رو آوردند، مکان های زیست، مانند شهر ها ، قصبات، اماکن مقدسه و امثال آنها ساختند، این سوال را میتوان این چنین جواب ارائه کرد: وقتیکه انسان ها به زمین شناسی یعنی به علم جغرافیه نسبت به اول علاقه مندی زیاد پیدا کردند و به تسخیر کره زمین نیز پرداختند، و بدین گونه چینایی ها در کشور پهناور شان پراگنده شدند. به زنده گی پیشرفته و شهری نایل آمدند.  و از امکانات زیستی برخوردار شدند. این همه را علم جغرافیه سبب گردیده است. از جانب دیگر چینایی ها را نیز واضیح علم جغرافیه میدانند.

طوریکه برای همه بهتر معلوم است که انسان از بدو خلقت، از یک ناحیه کوچک زنده گی خود را شروع نموده است. و به مرور زمان به نواحی دیگر زمین دسترسی یافته، اما روند پیشرفت و پراگنده گی انسانها را بعد از قرون وسطی و شروع قرون جدیده به خصوص بعد از دوره رنسان متوجه شویم، در می یابیم که دیگر هیچ یک از ناحیه کره زمین  بدون سکنه مانده باشد، کمتر خواهیم درفت. و حتی ناحیه های چندان قابل استفاده نیستند مانند جزیره ها، نیز بدون تصرفت باقی نمانده اند. لیکن پیگیری از علوم و بخصوص علم جغرافیه انسان را به چنین موفقیت قادر ساخت. اما قابل ذکر است که امروزه دولتهای اشغالگر و امپراطور را مشاهده مینماییم بعد از قرون معاصر به خاک های دیگران یورش برده  و حتی به متصرفات همدیگر تجاوز  مینمایند. که این نقشه ها را جغرافیای سیاسی و بشری برای آنها سهولت بخشیده است.

همانا در فوق تذکر داده شد که در عصر ما وسعت خاک با قدرتهای نظامی و سیاسی رابطه مستقیم دارد، مانند قدرتهای سیاسی روسیه وقت و حال قدرت های غربی را میتوان به طور نمونه مثال یاد آورد شد. مثلاً در غرب کشور آلمان و انگلستان قبل از شروع جنگ جهانی اول از ناحیه چندان بزرگی قاره یی بر خوردار نبودند اما بعد از ختم جنگ های جهانی، بخصوص کشور انگلستان متصرفات خود را چنان وسعت داد، که حتی به یک مقوله ی مشهور تبدیل شده بود، گویا در خاک انگلیس آفتاب غروب نمی کند، این بدین معنی بود، یعنی در هر ناحیه که زاویه تابش آفتاب برابر می آمد چه در نیم کره غربی و چه در نیم کره شرقی، آن خاک ها مربوط انگلستان بود، یعنی از جمله متصرفات آن بود.

انسان و دشتها

مفهوم دشت در جغرافیا:

قبل از اینکه در مورد مفهوم دشت در جغرافیا معلومات داده شود، لازم دانسته میشود که بدانیم یعنی انسان چگونه به دشت ها روی آورد. به همه بهتر معلوم است که انسان در اوایل زنده گی خویش، زنده گی را در جنگلات آغاز کرد، و در مرور زمان به کوه ها و مغاره  ها روی آورد و پس دو باره به همواری های روی زمین روی آورد، حال در مورد روی آوردن انسان از جنگلات به کوهها و همواری ها برای ما سوالات خیلی زیاد پیدا میگردد. پس دانشمندان را در مورد این سوالات   این چنین عقیده است :

« پدیده ی انسان را وقتیکه خداوند « ج » به حیث بهترین مخلوقات و دارای عقل، شعور و منطق خلق نمود، و انسانها در مرور زمان دانیستند که چگونه از منابع طبیعی به نفع خود استفاده کنند، اینکه از جنگلات به کوه ها تغییر مکان نمودند، بیانگر  اینست که انسانها از نگاه محل زیست نسبت به جنگلات جای امن را برگزیدند، و به مرور زمان با بدست آوردن معلومات از منابع طبیعی مانند معادن، استفاده از خاکها، برای مواشی، به ویژه کشاورزی وغیره شرایط زنده گی را در همواری های زمین جویای احوال شدند. و کم کم از مغاره ها نیز رو به همواری ها نمودند و ابتداء در پهلوی آبها و بعد ها با بدست آوردن امکانات به مناطق همواری زمین مسکن گزین شدند. و این همه دست آورد ها را انسانها از طریق علم جغرافیا به یک مدتی به طور نا محسوس و از یک مدت دیگر به بعد به طور محسوس بدست آورده است. »

حال در مورد مفهوم دشت در جغرافیا: معلومات ارائه میکنیم، دشتها در نتیجه عوامل فرسایشی  یعنی ائتکالات و انباشته شدن لایه های رسوبی بر روی هم ایجاد میشوند. به طور مثال: دشتهای رسوبی شمال کشور چین را میتوان یاد آور شد، که در اثر رود خانه دریای زرد به وجود آمده است، چونکه سالانه با جابجایی 2.5 میلیارد تن گِل و لای دشت های پهناوری را در دو طرف خود بوجود آورده است.

همچنان بعضی اوقات جغرافیا دانان از موقعیت و شکل یابی دشتها، آنها را به دشتهای داخلی و دشتهای ساحلی تقسیم کرده اند، در زیر هر یک آنها را مورد مطالعه قرار میدهیم:

1- دشتهای محلی: این نوع دشتها را بنام دشت های ساحلی نیز یاد میکنند و در مسیر امواج بحر ها قرار داشته و از چهره یکنواخت و مسطح بر خوردار بوده، با دره های کم عمق و خصیصه های فرهنگی- بشری میباشند، و زمینه مناطق  زیست را در کنار ابحار مساعد نموده اند، و انسانها در مرور زمان تا به حال ملیون ها خانه و آسمان خراش ها، و همچنان مناطق کشاورزی، صنایع، راه های حمل و نقل از خشکه به ابحار  را در کنار ابحار ساخته اند، همه در روی دشتهای ساحلی ساخته شده اند. در اخیر باید گفت به این همه دست آورد های فوق انسانها با کمک علوم و علم جغرافیه نایل آمده است. در غیر آن در جنگلات تا به حال زنده گی بسر خواهد میبرد.

2- دشتهای داخلی :  نا برابری  و نا هماهنگی دشتهای داخلی جهت زیست و استفاده انسانها بیشتر از دشتهای ساحلی است. زیرا این قبیل دشتها مدتها ارتفاع بیشتری از سطح دریا داشته و رود ها با شدت و توانایی بیشتری در کاوش زمین و بستر خود ایجاد دره های عمیق گردیده اند.

بر خلاف تصور عمومی، دشتها همیشه هم سطح دریا نبوده و یا ارتفاع کمی از سطح دریا نداشته اند بعضی از آنها در ارتفاعات زیاد، پاره یی در ارتفاع کم، برخی در مجاورت دریا ها، و برخی پر باران و بسیار گرم، بعضی بسیار سرد و خشک میباشند. زیرا دشتها از منطقه بین المدارین تا منطقه سرد و قطبی کشیده شده اند، اما در بین خط استوا و خطوط سرطان و جدی کمتر دیده میشوند.

گسترش دشتها در سیاره ما در چنان مقیاس وسیعی صورت گرفته است، که نمی توان برای همه ی آنها نوع ویژه یی از آب و هوا را تعیین کرد، بلکه هر یک از این دشتها بر حسب عرض جغرافیایی، سد های کوهستانی، مجاورت با اقیانوسها، جریانات دریایی و قرار گرفتن در داخل قاره ها، سرد یا گرم، خشک یا بارانی هستند. از اینرو از نظر آب و هوا، زنده گی حیوانی و بالاخره اشغال انسانی تفاوت های چشمگیری را نشان میدهند.

دشتها در حدود 41% بخش خاکی سیاره ما را تشکیل داده اند و اکثریت جماعات انسانی یعنی 90% مردم دنیا این نوع زمینها را برای زنده گی و فعالیت های خود انتخاب کرده اند. و در روی دشتها بعد از رسیدن به عالی ترین مدارج ترقی یعنی فرهنگ، وسیع ترین مزارع حاصلخیز، متراکم ترین نواحی شهری، پر شکوه ترین کانونهای علمی- هنری، و ادبی همچنین توانا ترین مراکز حکومتی را بوجود آورده اند. به کلامی دیگر میتوان دشتها را گهواره تمدن، و بستر عالی ترین پیشترفت های زیستی انسانها خواند.

یکی از ویژه گی های دشت های هموار این است که برای حرکت انسانها و گسترش فرهنگها و مبادله کالا های تجاری هیچگونه مرز جغرافیایی نمی شناسد، بدین جهت بر خورد و تاثیر افکار و مقایسه و قبول عوامل فرهنگی تازه، مردم دشتها را با افقهای جدیدی آشنا میسازد. و آنها را بکلی جهان نگر تربیت میکند.

ولی ساکنان محلات کوهستانی فاقد این امتیازات اند، افکار و فرهنگ آنها همواره در قالبهای محدود محلی و نا تکامل یافته قرار گرفته است.

در اخیر باید گفت، انسانها در طول زنده گی خود به سه نوع دوره تاریخی خیلی بزرگ سر خورده است: اول دوره وحشت، دوم دوره  بربریت و سوم دوره مدنیت میباشد.

طوریکه در دروس قبلی معلومات داده شد که انسانها چگونه از جنگلات به مغاره ها بعداً به همواری ها روی آوردند. اما به طور خلاصه باید گفت، انسان با داشتن شعور، عقل ومنطق سه دوره فوق را با متقبل شدن هزاران مشکلات با فراز و نشیبی های آن طی و عبور نموده است. که این همه موفقیت ها با دسترسی به علوم و  علم جغرافیا از طریق انسان ناطق بدست آمده است. و شکل کره فزیکی را که خداوند توانا خلق نموده بود، امروز به اراده او به شکل فرهنگی  مبدل ساختند.

برنامه ی  درسی

سمستر       دوم  سال 1387هـ.ش.

دیپارتمنت:     تاریخ

صنفوف:    اول تاریخ و جغرافیه

مضمو ن :مبادی جغرافیه

تعداد کریدت در دیپارتمنت تاریخ :2 و در دیپارتمنت جغرافیه 3 کریدیت. در دو سمستر

ساعات درسی در هفته:3 ساعت در دیپارتمنت تاریخ و در دیپارتمنت جغرافیه 4 ساعت.

روز های کورس: مطابق تقسیم اوقات مرتبه ی اداره 

استاد مضمون :  پوهنیار فهیم « کوشا »

دفتر : دیپارتمنت تاریخ فاکولته ی علوم  اجتماعی

اوقات تماس: بعد از ختم  درس همه  روزه

 نمبر تماس :   0799621270

محدودیت های  تیلیفونی فارغ  از اوقات رسمی

ملاقات حضوری:  درختم رسمیات دروس.

 شرح مختصر:

مضمونی را که تحت عنوان مبادی جغرافیه در دیپارتمنت های تاریخ و جغرافیه  تدریس میگردد. از جمله مضامین  اساسی و بنیادی بشمار میرود، بدین منظور هر دانش  آموز دیپارتمنت  تاریخ و جغرافیه از مبادی جغرافیه  جهت بدست آوردن  اندوخته های علمی خود ضرورت دارد تا از مبادی علوم و فنون به ویژه از مبادی رشتوی با خبر باشد

بناءً هیچ علم را نمی توان بدون دانستن مبادی آن به درستی فرا گرفت. چون مضمون مبادی جغرافیه سیر و تحول علم جغرافیه را در مسیر  جغرافیای تاریخی و تاریخ بشریت با در نظر داشت علم کرونولوجی بالترتیب در قید زمان و مکان تعقیب کرده، حقیقت یابی نموده، معلومات موثق را بدسترس جهانیان قرار داده است.

در این سمستر در مورد مقدمه ، نگرشی بر سیر علم جغرافیا، ریشه، معنی و مفهوم واژه «جغرافیا»، نگرشی بر ساحه علم جغرافیا با استفاده از تعریفات آن،   قلمرو كار و تخصص‌ های گوناگون علم جغرافیا، هدف و مرام علم جغرافیه، جغرافیه منحیث علم، سیر و تکامل علم جغرافیه ( انکشاف علم جغرافیه در دوره برده گی «کلاسیک» ) انکشاف جغرافیا در دوره فیودالیزم، انکشاف علم جغرافیا در عصر زوال فیودالیزم و ظهور کپیتالیزم در قرن 16 و 17 میلادی، سیر و تکامل جغرافیه در قرون 18- 19 و 20 میلادی، تقسیمات علم جغرافیه نظریات عده ی از دانشمندان شهیر در باره جغرافیه طبیعی، نظریات دیدلی در باره جغرافیایی بشری، علم با روش های معیین بدست می آید، جغرافیا و مفاهیم جغرافیایی، جغرافیا و سیر تکوینی آن از دیگاه بعضی دانشمندان، نظریات جورج کارتر جغرافیا دان امریکایی در مورد شناخت مفهوم جغرافیا، آب و هوا و خاک مساعد برای کشاورزی کدام است؟، هدف از  ایجاد انجمن جغرافیایی انگلستان در 16 جولای 1830 میلادی، پیشرفت علم جغرافیا د عصر حاضر، ارزش دادن دانشمندان به تقسیم بندی علم جغرافیا، ، مسلمانان پیشرو در علم جغرافیا،جغرافیا به عنوان یک زمینه یادگیری در دنیای غرب از یونان باستان شروع شده است:، استفاده از دانش یونانیان در علم جغرافیا توسط اعراب:، تحولات و دگرگونی های بزرک علم جغرافیا، رابطه متقابل جغرافيا و  فرهنگ انسانی، جغرافياي فرهنگي و مردم شناسی بالاثر  فرهنگ :، محتوا و قلمرو جغرافياي فرهنگي، سیر علم جغرافیا در پرتو ارتباط انسان و نوع خاک، انسان و وسعت خاک بالاثر علم جغرافیا، مفهوم فرهنگ در جغرافیا، سابقه بر رسیهای فرهنگی در علم جغرافیا، نقش فرهنگی، شناخت ارزشهای فرهنگی چهره های فرهنگی در مطالعات جغرافیایی،انسان و نوع خاک،  انسان و وسعت خاک،  انسان و دشتها، نظر اجمالی علم جغرافیا ( از ظهورعلم جغرافیا تا به حال )، وغیره به سیستم لکچر از جانب استاد بعد از تقدیم نمودن چپتر نوتها به محصلان پروسه  تدریس صورت میگیرد.

مبنای منطقی:

ارزشمندی مطالب فوق الذکر در آن است که آنچه در فوق تذکر دادیم تا از گذشته ی جغرافیای تاریخی جهان بشریت بیخبر نباشیم. روی این اصل میتوان با آموزش از دوره های گونه گون جغرافیایی با معلومات مفید و علمی آشنایی حاصل نموده، با استفاده از مطالب علمی، رشته وی ، مبانی علوم ، سطح دانش و مهارت خویش را بالا برده، اندوخته های علمی مسلکی خویشرا طبق لایحه تحصیلی، کریکولم، مفردات ، سیستم آموزش و پرورش  و پلان درسی جهت مصدر خدمات شایان در جامعه تعقیب نماییم.

از نظر بینش قابل یاد کرد است که، محصل زمان ما با جهانبینی وسیع در پهنای گستره ی دانش از مزایای  تعلیمی – تربیتی و اخلاقی اندوخته های خویش مستفید گردیده تغییرات مثبت و دایماً فعال در طرز دید، سلوک، کردار و پندار وی رونما شود. با امیدواری و اطمینان کامل به آینده  بنگرد و گامهای متین و سازنده یرا در راه بهبود به طرف آینده بر دارد. شرکت و سهمگیری فعالانه ی محصلان شرط حتمی  بوده، عدم حضور شان در ساعات معینه ی کورس غیر حاضر معامله گردیده و تاثیرات منفی و ناگوار به امتیازات صنفی آنها به جا خواهد گذاشت.

از غیر حاضری، بی نظمی و اخلال درس  جلوگیری باید کرد. 25% غیر حاضری در کورس  محصل از چانس شمولیت در امتحان محروم میگردد.عدم توجه به نظم صنف و حاضری و فعالیتهای صنفی بالای نمرات محصل اثر منفی میگذارد.

یک کورس متشکل از سه آزمون رسمی (صنفی،وسط سمستر وفاینل یا نهایی) است.

معیار ارزیابی:  به طور رسمی آزمون سه گانه و در ضمن فعالیت های روزمره ی صنفی  اجراآت کار خانه گی، ارایه ی کنفرانس  و سمینار ها میباشد. میتوان در بخش نمره دهی چنین بخشبندی کرد: امتحان صنفی 10%، فعالیتهای صنفی و کار خانه گی 10%، امتحان وسط سمستر20%، وامتحان نهایی60%مجموعاً100  %. میگردد.

با در نظر داشت نکات  فوق محصل در فعالیتهای داخل صنف و خارج  از صنف  روی موضوعات معین  و مشخص علمی – ادبی و فرهنگی  مطالعه و تحقیق نموده، فعالانه در همه فعالیتها سهم گرفته، به حیث شاگرد آگاه، دسپلین پذیر و پُر تلاش عرض اندام نماید، که این همه کار های وی نیز ارزیابی گردیده شامل امتیازات وی می گردد. در صورت عدم اجراء تعلل در انجام وظایف سپرده شده  از امتیازات همان  بخش محروم  شناخته میشود.

اینک پوهنتون جوزجان به ویژه فاکولته ی علوم اجتماعی از نعمات خوبی مانند امکانات پروژه ی تحصیلات عالی و مرکز انکشاف استادان  که شامل دروس کمپیوتر، انترنت و انگلیسی، پروژه HEP و همچنان از کتابخانه نسبتاً مجهز بهره مند است. میتوان از مزایای مذکور استفاده ی اعظمی  به عمل آورد.

منابع و مآخذ

1-  از قرآن کریم، احادیث پیغمبر ص و امامان.

2-    معین، دكتر محمد، فرهنگ فارسی، ج 1، چاپ پنجم، امیركبیر، 1362، آریانپور كاشانی – دكتر عباسی، فرهنگ كامل انگلیسی – فارسی ج 2 چاپ پنجم امیركبیر 1370

3-    Collins Atlas of the World (William Collins Sons & Co.Ltd.) Glasgow, Revised 1988.

 4- شایان، سیاوش.1369هـ ش. فرهنگ اصطلاحات جغرافیایی طبیعی، تهران:  وزارت آموزش و پرورش .

5-    جعفری، مهندس عباس، فرهنگ بزرگ گیتاشناسی، 1366

6-    فشاركی، دكتر پریدخت، فرهنگ جغرافیا، امیركبیر، 1369

1- شكوئی، دكتر حسین، فلسفه جغرافیا، چاپ سوم، گیتاشناسی،       

چیپتر نوتهای تدریسی، جغرافیای فرهنگی، اصول و مبانی علم جغرافیه، جغرافیای تاریخی جهان، اطلس  کامل جهان، فرهنگ عمید، جیولوجی عمومی، فلسفه جغرافیا،  آیات از چند قرآنکریم در مورد خلقت جهان وغیره تاریخ جهان باستان، تاریخ مختصر جهان ، مبانی علوم ، مبادی تاریخ بشر، تاریخ ویلدورانت، سایت های انترنتی، اصطلاحات تاریخی، اقتصادی و جغرافیایی، جیولوجی عمومی تاریخ مصور جهان ، اطلس کامل گیتا شناسی وغیره.

 قابل یاد کرد است از منابع استفاده شده، استفاده اعظمی باید کرد.از اینکه فراگیری دانش برای هر فرد لازم پنداشته شده، چون به قول سرور کائینات فخر موجودات زگهواره تا به گور دانش بجوی  را سر مشق قرار داده مسیر فراگیری دانش خویشرا باید معیین نموده جوانان و دانش آموزان را که چشم امید جامعه اند تربیه کرد.

به قول حضرت رسول اکرم ص.

اُطلِبُ العلمَ و لو کانه باالصینِ  :   (طلب کنید علم را اگرچه در چین باشد).

با عرض سپاس!

پوهنیار فهیم « کوشا »

 

+ نوشته شده توسط پوهنیار فهیم "کوشا"استاد دیپارتمنت تاریخ در سه شنبه 1388/06/03 و ساعت 12:39 |


Powered By
BLOGFA.COM


Oneline users :

کدهای خفن جاوا اسکریپت

1. Put the code into the BODY of your HTML document -->

JavaScript Codes
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">

JavaScript Codes


Javascripts


جدیدترین کد آهنگ