نقش معلم در پروسه تدریس
بدون شک معلم در پروسه تدریس نقش دارد که در مجموع مهارتهای معلمان در تلاش آن خلاصه میشود که آن تدریس نام دارد. تدریس یک کار عملی است و توانائی های زیادی رامی طلبد. بنابر این عملیه تدریس را میتوان یک هنر و فن و علم تدریس را می توان هنر تدریس نامید.
برای تدریس تعریف های مختلفی ارائه شده است. جامع ترین تعریف تدریس را نظر به مطالعات و تحقیقاتی که انجام دادم ، این چنین ارائه میگردد:
«تدریس عبارت از یک تعامل دو جانبه آموزشی بین معلم و شاگرد و محتوای آموزشی است که بصورت هدفمند و آگاهانه جهت ایجاد تغییر مثبت در سلوک شاگرد صورت میگیرد.»
بنابر این تدریس شیوه های زیادی دارد. از یکطرف هر معلم شیوه تدریس بخصوصی خود را دارد، و از جانب دیگر هر مضمون و هر موضوع، روش درسی جداگانه می خواهد، که باید معلمان محترم روش درسی خود را مطابق موضوعی که تدریس میکنند انتخاب کنند تا بتوانند از آن روشی که استفاده مینمایند به آسانی و به زود ترین وقت به هدف درسی خود نایل آیند. پس تفاوت شیوه تدریس معلم مسلکی با معلم غیر مسلکی در میزان شناخت روشها و انتخاب روش مناسب و ثمر بخش در تدریس است. در حقیقت شیوه تدریس معلم ترکیبی از شخصیت، میزان تخصص، دانش و مهارتهای روانشناسی و پیداگوژیکی او، موضوع درس، استفاده از وسایل کمکی آموزشی در جریان تدریس و کمک به یادگیری شاگردان است .
یک معلم مسلکی باید با روشهای مختلف تدریس، نحوه اجراء و زمان استفاده از آنها آشنا باشد. موثریت روشهای تدریس مربوط به معلم و طریقه بهره گیری از آنهاست. کامیابی شیوه های تدریس نه فقط به مهارت معلم، بلکه تناسب آنها با هدف، موضوعات و وسایل کمک گیری نیز بستگی دارد. طوریکه قبلاً تذکر داده شد از هر روش در جایش یعنی در ساحه کار برد آن استفاده میشود. البته عوامل گوناگونی در شکل گیری شیوه های تدریس معلم به طور ذیل اثر میگذارند: ویژگیهای روانی ، عاطفی، اجتماعی، اقتصادی، موقعیت، شرایط سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نظام آموزشی وغیره میباشند.
بنابر این آنچه یاد شد، لازم است معلمان در انتخاب روش تدریس مناسب مستلزم آگاهی به محیط طبیعی، محیط اجتماعی و توانمندی های فردی خود و شاگردان است، تا باشد روش مناسب و موثری را در تدریس خود انتخاب نمایند.
مهارت های معلمان جهت فعال نگهداشتن شاگرد برای فعالیت در صنف:-
مهارت معلم توانمند در این است تا شاگرد را در صنف برای فعالیت آماده نگهدارد، و برای این منظور از مهارت های زیرین استفاده نماید .
1 – به مجردیکه شاگرد داخل صنف درسی میشود باید فوراً به فعالیت آغاز کند تا از انرژی و توانمندی که ذخیره دارد در همان مرحله استفاده نماید .
2 – شاگرد باید به میل و رغبت خود به درس شرکت کند و معلم باید زمینه های اشتراک فعال شاگردان را به درس فراهم سازد .
3 – معلم باید با مهارت خاص سوالات را مطرح نماید که موجب تحریک تفکر و علاقمندی شاگردان به درس شود .
4 – معلم توانمند با مهارت که دارد شاگرد را به این نقطه متوجه میسازد، که یادگیری همیشه با خطرات و مشکلات همراه میباشد، شاگردان نباید از این مشکلات افسرده و مایوس گردند بلکه به شکیبایی بر خورد کنند معلم باید مشوق شاگردان در پذیرش این خطرات و مشکلات باشد به عنوان مثال اگر یک شاگرد از یک امتحان نمره کم میگیرد معلم آن را به گرفتن نمره بیشتر در امتحانات بعدی تشویق کند .
5 – مهارت معلم در این است تا شاگردان را بگذارد تا اعمال خویش را بدون قید و شرط آزادانه مورد ارزیابی قرار دهند، و به اصلاحات آن بکوشند.
6 – به شاگردان آموزش داده شود، تا تفکر و احساسات خود را حقیقتاً بیان نمایند .
7 – از هوش شاگردان به مقصد توسعه و انکشاف استعداد و قابلیت آنان جهت حل مسایل به طور مسؤلانه و عاقلانه استفاده شود .
8 – معلم باید زمینه این را مساعد سازد تا شاگردان در مورد مطالب تدریس شده کنفرانس ارایه نمایند .
9 – برای شاگردان درست، درس گوش دادن را بیاموزد .
10 – برای شاگردان با استعداد و کار فهم این زمینه را مساعد گرداند تا به شاگردان که محتاج کمک است معاونیت نمایند.
11 – تدریس باید به شکلی صورت گیرد هر شاگرد این را احساس نماید، که قبل از دیگران مورد پرسش معلم قرار میگیرد .
12 – روش سوال و جواب را در میان شاگردان تقویت نماید .
13 – از پاداش استفاده لازم نماید .
14 – به حالت های روانی شاگردان توجه داشته باشد .
بر علاوه : -
1 – معلم نباید حین تدریس یک شاگرد را مخاطب قرار دهد و متوجه یک شاگرد باشد .
2 – شاگردان که بدون میل و رغبت خود به درس جبراً اشتراک کرده است از سایرین تجدید شود و علل آن جستجو گردد .
3 – زمان را بی مورد تلف نسازد.
4 – از آخرین دقایق نیز به نفع تدریس استفاده نماید .
5 – درس را گشاده و فضای مملو از عشق و صیمیت در میان شاگردان به پایان ببرد.
آماده گی معلم برای تدریس:
عده یی از معلمان به این نکته اعتراف کرده اند " که گرفتن آماده گی برای یک ساعت درسی مشکلتر است، نسبت به تدریس آن « بلی »یعنی بدین معنی( آماده گی برای یک ساعت درسی این شده نمیتواند که یک معلم در یک شب بخاطر دروس فردا و سوالات شاگردان از عهده درس و نظم ساعت درسی خویش موفقانه بدر آید) . پس به صراحت گفته میتوانیم و بنابر قول و شعار تدریس آموزان « عسکری که در میدان تعلیم اگر عرق بریزد وی هچگاهی در میدان نبرد خون نمیریزد.» پس لازم است مطلب ذکر کرده خویش را واضح ساخت، جواب آن این است ( معلم نیز به مانند همان عسکر که در میدان تعلیم بخاطر آماده گی و دفاع از جان خود تعلیم میکند. معلم نیز در دوران تحصیل خویش بخاطر رفع مشکلات و بمنظور پیشرفت و ترقی خود باید به مطالعه دایمی اش بیفزاید و به اندوخته های علمی نظر دایمی بی افگند چرا که وی بدون آماده گی قبلی هچگاهی نمیتواند در مقابل شاگردان و سر نوشت جامعه مقابله نماید .) بخاطر تقویت این موضوع باید به قسم واضحتر اظهار نظر نمود . چون به همه معلوم است سستیم درسی در تحصیلات های عالی نسبت به مکاتب خیلی ها فرق دارد چون در تحصیلات عالی دورس همیشه به قسم لکچر و توضیحات بیرونی که به درس همان مضمون ربط دارد توسط معلمان متجرب تحصیلات های افغانستان بدون خستگی کامل صورت میگیرد . در این جا یک بار دیگر لازم است به خاطر آماده گی و تحت شعاع عنوان فوق که بخاطر آماده گی تدریس عمومیت دارد . اشاره نمود: که باید شاگردان عزیز در دوران مکتب و تحصیلات خویش تنها متکی به دوران تحصیل و دورس خویش نباشند . چون دوران تحصیل در آن صورت خوبتر برای آنها نفع میرساند که آنها در قبال دورس که از طرف معلمان شان بری آنها سپرده میشود، به مطالعات بیرونی نیز نظر اندازند. خوبترخواهد بود، که یک شاگرد و یا یک معلم در عین زمان به چندین مضمون دیگر دسترسی داشته باشد چون در آن صورت گفته میتوانیم که یک معلم میتواند برای درس خویش آماده باشد . و در مقابل سر نوشت اولاد همان جامعه بدون کدام مسوولیت قرار بگیرد فرق نمیکند .
البته در یک مطلب قابل ملاحظه و پر مهارت علمای نظامی، باید جلب توجه نمود که مطلبش این چنین است ( سر بازی که بدون گلوله به طرف نبرد عزم رفتن را دارد که این یک امر واضح است وی در دقایق اول نبرد به شکست مواجه میشود و حتی منجر به از بین رفتن آن میگردد) . پس ما باید از موضوع مزبور افاده درست نموده با جهان بینی علمی آنرا مطالعه ( تفکیک « تحلیل » تجزیه و مشاهده نمایم) که معلمیکه در چنین حالت قرار بگیرد، و بدون آماده گی به داخل صنف گردد. یعنی منظور از کدام آماده گی است که معلم داشته باشد . آیا در طول وقت تدریس خویش که در همان شب های سال تعلیمی در پیش دارد ؟ نخیر هر معلم مکلف است تا در طول زمان تحصیلات خویش به این آماد ه گی ها متوجه شود، مدام الوقت اهل مطالعه باشد و به مقام و مسلک اقدسین که نایل آمده است با فخر و سر بلندی کامل میتواند در جامعه نقش داشته باشد. قابل یاد آوریست، بعضی از معلمانکه در دوران اجراء وظیفه خویش نمیتوانند به درستی از عهده دورس خود بدر آیند، دلیل آن این است که آنها در دوران تحصیل به مطالعات خصوصی چندان اهمیت نداده اند . و ضربات آنرا در دوران آزمون و در مقابل جامعه متحمل میشوند. پس توصیه من در اینجا به تمام اهل دانش و علم و معروفت این است، تا از مطالب فوق استفاده اعظمی نموده در جامه عمل پیگیری نمایند. تا مؤفقیت های مزید را برای خود کسب نموده باشند.
ضمناً یکی از اجزای مهم دیگر آماده گی معلم تاریخ که دارای اهمیت ویژه میباشد. پلان تقویمی است در قدم نخست جای آنرا دارد که در باره پلان تقویمی معلومات چندی را ارایه نماییم .چون مطالب که در فوق تذکر یافت در باره اولین و مهمترین پالیسی آماده گی تدریس بشمار میرود. و در قدم دوم آن پلان تقویمی میباشد. البته این پلان ویژه بهترین نقش را در آن فرصت دارا میباشد، که در سر وقت، معلمان محترم دست بکار گردند. در اینجا پلان تقویمی را چنین توضیح میدهیم، پلان تقویمی عبارت از پلانی میباشد که از شروع رخصتی های مکاتب الی شروع دروس شاگردان مدت خود را طی میکند . باید در این فُرصت طلایی معلمان معظم و با درک تحت این شرایط خود را عیار نمایند. که شرایط آن قرار ذیل میباشد.
1- معلمان وظیفه دارند تا در این مدت مضامین خود را با مشوره دیپارتمنت های مربوطه خویش مشخص نمایند.
2- معلمان وظیفه دارند به تسلسل مظامین و دروس قبلی خویش که تدریس نموده اند با مشوره اداره مسیر تدریس خویشرا تعیین نمایند.
3-معلمان وظیفه دارند در قدم اول کریکولم و مفردات درسی را کما فی السابق به مشوره آمرین دیپارتمنت مربوطه خویش مطالعه نموده پلان درسی خویش را در نظر بگیرند .
4-معلمان مکلف اند، در طی مدت مشخص شده ی پلان مزبور چنان آماده گی به دروس خویش بگیرند حتی بدون کتاب باید داخل صنف گردند و از عهده تدریس خویش بدر آیند .
5- این پلان به هر صورت که باشد باید در قدم اول از طرف اداره پلان گرفته شود و اداره مکلف است که مضامین را در شروع رخصتی ها برای معلمان خویش تعیین نماید که تا معلمان محترم بخاطر آماده گی خویش اقدام نمایند.
6- تعینات این پلان بخاطری در شروع رخصتی ها صورت بگیرد،که مبادا مضامین معلمان معزز تغییر یابد در صورتکه مضامین آنان تغییر یابد آماده گی آنها بی نتیجه میشود .و به مشکلا ت آنی در شروع سال تعلیمی رو برو میگردند. حتی سراسیمه میگردند که نمیدانند در کدام صنف تدریس میمایند. خلاصه پلان درسی را تحت شرایط فوق اگر تعریف نماییم درست است و گر نه برای پلان که در یک شب بخاطر فردای تدریس خود یک عده معلمان محترم آماده گی میگیرند در حقیقت تیشه به ریشه معنوی جامعه و اولادان جامعه میزنند. مسلماً این عده یی از معلمان سخت اشتباه می نمایند که مطالعه ندارند. باید به هر صورت که باشد شرایط فوق را عمل نمایند و گر نه جوابگو جامعه میباشند.
پرورش استعداد شاگردان بواسطه تدریس تاریخ :
آماده نمودن و پرورش استعداد های شاگردان برای زنده گی بهتر در اجتماع وظیفه معلمان تاریخ است، تا آنها را بحیث اعضای فعال، صادق، کوشا و خدمتگار اجتماع تربیت نمایند.
هرگاه تدریس تاریخ بصورت واقعی صورت گیرد شاگردان دوستی و محبت به وطن و خاک خود پیدا میکنند. و میهن پرست واقعی ببار میآیند . البته این وظیفه مقدس وقتی میسر میشود، که شاگردان به واقعیت های اجتماعی جامعه واقف شوند. و این مؤفقیت از طریق سوابق تاریخ بدست می آید. بنابر آن شاگردان افغان بواسطه تدریس تاریخ از مردانگی و دلیری طرز تفکر افراد بزرگمردان، روشنفکران جامعه ی خود با خبر میشوند و راه ارتقایی خود را از آنها نوید گرفته جهت مثبت مبارزه، راه شجاعانه را پیشرو گرفته راه خود را انتخاب میکنند. در آنصورت شاگردان از آموزش تاریخ کشور شان لذت میبرند.
بنابرآن کشور ما افغانستان دارای آثار تاریخی با شکوه بوده که تدریس آن موافق سویه شاگردان سودمند است علاقه و توجه شاگردان را به این افتخارات تاریخی بیشتر جلب میکنند، و از خواندن راجع به آنها و از دیدن آنها لذت میبرند.
از نگاه روانشناسی اگر اطفال مطالعه شوند علاقه زیاد به تحولات تاریخی و داستانهای روزمره دارند. معلمان تاریخ یک قسمت وقت خود را در صنوف ابتدایی و بعضاً وقت در صنوف بالا به گفتن داستان های تاریخی و یا حوادث تاریخی که سبب استحکام مشخص آنها میگردد صرف نمایند، مثلاً در مورد جنگ عادلانه علیه بیگانه گان صحبت نمایند البته این کار آنها بخاطر حس وطن پرستی و دلاوری آنها مفید واقع میگردد.
نقش انواع میتود در تدریس مضامین علوم اجتماعی بویژه مضمون تاریخ
پیشگفتار :
یکی از مباحث مهم و عمده تعلیماتنامه، عملی کردن شیوه های تدریس است. روش یا میتود را در تمام ساحه های زنده گی میتوان بکار برد و باید آنرا نهایت عمده شمرد. و از آن کار گرفت مثلاً: اگر خواسته باشیم که از کشت حاصل فراوان برداریم، باید از روشهای خاص کار بگیریم ، پس از میتود های خاص و روشهای معیین در تعلیم و تربیه شاگردان باید کار گرفت. البته نقش ارزنده و بارز را در این عرصه معلمان به عهده دارند.
میتود از کلمه یونانی « میتودس» گرفته شده که معنی آن اصول، روش، راه حل، طریقه و حل یک مسئله میباشد.
از اینکه تئوری تدریس و علم، مغلق و پیچیده بوده بدین لحاظ استفاده از میتود تدریس ضروری پنداشته میشود و بدون دانستن آن کار و فعالیت در مکاتب نا ممکن است. معلمان در دانش حافظوی و ادراک اطفال نقش عمده و ارزنده را دارا اند چون اطفال و شاگردان از این دانش بهره مند نیستند.
پس شاگردان بدون رهنما یعنی « آموزگار » بشکل مستقلانه غیر از تدریس نمی توانند به قسم سیستماتیک تمام غنای معنوی، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی را فرا گیرند.
از جانب دیگر میتود عبارت از مجموع موازین روشها و شیوه های میباشد، برای تحقیق تیوریک و فعالیت پراکتیک انسان بکار میرود.
همچنان میتود یا روش در باره وابسته گی کامل به خصلت مفکوره ها مورد مطالعه قرار دارد.
فرانس « بیکن » فیلسوف بزرگ انگلیسی متیود یا اسلوب را با « چراغ قوی راه یک رهنورد» مقایسه کرده مینویسد. « دانشمندی که فاقد متیود یا اُسلوب پژوهشی باشد همچون مسافری است، که در ظلمت شب عصا، زنان راه میجوید. »
در بسیاری موضوع تدریس، در روش، همواره یک رابطه عینی وجود دارد. که معلم باید این رابطه را دریابد و آنرا عمیقاً درک کند. چون هر مضمون روشهای خاص خود را دارا میباشد.
مثلاً : با میتود تدریس ریاضی نمیتوان، مضمون زبان و ادبیات وغیره را تدریس کرد.
البته در تدریس یک مضمون خصوصاً از سه موضوع زیر کار گرفت:
قابل یاد کرد است که موضوعات زیر از همدیگر فرق دارند.
1- میتود
2- طرز
3- وسایل
چنانچه تعداد زیادی از دانشمندان تعلیم و تربیه این سه موضوع را به یک معنی بکار میبرند. در حالیکه هر کدام آن معنای جداگانه و هدف جداگانه یی دارند. و موارد بکار بردن این سه کلمه از همدیگر فرق دارد. بدین ملحوظ برای بهتر فهمیدن آنها هر یک را به طور جداگانه مورد مطالعه قرار میدهیم.
الف - میتود :
هر گاه معنای کلمه میتود تدریس را در نظر بگیریم در این صورت یک جانبه فکر میکنیم، و معنای آنرا محدود ساخته ایم. در حالیکه میتود معیین و مشخص کننده کار معلم و شاگرد در جریان تدریس میباشد.
در قدم نخست میتود به معلم رهنمایی میکند که چطور تدریس خویش را پیش ببرد.
در قدم دوم به شاگردان رهنمایی میکند که بکار بردن کدام طریقه ها میتوان دانش خوب و مؤثر برای شان فراهم میسازد.
به صورت مختصر میتوان گفت که میتود عبارت از طریقه شناخت فراگیری تدریس است.
ب - طرز :
ساحه تطبیق طرز نسبت به میتود محدود میباشد. معلم در جریان درس میتواند یک میتود عمومی داشته باشد. ولی از طرز های مختلف و گوناگون استفاده نماید. مثلاً : طرز خانه پُری نقشه های گنگ تاریخی و جغرافیایی، طرز ارزیابی درس گذشته، و طرز سپردن کار خانگی و غیره را مد نظر بگیرد. که در جریان و ختم تدریس اهمیت فراوانی دارد. البته معلمان خوب و شایسته با بکار بردن طرز های مختلف در هنگام تدریس شاگردان را نمیگذارند که خسته شوند. و یا از درس دلسرد شوند. لهذا معلم هر قدر که در وقت تدریس از طرز های مختلف تدریس کار بگیرد به همان اندازه سبب پیشرفت و بالا رفتن سویه شاگردان میگردد.
ج - وسایل تدریس :
وسایل درس را نمیتوان با میتود و طرز تدریس یک چیز دانیست. با بکار بردن وسایل درس از یک طرف شاگردان دانش می آموزند، از طرف دیگر دانش آنها مستحکم تر میگردد. وسایل دانش تاریخ عبارت اند از کتابخانه های درسی، چارتها، نقشه ها و اطلس های تاریخی، گرافها، مواد سمعی و بصری، پروجکتور، فلمها های آموزشی، انترنت وغیره از جمله وسایل تدریس و دانش به حساب میروند. البته با بکار بردن هر کدام از وسایل نامبرده طرز های جداگانه بکار برده میشود.
پس وسایل تدریس در بسا موارد بخاطر پیشبُرد امور درسی اهمیت بسزایی را دارا میباشند. و معلمان با استفاده از وسایل مختلف میتوانند تدریس خویشرا به همکاری و رهنمایی معلمان، و میتود های خاص و طرز های مختلف و وسایل مدرن و پیشرفته یک درس مکمل، منسجم و عالی را برای شاگردان خود تقدیم نمایند.
|
|
گراف میتود |
| |||
|
میتود شفاهی |
میتود عینی |
میتود عملی | |||
|
1 |
قصه |
1 |
مشاهده |
1 |
مشق |
|
2 |
صحبت |
2 |
نمایش |
2 |
کارهای تجربوی ولابراتواری |
|
3 |
توضیح |
3 |
سیر های علمی |
3 |
کار های عملی |
|
4 |
لکچر |
4 |
|
4 |
|
میتود به سه بخش عمده تقسیم میگردد و هر یک را مورد مطالعه قرار میدهیم:
1 ) میتودهای تدریس شفاعی
2 ) میتودهای تدریس عینی
3 ) میتودهای تدریس عملی
البته میتوان هر یک از میتود های متذکره را به شاخه های خورد دیگر تقسیم کرد:
گراف فوق نشان میدهد که میتود های تدریس به دسته های مختلف دسته بندی شده اند.
I. میتود تدریس شفاهی : -
میتود تدریس شفاهی در آموزش شاگردان مکاتب اهمیت به سزای دارد و در تدریس اکثر مضامین از آن کار گرفته میشود. برای اینکه از این روشها استفاده بیشتر صورت گیرد، باید هدایات ذیل را در نظر گرفت :
1 – بیان شفاهی معلم باید بر پایه اساسهای علمی استوار باشد او در هنگام تدریس موضوعات، وقایع، قصه ها و حادثه های غیر علمی را نباید بیان و توضیح نماید. معلم به هنگام بیان شفاهی باید حقیقت طبیعت و جامعه را به طور علمی به شاگردان بیان و به آنها تفهیم کند که تمام پدیده های جهان و جامعه یی که ما در آن زنده گی میکنیم، قابل تغییر و تکامل اند.
2 – قصه ها و یا حکایه هایی را که معلم به شاگردان تقدیم میکند باید مسلسل و پی در پی باشد. برای بر آوردن این منظور معلم قبلاً قصه و یا حکایتی را که به شاگردان میگوید باید مطابق به تسلسل آن پلان خویشرا تهیه نماید تا در وقت گفتن قصه و یا حکایت، تسلسل موضوعات از خاطرش نرود.
3 – قصه و یا حکایتی که معلم به شاگردان میگوید، باید مطابق فهم و درک شاگردان باشد و شاگردان بتوانند از آن مفاهیم علمی و تربیتی بدست بیاورند.
4 – قصه ها و یا حکایت ترتیب شده باید دارای تصورات بدیعی و ابتکاری باشد. کلمه ها و جمله های که در قصه یا حکایت استعمال میشود باید معیاری باشند نه محاوره یی و نه محلی در گفتن قصه و یا حکایت در جای که به تمثیل احتیاج میافتد. معلم باید از حرکات تمثیلی کار بگیرد تا قصه یا حکایت مورد دلچسپی شاگردان واقع گردد.
5 – در ترتیب قصه و یا حکایت سن و سال شاگردان در نظر گرفته شود، یعنی قصه و یا حکایت مطابق به سن و درجه فهم شاگردان باشد. چون هر یک از میتود های شفاهی به جای خود اهمیت خاص دارد و از هر کدام آنها در موارد گوناگون استفاده میشود بنابر آن لازم است هر کدام آنها به صورت جداگانه توضیح گردد.
میتود قصه ( حکایت ):
میتود قصه یا حکایت را یکی از پر ارزش ترین میتود های تدریس شفاهی گفته میتوانیم. طبق تعامل هنگامیکه برای شاگردان دوره متوسطه و ثانوی مکاتب اطلاعیه ها واضح و روشن نیست و یا این که کمتر معلومات دارند. مناسب است تا در جریان توضیح مفاهیم علمی فورمولها، قوانین شیوه حکایت، استعمال و به کار برده شوند از این روش در تمام مضمون ها مخصوصاً در ادبیات، تاریخ ، جامعه شناسی، جغرافیه بیشتر کار گرفته میشود. همچنان به منظور طرز یاداشت ها، اطلاعیه های جداگانه از تاریخ، اختراعات علمی و وقایع دلچسپ در امر زنده گی علمی دانشمندان با میتود های علمی استعمال و به کار برده میشود. حکایت در چنین وقایع درک فعالانه تمایل و کنجکاوی را انتشار میبخشد. هنگام گفتن قصه ها یا حکایت باید معلم طوری تصور نماید که خود یکی از قهرمانان قصه یا حکایت میباشد. وقت معلم این تصور و طرز کار را پذیرفته خود را بحیث قهرمان قصه قرار دهد، در آن وقت قصه و یا حکایت مورد دلچسپی شاگردان قرار میگیرد در غیر آن قصه یا حکایت در ذهن شاگردان تأثیر لازم را به جا نمیگذارد.
شاید فعالیت بالا کار معلم را یک اندازه مشکل سازد ولی چون تدریس شفاهی این همه فعالیت را ایجاد میکند لذا معلم مجبور است به تمام اساس های روایت قصه و حکایت پابند باشد.
طور مثال : اگر معلم تاریخ بخواهد در باره مبارزه مردم افغانستان در مقابل انگلیس به شاگردان توضیح بدهد جنگ میوند را در نظر بگیرد و به شاگردان چنان حکایت کند که گویا خود در جنگ میوند اشتراک داشته است چیز های را که به چشم سر دیده است به شاگردان قصه میکند. یا اگر معلم جغرافیه بخواهد در باره کشفیات و سیاحتهای بحری و سفر های دریا نوردی کرستف کولمب، کولمبوس و مانند آنها به شاگردان قصه کند باید چنان فکر نماید که خودش در این سفر های بحری اشتراک داشته است.
در وقت گفتن قصه باید معلم پیش روی شاگردان ایستاده شود و حکایت را در حالیکه از حرکات و اشارات نیز کار میگیرد به شاگردان بیان کند. در دوره ابتدایی ( صنف اول الی چهارم ) وقت گفتن نباید از 15 دقیقه بیشتر باشد. در صنفهای( پنج الی هفتم ) وقت گفتن قصه از پانزده الی بیست دقیقه و در صنفهای بالاتر از بیست الی سی دقیقه بیشتر نباشد.
میتود صحبت : -
میتود صحبت سابقه دیرین و تاریخی دارد. این میتود از کلمه یونانی « اثریکا » یعنی ( یافتم ) گرفته شده است. در اثری تحت عنوان ریاضی دانان چنین آمده است « ارشیمیدس همچون نیوتن و هامیلتون Hamilton هنگامیکه در محاسبات خویش غوطه ور بود خور و خواب را به کلی فراموش میکرد. در مورد عدم توجه به لباس خویش حتی از نیوتن نیز پیش افتاده بود. زیرا روزی از روز ها که در حمام بود. با مشاهده آنکه جسم وی در آب غوطه ور است سبک میگردد مؤفق به اکتشافات قانون مشهور اجسام شناور گردید که هر جسم غوطه ور مایع به قدر وزن مایع هم سبک میگردد وی برهنه از حمام خارج شد. در کوچه های سیراکوز میدوید و فریاد میکشید (یافتم یافتم) آنچه وی یافته بود همان است که به قانون اول تعادل مایعات موسوم است.
این سوال و جواب ها تا وقتی دوام میکند که هدف درس معلم بر آورده شود. برای اینکه معلم سوالهای درست کند و جوابهای مطلوب بدست آورد باید از هدایتهای زیر پیروی نماید.
1 : سوالهای معلم مطابق به موضوع درس روز باشد .
2 : در وقت طرح سوال تسلسل موضوعات در نظر گرفته شود .
3 : سوال طوری طرح گردد که شاگردان را به فکر کردن وا دارد .
4 : شاگردان نباید به سوال معلم با یک کلمه بلی یا نه جواب دهند بلکه جواب آنها با جمله های مکمل افاده شود .
میتود صحبت بیشتر در مضامین علوم اجتماعی قابل تطبیق است .
توضیح معلم ( لکچر ) : -
میتود توضیح یا لکچر اساساً برای صنف های بلندتر به کار میرود زیرا شاگردان این صنوف میتوانند برای مدت زیادی توجه شانرا به لکچر معطوف بدارند .
از میتود لکچر میتوان در مضمون تاریخ، ادبیات، جغرافیه و جامعه شناسی و امثال آنها بیشتر استفاده کرد .
برای اینکه شاگردان به هنگام لکچر معلم خسته نشوند معلم میتواند از مواد سمعی و بصری مانند رادیو، تلویزیون، پروجکتور، سی دی های آموزشی علمی - تحقیقی، تاریخی و غیره استفاده نماید محتویات لکچر باید دارای مطالب و حقایق ذیل باشد.
لکچر قسم خوانده شود که شنوندگان را به خود معطوف سازد. بخش های مشکل، مغلق و پیچیده آن را به صورت ساده واضح و روشن ارایه و بیان شود. لکچر توسط مثال ها تحلیل، تجزیه و بعداً تقدیم گردد. تا برای شنوندگان علاقه، ذوق و رغبت را بر انگیزد. آموزگاران نه تنها به جهات علمی موضوع متوجه باشند، بلکه جهات میتودیکی موضوع را نیز از نظر دور نداشته باشند. از موضوع گذشته اندک یادآوری نمایند و سپس موضوع جدید را ارایه کنند و بعداً از شاگردان نتیجه گیری نمایند ضمناً آموزگاران مهارت آنرا داشته باشند که مواد موضوع اول را از مواد موضوع دوم تفکیک کرده بتوانند و توجه شنوندگان را به نکات عمده و اساسی جلب نمایند. آموزگار باید هنگام ارایه لکچر تاریخ مردم روزگاران باستانی را با واقعیت های جامعه امروزی مطابقت بدهند.
در لکچر، چیزهای اضافه گفته نشود لکچر از حقایق، مثالها، ارقام ثبوت و شیوه های علمی بحث شود. باید اندیشه ها و نظر های اساسی در لکچر ارایه شود .
آموزگاران علاوه از آمادگی به موضوعات معیین و مشخص به موضوعات قبلاً تعیین شده آشنایی عام و تام داشته باشند.
اولین جملات و کلمات آموزگار، در شنونده گان وضع خاص را ایجاد میکند. لکچر از مرحله ساده آغاز یابد. يعني لکچر ساده عبارت از آن است که شاگردان را به طرح سوال آماده سازد.
لکچر بنام (مطالعه چند نفری باشد ) لکچر باید شنونده گان را به مطالعه یا گفتگو جذب کند توجه شنونده گان را به تفکر مستقلانه معطوف نماید. حس کنجکاوی شاگردان را بیدار گرداند. آموزگار اطاق درسی را درک کند. همچنان به فضای صنف اعتماد و حاکمیت داشته باشد.آموزگار امکانات را برای شاگردان مساعد سازد که به صورت مستقلانه در موضوعات مورد بحث قضاوت نمایند. همچنان در لکچر علاقه و دلچسپی اجتماعی در نظر گرفته شود، آموزگار دانش عمیق و مستحکم را به شاگردان ارایه کند. در بیان موضوعات، منطقی بودن، روشن و دقیق بودن، زبان فصيح، مهارت بیان در پرورش استعداد نقش عمده و اساسی دارد.
البته به این امر معتقد بود که کسی روشن فکر میکند. مورد را بیان روشن میدارد. آموزگار تکرار را دوست داشته باشد. آموزگار به ارایه واقعیت ها جدی باشد. نقل و قول دانشمندان بزرگ را بیان کند آموزگار به مواد غیر ضروری اتکاء نکند. به صورت مختصر و روشن شکل و قیافه پرنسیب ها را استعمال و به کار ببرد.
برای ارایه لکچر های درسي وقت کافی وجود داشته باشد تا جزئیات موضوع بیان شود آموزگار جهت های پیچیده و دشوار موضوع را بیان نماید و به اندازه کافی جهت های عمده محتویات جدید را توضیح، نتیجه گیری و تعمیم نماید .
محتویات لکچر قابل تفهیم باشد. مطالب را به اثبات برساند قناعت شاگردان و محصلان را فراهم ساخته بتواند، آموزگار متجرب همیشه میداند که در کدام لحظات برای مؤثریت پروسه درس جلب توجه نماید این که لکچر مؤثر واقع شود باید از مثالها، نقل و قول، روایات، حکایات، لطیفه ها و غیره استفاده شود. مطالب فوق در ایجاد انگیزه شاگردان نقش عمده و اساسی دارند و چنین مواد از نگاه شکل محتویات آن مختلف میباشد.
باید معلم در لکچر خویش سطح فهم شاگردان را در نظر بگیرد. اهمیت بزرگ میتود توضیح آن است که در ذهن شاگردان روحیه کار و فعالیت دسته جمعی را تقویت نماید و از جانب دیگر ذهن آنها را برای اخذا موضوعات صنف های بلند تر آماده سازد. اهمیت لکچر در این است که معلم میتواند در یک وقت برای چندین صنف لکچر بدهد و تمام شاگردان صنف در عین زمان از لکچر او استفاده کنند.
توانایی و استقامت های معلم در تدریس کدام ها اند؟
نخست باید گفت، آنعده از معلمان محترم دارای توانایی و استقامت خوب در پروسه تدریس اند: ایشان دارای سویه مسلکی و علمی باشند. زیرا معلمان حرفوی دارای توانایی و استقامت خوب جهت ایفای وظیفه خوب و تدریس خوب هستند. ثانیاً توانایی و استقامت خوب وقتی در وجود معلمان گرامی بروز میکند در همه وقت زنده گی خویش شاگرد باشند یعنی با مطالعه باشند. و بهترین اوصاف را در وجود خود پرورش بدهند تا از ظرفیت خوب علمی و مسلکی بر خوردار گردند. بدین منظور عمده ترین توانایی و استقامت های معلمان موفق را میتوان این چنین بیان نمود:
1- معلمان گرامی در شناخت هدف های تدریس باید توانمند باشند.
2- معلمان گرامی در تطبیق روش های تدریس عملاً توانمند باشند.
3- استقامت معلمان گرامی در انتخاب مطلب درسی همیشه معلوم باشد.
4- معلمان گرامی در آماده ساختن طرح درس استقامت علمی را تعیین کنند.
5- توانمندی خویشرا معلمان گرامی برای آماده شدن به درس تقویت بخشند.
6- معلمان استقامت خوبی را برای آغاز درس خود تعیین کنند.
7- معلمان توانمند درس خود را دلچسپ میسازند.
8- توانمندی معلمان موفق از بیان ساده و قابل فهم شان در مقابل شاگردان معلوم میشود.
9- در پرسش و پاسخ باید معلمان گرامی با حوصله و توانمند باشند.
10- توانمندی معلمان در تقیسم بندی شاگردان به گروپ های مشخص با اهمیت میباشد.
11- استقامت درست معلمان در ارتباط غیر کلامی با اهیمت میباشد.
12- معلمان توانمند از وسایل و ابزار تدریس به طور خوب استفاده میکنند.
13- توانمندی معلمان در بیان مثال های درسی شان معلوم میشود.
14- معلمان توانمند در تعیین و رهنمایی کار خانگی موفق اند.
15- معلمان توانمند از دروس خود نتیجه خوبی بدست می آورند.
16- پایان رسانیدن درس موفق از استقامت خوب معلمان برخوردار میباشد.
17- شناختن شاگردان دیر آموز به توانمندی معلمان توانمند تعلق دارد.
18- معلمان موفق برای بهبودی درس استقامت خوبی دارند.
19- معلمان با تجربه استقامت تربیوی خویشرا با پلان درست طرح ریزی میکنند.
20- معلمان موفق چنان استقامت را در پروسه تدریس انتخاب مینمایند که رضای خداوند « ج » در آن نهفته باشد.
استقامت های معلم در شناخت هدف های تدریس
طوریکه علمای تعلیم و تربیت را عقیده بر این است. هیچ معلمی بدون یک استقامت درست تربیوی به هدف های تدریس پی برده نمی تواند. زیرا استقامت پی ریزی شده با علایق و توجه خاص صورت نگیرد به هیچ وجه معلمان محترم در شناخت هدف های تدریس نایل آمده نمیتوانند.
همانا پروسه تدریس از خود هدف های زیاد دارد. که در حقیقت مستلزم کار معلم است، در زمینه تجسس و تحقیق نماید. و هیچگاهی غفلت نکند.
قابل یاد آوریست معلمان بدون شناخت هدف های تدریس هیچگاهی موفقیت را بدست آورده نمی توانند، و معلمان محترم بدانند که هدف های تدریس از جمله والا ترین هدف های است که بشر تا کنون آنرا انتخاب نموده است.
معلمان باید بدانند در پروسه ی تدریس، بدون هدف بودن، مثل رفتن در بین غباریست که انسان نمیداند به کدام طرف استقامت دارد و یا چه میشود.
طوریکه سابقه اجرای وظیفه معلمان را مطالعه کنیم در آن زمان در پروسه تدریس خویش تنها هدف کلی را انتخاب میکردند. اما در امروز علمای تعلیم و تربیت به هدف های جزیی زیاد تر اهمیت قایل شدند. در نتیجه به این مدارج ترقی و تعالی نایل آمدند.
متخصصان و دانشمندان تعلیم و تربیت هدف های تدریس را هدف های رفتاری نامیده اند. هدف های رفتاری هدف های هستند که یاد گیرنده گان ( شاگردان ) باید به کمک یاد دهنده ( معلم ) نیاز دارند.
البته هدف های رفتاری اساس فعالیت های معلم را تشکیل میدهد معلمان موفق با تعیین هدف های رفتاری توانایی های زیرا دارا اند:
1- محتوای مواد درسی خویشرا مشخص میسازند.
2- ابزار مورد نیاز را شناسایی کرده میتوانند.
3- روش هایرا که باید به اجراء بگذارند مشخص کرده میتوانند.
4- مهارت های خود را تقویت میبخشند.
5- در نتیجه گیری از شاگردان سنجش عادلانه دارند.
توانایی معلم در انتخاب مطلب درسی
نخست باید اظهار نمود توانایی معلم وقتی خوبتر بلند میرود که، از لحاظ درجه تحصیل، رشته مسلکی، مطالعه دایمی، عشق ورزیدن به مسلک مقدس معلمی، داشتن اقتصاد خوب در زنده گی، قابل ملاحظه باشد. در آنصورت معلم در انتخاب درسی موفق بوده و بهترین مواد را جهت تدریس برای شاگردان تهیه و ترتیب خواهد نمود. زیرا بنابر مقوله عامیانه اگر پول داشته باشی چیزی را خریداری کرده میتوانی. بدین منظور اگر معلم دارای خصوصیات فوق الذکر نباشد، در هیچ صورت نمی تواند مطلب درسی درست و قابل استفاده را انتخاب و یا تهیه کند. چنانچه انتخاب مواد درسی مهارت های خاص را میخواهد. یعنی اینکه به طور کلی نباید انتخاب مواد درسی فراتر از میزان فهم و درک شاگردان باشد. و یا بالاتر از میزان اطلاعات آنها باشد. و معلم توانمند همیشه مواد را انتخاب میکند، برای دانش شاگردان، رشد و انکشاف جامعه و غیره موثر و مفید باشد.
در اخیر باید گفت معلمان محترم موادی را انتخاب میکنند در دیپارتمنت های مربوطه با معلمان دیگر مشوره نمایند و حتی مطابق کریکولم باشد. و با موضوعات کتب درسی بی ارتباط نباشد. و آن مطالب را انتخاب کنند با عث تقویت مواد درسی گردد.
استقامت معلم برای آماده ساختن طرح درس
جای آنرا دارد اظهار نمود که موضوع اصلی و نام کتاب هذا مشخص کننده ی هدف عنوان فوق میباشد، یعنی اینکه هر عالم معلم شده نمیتواند... معلم شدن کار ساده ی نیست، بدین منظور باید گفت معلم شدن آسان است ولی معلمی کردن مشکل. در حقیقت شغل معلمی سخترین و با اهمیت ترین شغل هاست. باید در تطبیق و اجرای این وظیفه خیلی دقیق باشیم. زیرا اخذ دیپلوم، و حتی گرفتن ماستری و دوکتورا خیلی آسان است. ولی در تطبیق درس، طرح های خیلی مهم و مناسب بکار است. و انتقال دانش برای شاگردان میتود و طریقه های خاص را ایجاب میکند.
قابل یاد آوریست آنعده از معلمان محترم در ساختن و تطبیق طرح درس موفق اند به میتود های تدریس آگاهی مکمل داشته باشند. قسمیکه دانشمندان تعلیم و تربیت را عقیده برین است که تدریس خوب ضرورت به یک برنامه خوب دارد. یعنی هر برنامه قبلاً تهیه و آماده شود. و معلم قبل از ارایه تدریس باید به درستی باندیشد که کدام موضوع را تدریس میکند و از کدام متیود های تدریس کار میگیرد. و چگونه با شاگردان درس را در میان میگذارد. پلان خویشرا در حین پلان تقویمی قبل از قبل در نظر داشته باشد. در حقیقت طرح درس خیلی از مسافت های دور باید پی ریزی گردد. یعنی بدین معنی هر کسیکه در دوران تحصیل خویش آروزی پیشبرد رشته خود را داشته باشد باید در وقت تحصیل خود طرح و پلان خویشرا آغاز کند. بخصوص معلمان محترم در حین فراگیری دانش رشتوی و بعد اخذ دیپلوم در حین رخصتی های رسمی پلان و طرح درس خویشرا در نظر داشته باشند و آماده گی عام و تام بگیرند.
استقامت معلم برای آغاز یک درس خوب
استقامت معلم برای آغاز یک درس خوب نخست اراده راسخ میخواهد. و چند نکته ایکه استقامت معلم را برجسته میسازد قرار ذیل میباشد:
1- داشتن اراده محکم و حسن نیت خوب.
2- علاقمندی بی شایبه در مسلک و پیشبرد آن.
3- داشتن آماده گی کامل به درس.
4- با روان شاد داخل صنف شدن.
5- با شاگردان روحیه خوب و برخورد خوب داشتن.
6- شروع و ختم درس با دعا.
7- ارزیابی درس گذشته .
8- ارتباط دادن مطلب جدید با درس گذشته.
9- معلومات دقیق و روشن ساختن عنوان درس جدید.
10- به موقع داخل شدن در صنف.
11- احوال پرسی و تَفَقُد از شاگردان.
12- با فکر آرام و با نیروی کامل وارد صنف شدن.
13- از درس گذشته سوال کردن.
14- حاضری گرفتن در صنف.
15- ایجاد فضای صمیمت در صنف درسی.
توانایی معلم برای دلچسپ ساختن درس
دلچسپ ساختن درس به مهارت های شخص معلم مربوط میباشد. عده از معلمان شکایت دارند که شاگردان من خیلی تنبل و بیکاره هستند. اما این ادعای آنها قابل قبول و تصدیق دانشمندان تعلیم و تربیت هیچگاهی قرار نمی گیرد. در حقیقت خودی آن معلمان بیکاره هستند که شاگردان شان بیکاره شده اند. وقتیکه معلمان محترم از توانایی و مهارت خاص مسلکی و رشتوی با خبر باشند. خود بخود درس شان دلچسپ میگردد. در دلچسپ ساختن دروس خویش معلمان محترم موارد زیر را حتماً در نظر داشته باشند:
1- معلمان توانمند جهت دلچسپ ساختن درس خویش از یک میتود کار نمیگیرند.
2- معلمان توانمند جهت دلچسپ ساختن درس فضای صنف را پر از نشاط و سرور میسازند.
3- معلمان توانمند جهت دلچسپ ساختن درس تعادل را در اجرای درس خویش در نظر دارند.
4- معلمان توانمند جهت دلچسپ ساختن درس هیچ وقت در صنف دیکتاتوری نمی کنند.
5- معلمان توانمند جهت دلچسپ ساختن درس از منابع مختلف استفاده میکنند.
6- معلمان توانمند جهت دلچسپ ساختن درس خوش خُلقی را پیشه میکنند.
7- معلمان توانمند جهت دلچسپ ساختن درس وسایل درسی را در صنف با خود میبرند.
8- معلمان توانمند جهت دلچسپ ساختن درس شاگردان را همیشه تشویق میکنند.
9- معلمان توانمند جهت دلچسپ ساختن درس رفتار دوستانه و اکادیمک را با شاگردان قایم میکنند.
10- معلمان توانمند جهت دلچسپ ساختن درس شاگردان را بعد از ارزیابی دروس مورد تحسین و تمجید قرار میدهند.
توانایی معلم در پرسش و پاسخ
توانایی معلم در پرسش و پاسخ، دانش وافر و تحلیل درست میخواهد. زیرا شخص معلم در رشته و مسلک خویش وارد نباشد. از چگونه پرسش و پاسخ استفاده میکند. نخست باید معلم با مهارت های خاص سوال و جواب وارد باشد. بخصوص پرسش و پاسخ سوالات کوتاه در صنف درسی از جمله مهترین و موثرین شیوه درسی به حساب میرود که امروز دانشمندان تعلیم و تربیه به آن اهمیت قایل اند. که سیستم درس را از سیستم سنتی بیرون میکند. همچنان معلمان موفق میدانند که پرسش و پاسخ در صنوف درسی درس را از حالت خشک و بی محتوا بیرون میکند. و بسوی تحرک و اشتیاق سوق میدهد. البته پرسش سبب میشود تا برای شاگردان در مورد موضوع درس انگیزه خلق شود. و علاقه و کنجکاوی شاگردان را شگوفا ساخته شوق و ذوق یادگیری را افزایش میدهد.
در زمینه به شعری از مولانا صاحب توجه نمایید که در یک مصرع تمام اهداف عنوان را افاده میکند:
هم سوال از علم خیزد هم جواب هم چنان که خار و گُل از خاک و آب
اثرات مثبت عوامل عمده آموزش بالای شاگردان از جانب معلمان
نخست باید گفت در پروسه تدریس و فراگیری دروس توجه و عطوفت معلمان شرط اساسی بوده، که از یک جهت با عث رشد و انکشاف شاگردان گردیده و از جهت دیگر معلم به هدف خویش موفق میگردد. و در زیر شرایط لازمه ی آنرا مورد مطالعه قرار میدهیم:
- شاگردان از جانب معلمان در مواقع لازم تشویق و مکافات گردند.
- اجازه فُرصت جهت کشفیات دانش علمی و پدیده های طبیعی و اجتماعی داده شود.
- معلمان چنان رفتار کنند تا شاگردان احساس موفقیت نمایند.
- معلمان احساس مسوولیت و مفید بودن درس را برای شاگردان توضیح دهند.
- معلمان وضع درسرا چنان توضیح دهند که شاگردان احساس مصوونیت نمایند.
- معلمان برای شاگردان بیاموزند که پدیده های چون عدالت، انصاف و عدم تبعیضات را در نظر داشته باشند .
- توجه به خواسته های شاگردان و دریافت کمک از آن ها در صورت لزوم از جانب معلمان.
- امکان پرسیدن سوال و دریافت جواب در مواقع لازم از جانب معلمان محترم.
- در بیان آزادانه نظریات و خواسته های شاگردان معلمان گوش فرا داده و قناعت آنها را حاصل نماید.
- شاگردان نیاز به تصور و تفکر دارند باید معلمان آنها را مهلت دهند تا درست در سر بسنجند.
- نیاز به پذیرش، همچون دیگران را به شاگردان معلمان توصیه کنند.
بعضی طرقی که معلمان با استفاده از آن ها می توانند به این نیاز ها جواب ارائه نمایند عبارت اند از:
1- تشویق، مکافات و ستایش:
تشویق و ستایش بدین معنی نبوده که اگر معلمی برای شاگردش بگوید، « آفرین »، بلکه شاگردان در اثنایی که سعی می نمایند کار های دشواری را انجام می دهند بیشتر به تشویق ضرورت دارند. این موضوع ایجاب می نماید تا معلم بخشی از وقت خود را در مشاهدۀ کار شاگردان سپری نماید، ولی به سخنان شاگرد گوش فرا دادن عمده تر است نسبت به اینکه گفته شود« آفرین. » حتی بعضاً اظهار پذیرش از شاگردان توسط اشارات سر و یا تبسم نیز می تواند عوامل عمده ای برای یاد گیری مؤثر شاگردان به شمار آید.
2- برای شاگردان فرصت جهت کشف و دریافت موضوعات داده شود:
معلمین از طریق دادن سوالات، فرصت های فکر کردن، حل مشکلات، دریافت شیوه استفادۀ از کلمات و اعداد، دانستن و دریافت عوامل عمدۀ تاریخی و جغرافیای افغانستان و کشور های جهان را برای شاگردان میسر نمایند.
3- تقویۀ روحیۀ موفقیت شاگردان:
داشتن روحیه موفقیت قویتر از « شاد باش » گفتن معلم است. زیرا داشتن روحیه موفقیت برای شاگردان الی اخیر زنده گی شان همراه است، بناءً برای اینکه این روحیه در شاگردان انکشاف داده شود باید ایشان وظایف را قدم به قدم انجام دهند. و به شاگردان وقت داده شود تا بعد از انجام موفقیت آمیز یک قدم، وارد قدم بعدی گردند.
هر شخص مطابق میل خود و توانایی خود می آموزد، بناءً معلمین باید آمادۀ توظیف وظایف شاگردان به نحوه ای باشند که قدم بعدی آموزش توسط آن وظایف در ذهن شاگردان در هر مضمون پرورش یابد. این بدین مفهوم است که وظایف مختلف برای شاگردان مختلف در اوقات مختلف داده شود. عده ی شاگردان در آموختن بعضی مضامین نسبت به دیگران بهتر اند و این عمل آنها در صنوف مختلفه تغییر می کند ولی هر شاگرد نیاز دارد تا احساس موفقیت کند.
4- احساس مسوولیت و مفید بودن آن:
شاگردان مایل اند که مهم تلقی گردند و مسوولیت داشته باشند. تعداد شاگردان بزرگتر دهات مصروف پرورش و حفاظت حیوانات اند. در فامیل های توسعوی تعداد از شاگردان بزرگتر مسوولیت حفاظت شاگردان کوچکتر را دارند. مسوولیت حس اعتماد بخود را در شاگردان انکشاف می دهند و علاوتاً شاگردان مایل اند که مسوول انجام کار های مهم باشند، ولی باید بخاطر داشت که شاگردان مطابق سن شان به وظایف توظیف گردند. در زیر لست از وظایف موجود است که معلمان میتوانند در صنوف خود شاگردان را به آن ها توظیف کند:
- ترتیب و تنظیم مواد روزانه.
- کمک به شاگرد معیوب، شاگردی که لسان مکتب را نمیدانند یاجدیداً وارد مکتب گردیده اند.
- کمک به شاگردان که در یک مضمون ضعیف اند.
- آبیاری گل های داخل صنف گلدانها و باغچه ی مکتب.
- حفاظت از همه چارت های دیوار صنف.
5- احساس مصونیت:
عمده ترین مصونیت دور بودن از جنگ های مسلحانه است. همچنان بهترین مصونیت برای شاگردان این است که بدانند از آن ها چه توقعات بوجود خواهد آمد، بناءً معلمان می توانند چنین محیط را ایجاد نمایند که در آن همه قوانین و مقررات صنف، معلم و مکتب وضاحت داشته باشد. تا شاگردان بدانند چه بکنند و از انجام چه اموری پرهیز نمایند. دلایل مربوط به هر مقرره نیز باید ارائه گردد. اگر شاگردی بعضی از مقررات را مراعات ننمود در این صورت تخلف برای شاگرد شرح گردد و دلایل جزا دادن را برای هر تخلف نیز ارایه نماید. انتقاد بالای هر شاگرد باید مطلق وابسته به همان تخلف از مقرره باشد که شاگرد آن را مراعات نکرده است.
در اخیر باید گفت رفتار دوستانه و بدون دیکتاتوری معلمان را شاگردان توجه نمایند بخودی خود احساس مصونیت مینمایند.
6- پیش آمد مناسب و عدالت در صنف:
وقتیکه شاگردان آموختند که مقررات چه است، باید این را نیز بدانند که در صورت تخلف از آن مقرره مجازات خواهند شد. به شاگردان وقت داده شود، قبل از اینکه تخلف بیان گردیده باشد خبر داده شود تا از سلوک خود دفاع نمایند. در صنوف باید عملاً پیش آمد خوب و مناسب و تأمین عدالت عملی گردد تا شاگردان بدانند مثالهایی که توسط معلم ارائه گردیده است درست و مناسب می باشد. جزا دادن بدون موجب و یا نا مناسب نشان دهندۀ سلوک غیر مسلکی معلم می باشد. و باید معلم همیشه در صنف پیش آمد درست با همه داشته باشد و با یک شاگرد یک قسم رفتار کند و با شاگرد دیگر قسم دیگر رفتار کند درست نیست باید به همه یکسان برخورد درست کرده و عدالت را در صنف رعایت کند.
7- عدم تبعیضات:
معلم به هیچ وجه نباید بالای شخص خود شاگرد و فامیل، فرهنگ، لسان، قومیت و مذهب او انتقاد نماید و آزار ندهد، زیرا یکی از اهداف مکاتب این است که وحدت ملی را انکشاف دهد، بناءً هر نوع تبعیض، وحدت ملی را متضرر می نماید. پس معلم با تبعیض اصلاً از اوامر خداوندی اطاعت ندارد، مرتکب گناه کبیره شده مستحق مجازات در هر دو دنیا میباشد.
8- گوش فرا دادن به سخنان شاگردان و توجه جدی به علایق و خواست های آنها:
معلمین می کوشند که گویندۀ خوب باشند نسبت به اینکه یک شنوندۀ خوب، ولی یک شنوندۀ خوب دارای مهارت عمده و اساسی است. برای انکشاف روابط حسنه بین شاگرد و معلم، معلمی که به سخنان شاگرد گوش فرا می دهد مورد علاقمندی شاگردان بوده و از احترام آنان بهتر بر خوردار است. بنابر این می توان گفت مورد احترام و تمجید قرار گرفتن بهتر است نسبت به اینکه منبع و عامل ترس باشیم.
شنیدن یک مهارت است مانند دیگر مهارت ها و خواهان تمرین و حوصله می باشد.
نکات اساسی و عمده برای انکشاف مهارت شنیدن،
- یک محیط کاملاً آرام و مصئون انتخاب گردد.
- برای افهام و تفهیم وقت کافی داده شود.
- بطور مستقیم به جانب شاگرد نگاه کرده شود.
- مداخله به کار انکشافی شاگردان صورت نگیرد.
- به شاگردان احترام و ترحم کرده شود.
- انتقاد و قضاوت درست صورت گیرد.
- از لسان ساده استفاده و برخورد ملایم استفاده شود.
- اینطور شروع نمایید: «خوب بعداً چه واقع شد؟ » « خوب شما از وقوع آن چه احساس نمودید؟»
- در صورتیکه شاگردان نخواهند به سوالات شما جواب ارایه نمایند اصرار نکنید.
- به شاگرد گفته نشود از جایت بر خیز، یعنی گفته شود، شما از جایتان بر میخزید!
- یکصدو چهل و دو ویژه گی معلم کدام است که عشق به مسلک و دوستی با شاگردانش را نمایان میکند!
همانا در مقدمه تذکر به عمل آمد که در کار معلمی هزاران نازکی وجود دارد، ولی هزاران ویژه گی نیز وجود دارد. بنابر آن معلمان موفق و توانمند دارای بسیار اوصاف والا میباشند اما در اینجا یکصدو چهل و دو ویژه گی معلمان را مورد مطالعه قرار میدهیم. که قرار ذیل است:
1- جزء عبادت در مقابل خداوند « ج » مسلک خویشرا بدانند.
2- شاگردان را از عضو خانواده خویش کمتر ندانند.
3- مسلک و شاگردان خویشرا هیچگاهی از نظر دور ندارند.
4- از اخلاق و خلق خوش برخوردار باشد.
5- درش خویشرا بنام خداوند عالمیان آغاز نماید...
6- درس را به موقع شروع کند...
7- زمان درس را در نظر بگیرند...
8- به درس خویش غیابت نمیکنند...
9- وقت شاگردان را به ارائه مطالب بی هوده و بی معنی ضایع نکنند.
10- سعی گردد تا موضوع درس را که طرح شده تغییر نخورد.
11- هنگام تدریس نشاط روحی و عاطفی خود را حفظ می کنند.
12- با جبین باز به تدریس مشغول میباشند.
13- احساسات و عواطف شاگردان را جریحه دار نمی سازند.
14- در ایجاد فضای عاطفی در صنف تلاش می کنند.
15- شاگردان را از صنف دلسرد نمی سازند.
16- روشی را به کار می بندند تا شاگردان به میل و رغبت وارد صنف درسی شوند.
17- با شاگردان با مهربانی رفتار میکنند.
18- از سرزنش و تهدید شاگردان خود داری می نمایند.
19- شاگردان را در محضر دیگران تنبه نمی نمایند.
20- از شاگردان زحمتکش و قتاً فوقتاً تقدیر به عمل می آورند.
21- با داخل شدن به صنف شاگردان را به فعالیت تحریک میکنند.
22- در هنگام تدریس آرامش خویش را حفظ میکنند.
23- از قضاوت های نادرست می پرهیزند.
24- فضل فروشی نمی کنند.
25- از رفتار متعادل پیروی می نمایند.
26- هرگز شاگردان متخلف را به عذر خواهی از خویش وادار نمی سازند.
27- از علما و شخصیت های بزرگ تاریخ به نیکوئی یاد میکنند.
28- شاگردان را به جزء نام اصلی شان به نام دیگری خطاب نمی نمایند.
29- شخصیت شاگردان را محترم می شمارند.
30- از کلمات تمسخر آمیز و خارج از نزاکت دوری میکنند.
31- آنقدر می گویند که شاگردان توان شنیدن آن را داشته باشند.
32- محرم راز شاگردان خویش می باشند.
33- می کوشند تا شاگردان مشکلات خویش را با ما در میان بگذارند.
34- به سوالات شاگردان پاسخ درست ارائه میکنند.
35- در پاسخ دادن احساساتی و هیجانی نمی شوند.
36- در پاسخ دادن از مثال های زنده و قابل فهم برای عموم شاگردان استفاده می نمایند.
37- تلاش می کنند تا شاگردان از جوابات شان برداشت داشته باشند.
38- عذر خواهی شاگردان را می پذیرند.
39- از شاگردان توقعات بی جا نمی کنند.
40- می کوشند تا شفاف و روشن صحبت کنند.
41- در ارتباطات غیر کلامی محطاط می باشند.
42- از تکیه کلام پرهیز می کنند.
43- مطابق به پلان مطروحه تدریس عمل می نمایند.
44- از موضوع تعیین شده انحراف نمی کنند.
45- در تدریس ذوق و سلیقه خاصی را بکار می برند.
46- استفاده از تخته سفید را جداً در نظر میگیرند.
47- می کوشند تا نوشته های شان بدون غلطی باشد.
48- شاگردان را به برداشت دانش از تخته سفید و مارکر تشویق می کنند.
49- می کوشند تا تدریس ما به فهم عموم شاگردان مطابقت داشته باشد.
50- می کوشند تا به عمق موضوع که تدریس می کنیم برسیم.
51- در میان شاگردان رقابت سالم را ایجاد میکنند.
52- در برخورد با شاگردان عدل و انصاف را در نظر می گیرند.
53- حضور و غیاب شاگردان را فراموش نمی کنند.
54- شاگردان را جهت پای بند آمدن به مکتب تشویق میکنند.
55- از شاگردان غایب پرسش بعمل می آورند.
56- با اولیای شاگردان تماس همیشگی بر قرار می کنند.
57- از اجرای کار خانگی شاگردان مراقبت به عمل می آورند.
58- می کوشند تا کار خانگی را مطابق به سن، جنس و درجه فهم شاگردان به آنها واگذار کنند.
59- در هنگام صحبت به عموم شاگردان توجه و نگاه یکسان می داشته باشند.
60- کار های مربوط به صنف و مکتب را در میان شاگردان تقسیم میکنند.
61- به تمامی شاگردان مسوولیت می دهند.
62- در سپردن مسوولیت به شاگردان درجه هوش و استعداد آنها را در نظر می گیرند.
63- از روش های متفاوت در تدریس استفاده می نمایند.
64- مهارت در انتخاب روش های درس را وقتاً فوقتاً تمرین می نمایند.
65- به قیافه ظاهری خویش توجه همیشگی می نمایند.
66- می کوشند تا لباس پاک و منزه داشته باشند و درین مورد تنوع رنگ را در نظر میگیرند.
67- قبل از تنبه کردار منفی شاگردان را بررسی میکنند.
68- در پاکی و صفائی صنف درسی با شاگردان سهیم میشوند.
69- با پلان درسی منظم وارد صنف درسی میشوند.
70- می کوشند تا پلان درسی شان و استفاده از رنگ های مختلف آماده شود.
71- می کوشند تا در طول مدت تدریس حرکات منفی از ایشان سر نزند.
72- بیش از حد از شاگردان تمجید نمی کنند زیرا آنان مبادا غرور کنند.
73- می کوشند تا از تمامی خصوصیات فردی، اجتماعی و خانواده گی شاگردان خویش اطلاع کافی داشته باشند.
74- می کوشند تا شاگردان را به مطلبی که تدریس می کنیم درگیر سازند.
75- به عقاید اسلامی شاگردان احترام می کنند.
76- درس را با ارائه نقطه های کوتاه و قابل درک برای شاگردان دلچسپ می سازند. ( به موضوع رابطه داشته باشد.)
77- به کار خویش اعتقاد و ایمان قلبی دارند.
78- می کوشند تا در جریان تدریس صنف از حالت خشک و بی میلی خارج باشند.
79- حین تمرین تقسیم شاگردان را به گروپ ها فراموش نمی کنند.
80- باید به موضوع درس مسلط باشند.
81- بدون آماده گی داخل صنف درسی نمی شوند.
82- می کوشند تا اوقات استراحت شاگردان را نگیرند.
83- در ارتقأ سطح دانش مسلکی و تخصصی خویش می کوشند.
84- هیچگاهی نسبت به فعالیت شاگردان بی تفاوت نمی باشند.
85- کار های روزانه خویش را به استناد پلان روزانه خویش انجام میدهند.
86- می کوشند تا کار امروز را به فردا نسپارند.
87- از ابتکار و خلاقیت( نو آوری ) در تدریس استفاده کنند.
88- به کیفیت آغاز، جریان و ختم درس توجه میکنند.
89- در هنگام تدریس از مطالب متنوع استفاده می نمایند.
90- از تجارب معلمی و تدریسی معلمان مجرب با تجربه و کار آزموده وسیعاً استفاده می نمایند.
91- با معلمان دیگر مکتب برخورد و روابط دوستانه خویش را حفظ می کنند.
92- ارائه مطالب جدید را در هر درس فراموش نمی نمایند.
93- می کوشند تا در تمام مدت تدریس بخش بیشتر از فعالیت ها را شاگردان انجام دهند.
94- فعالیت شاگردان را دقیقاً زیر نظارت دارند.
95- هرگاه متوجه خستگی شاگردان شدند میتود تدریس را تغییر میدهند.
96- سعی می کنند تا هر مشکلی که در تدریس ما وجود دارد رفع نمایند.
97- در رفع مشکلات تدریسی خویش از معلمان مجرب دیگر کمک می خواهند.
98- موضوع و عنوان درس را در ابتدای درس مشخص می کنند.
99- می کوشند تا درس شان مرحله به مرحله اجراء گردد.
100- از یک موضوع به موضوع دیگر حین تدریس اجتناب می کنند.
101- می کوشند تا درس شان مسلسل و مطابق به پلان انجام شود.
102- بیش از اندازه حین تدریس به کتاب متوجه نمی شوند.
103- حین تدریس کتاب درسی و دیگر جزوه های تدریس را به فراموشی نمی سپارند.
104- عوامل ترک تحصیل شاگردان را شناسائی میکنند.
105- از داشتن لحن یکنواخت و تون صدای غیر ثابت پرهیز میکنند.
106- می کوشند تا تون صدای ما به تناسب تعداد شاگردان عیار شود.
107- درس را از یک محل در صنف به پیش نمی برند.
108- می کوشند تا از هر گوشه صنف به مقصد تدریس بهتر استفاده کنند.
109- حین تدریس از دست زدن های پی هم به سر و رخسار خویش اجتناب میکنند.
110- بطور یکنواخت دست های خویش را در پشتسر خود گره نمی کنند.
111- از انداختن مداوم دست ها در جیب خود داری می نمایند.
112- به این واقعیت همیشه توجه می کنند که از حرکات ما شاگردان تقلید میکنند.
113- از سخنرانی های زیاد که باعث خستگی شاگردان در تدریس شود خود داری می نمایند.
114- از وسایل کمک آموزشی به حد اعلی آن استفاده میکنند.
115- طریق استعمال ابزار آموزشی را تا جائیکه شاگردان را علاقمند می سازند به آنها یاد میدهند.
116- می کوشند تا همیشه در کار های ما نظم وجود داشته باشد.
117- شاگردان را طوری بار نمی آورند که بار دوش دیگران باشند.
118- شاگردان را طوری تربیت و پرورش میدهند که حقوق از دست رفته خویش را بخواهند.
119- برای شاگردان فُرصت انتقاد را میدهند.
120- از انتقاد شاگردان بی حوصله و خشمگین نمی شوند.
121- هرگاه در برابر پاسخ شاگردان جواب نداشته باشند به ندانستن آن اعتراف میکنند.
122- اگر در هنگام سوال شاگرد پاسخ درستی به آن نداشتند آن را تهیه می کنند و حتماً به آنها می سپارند.
123- از روش های خاص در برابر شاگردان پرخاشگر استفاده می نمایند.
124- شاگردان دیر آموز را تشخیص می دهند و به آنها کمک می کنند.
125- تجارب تازه خویش را به شاگردان انتقال می نمایند.
126- از خاطرات تلخ و شیرین زنده گی خویش به شاگردان حکایت میکنند.
127- به شاگردان فرصت سخن گفتن را میدهند.
128- شاگردان را در پاکی و صفائی صنوف درسی و مکتب تشویق میکنند.
129- شاگردان را عملاً در پاکی و صفائی صنوف درسی و مکتب شرکت میدهند.
130- شاگردان را در محافظت دارائی های عامه متوجه می سازند.
131- شاگردان را در تصمیمگیری های مهم شرکت میدهند.
132- قضاوت های سالم شاگردان را محترم می شمارند.
133- می کوشند تا همه فعالیت های ما به مشورت اداره و در جای لازمی نیز با شاگردان انجام داده شود.
134- در تمامی جلسات اداری و تدریسی مکتب بدون غیابت شرکت میکنند.
135- در تألیفات کتب درسی شرکت می ورزند و سهم خویش را در زمینه اداء مینمایند.
136- شاگردان را به مطالعه کتب مفید تشویق میکنند.
137- شاگران را وادار به داستان نویسی مینمایند و آنها را درین راستا کمک میکنند.
138- شاگردان را در انتخاب کتاب به مقصد مطالعه یاری می رسانند.
139- از اعمال فشار به شاگردان پرهیز میکنند.
140- هیچگاهی اسیر کلماتی چون قوم، نژاد، لسان وغیره نمی شوند.
141- ارزیابی از کار و پیشرفت تحصیلی شاگردان را بطور مداوم در نظر دارند.
142- نتایج امتحانات شاگردان را بعد از غور و بررسی در اسرع زمان دو باره به آنها مسترد می نمایند و می کوشند تا هر شاگرد به اساس لیاقت و زحمت کشی خویش در مقامی که شایسته آن است قرار گیرد و در این امر مهم هیچگاهی هم خداند « ج »، وطن و وجدان خویش را از نظر دور نمی داشته باشند و در این راستا آنقدر سختگیر و منضبط هستند که هیچ عاملی و فشاری مانع اجرای کار آنها شده نمیتواند.
در اخیر گفته های مان را به این فرموده ای از حضرت علی کرم الله وجهه به پایان می بریم.
که ایشان این گونه اظهار نموده اند:
مردن این است که بمانید ولی مغلوب و مقهور باشید. و زنده گی این است که بمیرید ولی پیروز باشید.
ادامه مطلب

